loading...
کلبه ی روانشناسی
مدیر بازدید : 66 شنبه 07 دی 1392 نظرات (2)
آنالیز روانشناسی فیلمهای پورنوگرافی

چندی پیش در خیابان جوانی را دیدم که فیلم پورنو میفروخت. در کنار فیلم های پورنو چندین فیلم عالی اسکاردار هم داشت. من با تعجب دیدم که تمام فیلمهای پورنو خیلی زود در همان لحظه حضور من فروش رفت ولی فقط 4 عدد فیلم اسکاردار خریده شد. خریداران این فیلمهای پورنو از تمامی طیفهای سنی بودند و من به وضوح خطر این موضوع را حس کردم و بر آن شدم این آنالیز را ارائه کنم. فیلم پورنو را در ادبیات نوین سیاسی نظامی و فرهنگی، حمله خاموش مینامند. در حال حاضر بیش از 500 میلیون سایت پورنو و نیز دهها هزار فیلم و تصویر پورنو ، تجارت سیاه چندمیلیارد دلاری برای گردانندگان این داستان ایجاد کرده است. پورنوگرافی از دو کلمه پورنو ( واژه لاتین به معنای فرد معامله گر جنسی) و گرافی ( مطالب تصویری و شنیداری و نوشتاری) تشکیل شده است. در صورت وجود دو شرط زیر فیلم پورنو محسوب میشود 1- فاقد ارزش علمی یا هنری باشد 2- با استانداردهای عرفی و فرهنگ جنسی جامعه منطبق نبوده و تلقی شهوانی شدن از آن گردد.فیلم پورنو هم مضرات زیاد دارد و هم منافع اندک و در این بحث به آن اشاره میکنم:
مضرات فیلم پورنو
1- حساسیت زدایی تدریجی فرد نسبت به اعمال جنسی مثل سکس گروهی یا سکس نامتعارف یا سکس با کودکان و نوجوانان و حیوانات یا سکس با محارم یا متاهلین و از بین رفتن قبح اخلاقی و عقلی و عرفی آن
2- تلقین رابطه زن و مرد بر پایه سکس به جای تعهد و علاقه و اطمینان
3- تحقیر زن و معرفی زن به عنوان وسیله خوشگذرانی و نیز تصویر انحرافی از مرد نشان دادن در خصوص اینکه مرد زن را فقط برای سکس میخواهد نه آرامش معنوی و انسانی
4- حضور مردان با اندامهای تناسلی نامتعارف که اکثرا با پروتز مصنوعی ایجاد شده است جهت تلقین کوچکی آلت تناسلی در مردان و زنان مشاهده گر جهت فروش وسایل بزرگ کننده آلت تناسلی فاقد ارزش علمی و تجارت هنگفت میلیاردی از سادگی و ناآگاهی افراد چرا که حتی آلت تناسلی 10 سانتی متر هم براحتی برای لذت جویی زن و مرد کافی است و مهم مهارت رابطه زناشویی است نه اندازه آلت!!
5- صداگذاری خاص بر روی فیلم برای اغراق چندین برابر لذت جنسی و گمراهی ذهنی در بیننده و شنونده و بخصوص ایجاد عدم اعتماد به نفس و سردی روابط زوجین یا جوانان دارای پارتنر یا خرده گیری و انتقاد زوجین از همدیگر با روابط معمول و نرمال زناشویی که فاصله بسیار زیاد با آن فیلمها دارد.
6- استفاده از زنان یا مردان دارای اندام متناسب و با چهره راضی و خرسند از این داستان برای از بین بردن قبح اخلاقی و نیز ایجاد دلسردی جاذبه جنسی فیزیکی در اکثر زوجین یا پارتنرها که اندامهای معمولی دارند.جالب اینکه در اکثر مردان و بخصوص زنان شرکت کننده در این نوع فیلمها ، اختلالات مصرف مواد، اعوجاجات روانی یا انزجار خود فرد از این فیلمها وفقط انجام آن بدلیل تمتع مالی دیده میشود.
7- زمان معمول یک رابطه جنسی از 2 دقیقه تا 10 دقیقه کاملا نرمال است. ولی با توجه به فیلمبرداری های چندباره از هنرپیشه های فیلم بعد هر انزال فردی و وصل تکه های فیلم گاها عمل جنسی خیلی طولانیتر جلوه میکند تا بتوانند داروهای تاخیری یا کاندومهای تاخیری خود را به افراد ناآگاه به فورش برسانند.
8- آموزش نادرست سکس به افراد به دلیل شروع خیلی سریع و مکانیکی سکس بدون مراحل پیش نوازی و پس نوازی در عمل جنسی
9- اعتیاد به دیدن این نوع فیلمها و سایتها میتواند زمان زیادی از فرد گرفته و باعث عقب افتادگی رشد شخصیتی اجتماعی تحصیلی فرد و حتی ازهم پاشی کانون خانواده گردد.
منافع
1- در مردان و زنانی که در خانواده های خشک یا سنتی یا مذهبی بزرگ شده و بخصوص زنانی که هیچ نوع اطلاع مهارتهای جنسی ندارند تا حدودی میتواند باعث آموزش و یادگیری پوزیشنهای مختلف سکس و بعضی اعمال جنسی دیگر گردد که البته خود ممکن است فرد را درگیر روابط پرخطر در آینده هم بکند.
2- به عنوان مرحله پیش نوازی جنسی در بعضی ها میتواند موثر باشد.
3- در ایجاد فانتزی های جنسی هم کمک کننده است.
4- در افراد با کاهش میل جنسی یا اختلالات نعوظ تا حدی میتواند کمک کننده باشد.
در کل عوارض و خطرات این فیلمها و سایتها بخصوص برای جوانان بسیار بسیار بیشتر از منافع آن است و بررسی های من نشان داده است که اکثر جوانان بدلیل عدم دسترسی به آموزش درست در خصوص مسایل جنسی، از روی کنجکاوی در ابتدا وارد این نوع مضامین میشوند و اکثر متاهلین به دلیل خروج از یکنواختی جنسی بدلیل ناآشنایی با روشهای حفظ طراوت رابطه زناشویی به این نوع فیلمها علاقه نشان میدهند. هم افراد در طیف سلامت نرمال و هم افراد در طیف اختلال شخصیت و دارای اختلالات روانپزشکی از این سایتها و فیلمها استفاده میکنند که البته در افراد با شخصیت مرزی و ضداجتماعی و خودشیفته و نمایشی بیشتر دیده میشود. جالب اینکه در مطالعات متعدد نشان داده شده است که انگیختگی جنسی مردان بیشتر در صحنه های مرد با زن دیده میشود ولی انگیختگی جنسی زنان در تمامی صحنه ها چه مرد با زن ، چه زن با زن، چه انسان با حیوان هم دیده میشود و این داستان قدیمی یعنی کمرنگ بودن بعد شهوانی در مقابل بعد عاطفی در زنان هم کم کم نیاز به تغییر نگرش علمی و اجتماعی فرهنگی دارد.
تقاضای بنده از مسوولین فرهنگی کشور به عنوان روانپزشک و محقق در مسایل جنسی و زناشویی،ایجاد فضا برای کار در رسانه و مدارس و دانشگاهها برای آموزش تربیت جنسی و مهارتهای زناشویی به مردم میهن میباشد قبل اینکه باورهای عرفی و اخلاقی ما، بازیچه دست دشمنان وطن قرار گیرد.

نوشته ی :
Touraj Shamshiri Nezam
مدیر بازدید : 46 دوشنبه 25 آذر 1392 نظرات (8)
 

 

حتما ازدواج کنيد!

 

 

 

مي خواهم يک توصيه جدي و اساسي به همه شما داشته باشم؛ اينکه حتما ازدواج کنيد! شايد تعجب کنيد و بگوييد ازدواج که کار بي حساب و کتابي نيست که فقط با يک توصيه بتوان آن را انجام داد. بله درست است اما هر ازدواجي هم لزوما آن ازدواجي که شما فکر مي کنيد، نيست!

 

ازدواج يعني پيوند با فرد ديگر و شروع زندگي مشترک با او. کسي که بين او و ما نوعي همدلي، تفاهم و علاقه عميق وجود داشته باشد و بتوانيم براي يکديگر و به خاطر هم، گذشت و فداکاري کرده و در فراز و نشيب هاي زندگي از خودخواهي ها و منيت خود بگذريم. اما ازدواج، محدود به اين نوع ازدواج کردن نيست! غير از يافتن جفتي ايده ال که بتوانيم زندگي مشترک خود را با او آغاز کنيم و ادامه دهيم، همه ما نياز به پيوند ها و مزدوج شدن هاي ديگري هم داريم! پيوندهايي که براي رشد ما ضروري هستند و بدون آنها نمي توانيم زندگي موفقي داشته باشيم.

 

 

با «شعور» ازدواج کنيد!

 

همه ما براي حل مسائل زندگي و روبه روشدن با سختي ها و مشکلات آن و همچنين در برخورد و برقراري رابطه با ديگران، نيازمند خرد و شعور هستيم. گرچه براي واژه شعور معاني زيادي قيد شده است، اما در اين مقاله ما شعور را توانايي به کار انداختن قوه عقل و خرد معنا مي کنيم؛ قدرتي که به وسيله آن مي توان به هر موضوعي، نگاه کامل تر و همه جانبه تري داشت و ابعاد بيشتري از موضوعات را ديد و فهميد. با آنکه گوهر شعور به همه انسان ها داده شده، اما متاسفانه اين گوهر در همه انسان ها به اندازه کافي آشکار نمي شود و مورد استفاده قرار نمي گيرد. در واقع ما ترجيح مي دهيم به جاي فکر کردن، سنجيدن شرايط و عواقب و تبعات کار و بررسي ابعاد مختلف موضوعات، واکنش هاي آني و هيجاني نشان دهيم و مسائل را به جاي عقل و تدبير با برخوردهاي احساسي زودگذر حل کنيم؛ در حالي که نقش شعور در زندگي ما خيلي بيش از اينهاست. شعور به ما کمک مي کند تا دريافت هاي ما عميق تر باشد و به عمل تبديل شود. به ما کمک مي کند تا مسائل خود و اطرافيان مان را به بهترين نحو، بدون ترس و اضطراب و ناکامي و بدون شکست حل کنيم. متاسفانه ما از اين گوهر دروني و نهائي دور مانده ايم و به همين دليل لازم است هر چه زودتر پيوند و ازدواج مان را به شعور و خرد خود برقرار کنيم.

 

 

با «بخشايش» ازدواج کنيد!

 

مدیر بازدید : 38 جمعه 01 فروردین 1393 نظرات (2)

 

***سال نو رو به همه ی مردم ایران به خصوص دانشجو معلمان عزیز تبریک میگم***


امیدوارم که سال خوبی برای خودتون و خانوادتون باشه


سال نو مبارک
 

 

سال1393

مدیر بازدید : 47 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات (0)

مردان احساساتی


مردهای احساساتی,ویژگی مردانه,حساس ترین مردها

شوهرتان جزء دسته نادر مردهای احساساتی است؟ یا مثل اکثر مردها یاد گرفته احساساتش را ابراز نکند؟ شاید خیلی برایتان عجیب باشد وقتی اتفاقی باعث سرازیر شدن اشک شوهرتان می شود و یا در موقعیت هایی چنان هیجان زده می شود که از جا به هوا می پرد.


با این که احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می رود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی می شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می کنند. هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. اگر چه هم مردان و هم زنان آه می کشند، گریه می کنند، شادی می کنند، خشمگین می شوندو داد و فریاد راه می اندازند، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آن ها متفاوت است.
 
مغز مردانه چگونه است؟
ارتباط بین نیمکره چپ مغز(جایگاه منطق) و نیمکره راست مغز(محل عواطف و احساسات) در زنان قوی تر است. ارتباط بین دو نیمکره در زنان شبیه یک بزرگراه است و به راحتی می توانند بین دو نیمکره حرکت کنند.

اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می شود دسترسی به احساسات برای مردها چندان آسان نباشد.به همین علت است که واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف تر است.
 
مرد که گریه نمی‌کند!
پسرها معمولاً این درس را زود یاد می گیرند . آن ها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می دهند تا چهره انسان ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می کنند(به جز خشم). در زمین بازی پسرها یاد می گیرند که جلوی اشکشان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. در سنین بزرگسالی هم مردان صحبت کردن را در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می دانند، برعکس خانم ها که برای نزدیکی به دیگران با آن ها وارد صحبت می شوند.
 
خشم، ویژگی مردانه!
اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی می شوند، اما خشم همچنان یک ویژگی مردانه به حساب می آید. خشم به این علت به وجود می آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می شود. با این وجود این کاری است که مردان انجام می دهند، چون می ترسند که اگر کمی به احساساتشان بها بدهند دیگر کنترل آن از دستشان خارج می شود.

وقتی با شوهرتان پیاده روی می کنید، سد دفاعی او شکسته می شود.

مردانی که بیش از همه احساساتشان را پنهان می کنند احتمالاً حساس ترین مردها هستند. مردها باید بتوانند احساساتشان را ابراز کنند .

مردهای احساساتی,ویژگی مردانه,حساس ترین مردها

این اقدامات به مردها در ابراز احساسات کمک می کند:

مدیر بازدید : 54 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات (0)

محبت همسرانه، نیاز به سانسور ندارد

روان شناسان و مشاوران خانواده بر این مهم تاکید و اذعان دارند که مهم ترین عامل احساس رضایت زن و شوهر از زندگی زناشویی، وجود محبت و صمیمیت در خانواده است. بدون وجود این عامل، همسران از زندگی در کنار یکدیگر، احساس لذت نمی ‌کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف و مشاجره خانواده را تهدید می کند.

جالب است بدانید همه ما این راز موفقیت زندگی مشترک را می دانیم و واقف به اثرات شگفت انگیز هستیم اما متاسفانه فرسنگ ها از ابراز این جادوی صمیمیت به دوریم!!!

به راستی چرا چنین است؟!

برای شنیدن پاسخ ، پیشنهاد می کنیم این یادداشت را مطالعه نمائید.

 

محبت میان زن وشوهر

 

کسب روزی حلال، جهاد مرد است

مرد می‌داند ازدواج که کرد، باید خرج زندگی را بدهد. می‌داند که تلاش برای کسب روزی حلال، جهاد است. می‌داند که خانواده به او قوامیت می‌یابد. می‌داند که خوب است مرد مهربانی باشد. سعی هم می‌کند که مهربان باشد، ولی کسی از او انتظار ندارد برود کلاس همسرداری، کتاب‌های روان‌شناسی زنان بخواند و یا دغدغه داشته باشد برای عاشق‌نگه‌داشتن همسرش.

مرد می‌داند از خانه که بیرون می‌رود، باید آراسته باشد. می‌داند که باید معطر باشد. می‌داند که باید مرتب باشد و می‌داند که خانه محل آرامش است؛ جایی است که بعد از یک روز کاری سخت، می‌تواند زمانی برای خودش داشته باشد.

برای یک زن نجیب، محیط خانه محلی است برای عیان کردن همه‌ی ویژگی‌‌های زنانه برای جلب توجه یک مرد. برای مرد، خانه جای استراحت است؛ محیط راحت‌لباس‌پوشیدن و راحت‌رفتارکردن.

از سوی دیگر، زن تشنه محبت و موجودی سرشار از مهر و عاطفه و احساس است ازوجودش مهر و محبت می جوشد دلش می خواهد محبوب دیگران باشد و هر چه محبوب تر باشد شاداب تر خواهد بود اما اگر بداند که محبوب کسی نیست خود را شکست خورده می پندارد و پژمرده و افسرده خواهد بود از این رو نیکوترین روش همسرداری محبت و علاقه است.

رسول اکرم (ص) فرمودند: هنگامی که مردی به همسرش می گوید تورا دوست دارم هرگز از دل زن بیرون نمی رود؛ همچنین روایت شده است که زمانی که مرد به صورت همسر خود نگاه کرده و همسرش نیز به او نگاه کند، خداوند بزرگ به دیده‌ی رحمت به آن دو نگاه کند. (1)

زن نیاز دارد به توجه یک مرد، به جذاب بودن برای یک مرد و به این‌که مردی بخواهد افکارش را، احساساتش را و دغدغه‌هایش را بشنود؛ به این‌که مطمئن باشد یک مرد در دنیا هست که دقایقی از روزش را به فکر کردن به او می‌گذراند. مردی هست که در خدمت اوست و از خدایش است که در خدمت او باشد.

مردی هست که می‌خواهد توجه او را جلب کند. می‌خواهد توانایی‌های مردانه‌اش را به رُخش بکشد. مردی که همه‌ی جذابیتش، همه‌ی شوخ‌طبعی‌اش، همه‌ی هنرهای جذب جنس مخالفش، همه‌ی خاطرات جالبش، همه‌ی اظهارنظرهای حکیمانه‌اش، همه و همه را می‌خواهد برای او خرج کند.

ولی خانه برای مرد، جای خرج کردن جذابیت‌هایش نیست؛ جای استفاده از جذابیت‌های همسرش است؛ جایی که زن محرمش منتظرش است. بی‌چون‌وچرا منتظرش است و متشکر از همه‌ی زحماتی که این مرد برایش می‌کشد.

 

جهاد زن شوهرداری است

زن می‌داند که وقتی ازدواج می‌کند، باید زندگی کردن بلد باشد. زنی که نتواند زندگی‌‌اش را مدیریت کند، نتواند محیط خانه را برای شوهرش جذاب کند، شوهرش مشتاق نباشد برای برگشتن به خانه، مهارت‌های زنانه‌اش کم است.

اگر شوهر به اندازه‌ی کافی مهربان نیست، حتما مشکلی وجود دارد. باید مهارت زن را افزایش داد. دختران می‌دانند که مدیریت فرهنگی خانه با آن‌هاست. می‌دانند که آن‌ها باید دل شوهرشان را به‌دست آورند. می‌دانند که اگر یک زن کامل باشند، مردشان عاشقشان می‌شود. اگر لازم باشد، تمام کتاب‌های روان‌شناسی مردان را زیر و رو می‌کنند، کلاس همسرداری می‌روند، مشاوره می‌روند و… باید یاد بگیرند که این مرد را عاشق کنند و برایش کافی باشند. باید کانون خانه را گرم کنند. جهاد زن این است.

محبت میان زن وشوهر

محبت میان زن وشوهر جزو حرف‌های مگو است

مدیر بازدید : 40 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات (0)

جنس مخالف را این جوری ببینید بهتر است


جنس مخالف,تفاوت های زن و مرد, شغل همسر

واقعیت این است که علی رغم آنکه بسیاری از ما فکر می کنیم جنس مخالف خود را می شناسیم، نوع رفتارها نشان می دهد که اینطور نیست. هر روز مردان زیادی با حرف ها و رفتارهایشان زنان را می رنجانند و زنان فراوانی با آنچه می گویند و انجام می دهند، مردان را عصبانی و خشمگین می کنند.

بخش عمده صدماتی که زنان به مردان و مردان به زنان وارد می کنند، ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت آنها از یکدیگر دارد. واقعیت این است که علی رغم آنکه بسیاری از ما فکر می کنیم جنس مخالف خود را می شناسیم، نوع رفتارها نشان می دهد که اینطور نیست. هر روز مردان زیادی با حرف ها و رفتارهایشان زنان را می رنجانند و زنان فراوانی با آنچه می گویند و انجام می دهند، مردان را عصبانی و خشمگین می کنند.

اینها حکایت از این دارد که این دو جنسیت، به ویژگی های و حساسیت های طرف مقابل اشراف ندارند. واقعیت این است که زنان و مردان، تفاوت های فراوانی با یکدیگر دارند. هر چه ما تفاوت های فردی زن و مرد را بیشتر بشناسیم، از با هم بودنمان بیشتر لذت می بریم و کمتر موجب رنجش و اذیت یکدیگر می شویم. در این شماره نیز به یکی دیگر از این تفاوت ها اشاره می کنیم:

یکی از تفاوت های جدی زن و مرد این است که اولویت اول مردان، شغل آنهاست و اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترکشان است. توجه به این تفاوت فردی و رعایت نکاتی در این باره، می تواند در بهبود همسران تاثیر فوق العاده ای داشته باشد؛ همانطور که عدم توجه به آن می تواند هزینه های سنگینی را بر خانواده تحمیل کند و سرمایه های عاطفی زندگی را به خطر بیندازد.

قابل توجه زنان:

اولویت اول مردان، شغلشان است
به طور کلی مردان بیش از هر چیزی برای شغلشان اهمیت قائلند و همواره آن را در اولویت قرار می دهند؛ هنگامی که مرد، علاوه بر اینکه ثبات شغلی دارد، روز به روز هم پیشرفت کاری بیشتری داشته باشد و موقعیت بهتری پیدا کند، احساس موفقیت و ارزشمندی خواهد کرد و ارتقای شغلی و مالی، به او احساس اقتدار و اعتماد به نفس بیشتری می دهد.

در نقطه مقابل، وقتی مرد از لحاظ شغلی شکست می خورد و یا علیرغم تلاش بی وقفه پیشرفت قابل توجهی نمی بیند، آنچنان به هم می ریزد که حتی ممکن است احساس درماندگی کند و اعتماد به نفس خود را به کلی از دست بدهد.

اینکه اولویت اول مردان شغلشان است، به هیچ وجه به این معنا نیست که به موضوعات دیگر زندگی، از جمله خانواده و همسر خود بی اعتنا هستند؛ بلکه معنایش این است که همه چیز، بعد از شغل برایشان اهمیت دارد. از نظر یک مرد، همسر خوب کسی است که بتواند آرامش و امنیت را در خانه به وجود بیاورد و حفظ کند تا اوبتواند در آوردگاه شغلی خود، تمرکز لازم را داشته باشد. وقتی زن، بنا را بر ناسازگاری، تنبلی و لجبازی می گذارد یا به واسطه عدم حضورش در خانه، امنیت خانه را زیر سوال می برد، مرد را دچار استرس می کند و این نگرانی و به هم ریختگی مرد، به شغلش منتقل می شود. در واقع او احساس می کند که با وجود چنین زنی، نمی تواند پله های موفقیت را طی کند.

جنس مخالف,تفاوت های زن و مرد, شغل همسر

آرامش و امنیت خانه را حفظ کنید
برای نفوذ به قلب یک مرد، شما باید بتوانید با حضور و رفتارتان در خانه آرامش و امنیت ایجاد کنید؛ حتی اگر شاغل هستید، باید تمام همت شما بر این باشد که اشتغال، به امنیت و آرامش خانه آسیبی نزند. وقتی حضور زن در خانه کمرنگ باشد یا فضای خانه، آشفته و به هم ریخته شود، وقتی غذا آماده نیست و بچه ها سر و سامان درستی ندارند، مرد تمرکزی را که لازمه موفقیت شغلی است، از دست می دهد.

شغل او را محترم بشمارید
به شغل همسرتان احترام بگذارید و آن را جدی تلقی کنید. هرگز سعی نکنید اثبات کنید که شغلش اهمیت چندانی ندارد و او کار مهمی نمی کند. دقت کنید که هر تقاضایی از مرد دارید، با در نظر گرفتن شغل و محدودیت های کاریش باشد؛ مثلا اگر می خواهید با همسرتان به خرید بروید یا برای ثبت نام مدرسه بچه ها اقدام کنید، از یک هفته قبل به او اعلام کنید و از او بخواهید که قرارها و برنامه های کاری اش را به گونه ای تنظیم کند که هفته بعد بتواند شما را همراهی کند. از درخواست های ناگهانی و یکباره اجتناب کنید؛ مثلا اینکه ناگهان با او تماس بگیرید و به او بگویید که امروز زودتر به خانه بیاید، او را ناراحت می کند. در واقع وقتی شما چنین درخواستی می کنید، او احساس می کند که برای شغل او ارزشی قائل نیستیدو شرایط کاری اش را درک نمی کنید. برای همین حتی اگر کاری هم نداشته باشد، ممکن است واکنش منفی نشان دهد و درخواست شما را اجابت نکند.

قابل توجه مردان:

اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترک است
برای یک زن، هیچ چیز مهمتر از رابطه عاشقانه و زندگی مشترک نیست. او دوس تدارد احساس کند که مردش به او توجه می کند و به زندگی و مسائل آن اهمیت می دهد. او می خواهد اولویت اول مردش نیز مانند خودش، عشق و زندگی اش باشد و وقتی می بیند که مرد، شرایط عاطفی و احساسی او را درک می کند، خستگی و احساس تنهایی او را می فهمد و به آن توجه و واکنش مثبت نشان می دهد، احساس خوشبختی می کند و البته در نقطه مقابل، وقتی احساس کند که مرد به او توجهی ندارد و خانه را تنها یک خوابگاه می بیند که شب ها به آنجا برمی گردد و غذایی می خورد و می خوابد، احساس ناامیدی می کند. او رویاهای خود را به نوعی بر بادرفته می بیند و همه آنچه را که در خلوت و خیال خود در دوران مجردی تصور کرده بود، نابود شده تلقی می کند.

مدیر بازدید : 51 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات (0)

مرد باش، تا زن باشم

زنی می تواند زنانه رفتار کند که در کنار یک "مرد" زندگی کند. زنی که همیشه مجبور است وظایف مردانه ی همسرش را انجام دهد، هیچگاه لذت زن بودن را درک نخواهد کرد.

 

وظایف مردانه ,حمایت کردن از خانواده

 

زنان سرپرست خانوار

گناه بسیاری از زن ها چیست که همسرانشان مردانه عمل نمی کنند؟ مردانی که در حمایت کردن از خانواده ضعیف عمل می کنند، مردانی که در تصمیم گیری تردید دارند، مردانی که خودشان را طعمه ی سوء استفاده کنندگان و کلاهبرداران قرار می دهند، نمی توانند از زنانشان توقع زن بودن داشته باشند! زنی می تواند زنانه رفتار کند که در کنار یک "مرد" زندگی کند. زنی که همیشه مجبور است وظایف مردانه ی همسرش را انجام دهد، هیچگاه لذت زن بودن را درک نخواهد کرد.

شاید شما هم دیده باشید زنانی را که اجازه ی حرف زدن یا تصمیم گرفتن به همسرشان نمی دهند و نه تنها حق مدیریت، بلکه حق استقلال شخصی او را در رای و نظر هم سلب می کنند. حتما از رفتار آنها احساس انزجار کرده اید. اما باید دید رفتار آن مرد چگونه بوده که همسرش با بی قراری و بی تابی به جای او عکس العمل نشان می دهد. چرا به جای او حرف می زند و تصمیم می گیرد؟

اگر مشکل آن زن استبداد است و در رفتار با همه ی نزدیکان و اطرافیانش این طور عمل می کند، حرجی بر مرد نیست و این زن است که باید اصلاح شود. اما اگر مسئله، استبداد نیست و مشکل از ضعف مرد است، در این صورت کسی که باید سرزنش شود مرد است.

زنی که تجربه کرده است اگر مثل مرد به میدان نیاید باید خسارتهای فراوانی بپردازد چگونه می تواند به همسرش اعتماد کند؟ هر جا از مسئله ای بی خبر بماند طولی نمی کشد که یک مشکل غافلگیر کننده یقه اش را می گیرد. او باید به ادارات مختلف سر بزند تا مشکلی را حل کند ولی در مرحله ی امضاء، لازم است سرپرست خانواده بیاید، اینجا دیگر خان هفتم رستم است مرحله راضی کردن سرپرست خانواده برای پا گذاشتن در مکانهای اداری!

زنی لذت زن بودن را می فهمد که اگر پولی از شوهرش دریافت کرد نگران نباشد که آن را از کجا آورده و کی قرار است تاوان آن را پس بدهد. هر زنی چنانچه در پناه مردی با کفایت و مقتدر قرار گیرد، خواه نا خواه به نقش زنانگی خود روی می آورد و واقعا از زن بودنش لذت خواهد برد.

مدیر بازدید : 51 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات (0)

تست خودشناسی قوه تصور و خیال

 

تست خود شناسی قوه تصور وخیال

 

اگر تا کنون قوه تخیل خود را آزما یش نکرده اید ویا اگر کرده اید وباز هم می خواهید این کار را انجام دهید پرسشنامه زیر را تکمیل کنید .این پرسشنامه براساس چندین آزمون درباره تصور تهیه شده است ؛که یکی از آنها آزمون دانشگاه یل است.


۱-بدون اینکه سرخ شوم می توانم دروغی مصلحت آمیز بگویم.

 

الف:به ندرت

ب :گاهی اوقات

پ :اغلب

 

 

۲-گاهی در سینما گریه میکنم

 

الف:به ندرت

ب :گاهی اوقات

پ :اغلب

 

 

۳-میتوانم در ابرها؛کوه ها وکاغذهای دیواری طرح ها و نگاره هایی پیدا کنم.

 

الف:به ندرت

ب :گاهی اوقات

پ :اغلب

 

مدیر بازدید : 39 دوشنبه 30 دی 1392 نظرات (0)
خداوند در قران میفرماین ای انسان به انچه اگاهی و علم نداری عمل مکن(پیروی نکن) ..... نمیدونم چرا ما ادمها اینقد سنگیم ... سفت اندیشه هامونو چسبیدیم بدجورم اعتقاد داریم که درسته آره من روشتفکرم ... فقط من میفهمم ...فقط ایده ی من درسته...... اگه کسی حرفی بزنه دستامونو میذاریم تو گوشمون وداد میزنیم نه خیر اینجوری درسته .... مگه تجربه ی چند نفر رو داریم ؟؟؟؟؟ چرا اینجوریاست ؟؟ چرا اگه حرفی نظری ایده ایی شنیدیم نمیریم دنبالش که ببینیم واقعا درسته یانه /؟؟؟؟؟ چرا فک میکنیم خدا ی تجربه اییم وصد درصد درست فکر میکنیم ؟؟؟؟؟؟ برام خیلی جالبه ... مگه ما ادما از زندگی چی میخوااییم /؟؟ قراره چند سال زنده بمونیم ؟؟ چندتا خواهر وبردار.... چند تا مادر و چند تا همسر /؟؟؟؟ چرا وقتی میتونیم خوب و سالم زندگی کنیم و صدالبته با نشاط و صمیمیت ... ولی .... همه هم فک میکنن دارن سالم زندگی میکنن ... آخه چرا چشاممونو بستیم ... مگه چند بار فرصت زندگی کردن داریم ؟؟؟؟؟ برای خیلی جالب و عجیبه .... وزجر آور.... وقتی میبینم این همه پسر میاد کامنت خصوصی میذاره مینویسه ... داره مغزم منفجر میشه ... س ک س با محارم .... این دیگه چه صیغه ایی بود خدا .... یه زمانی مرد پشت و پناه ی زن بود .... حتی اون گردن کلافتای خیابونی ... چجور بجون هم میفتادن بخاطر یه دختر که چی ... به دختر محله ی ما متلک پرونده ....از مادر زاییدن نشده ...میکشمش ...کو اون مردونگیا ؟؟؟ اخه کی دختر اینقئر لب عفن بود.... کی ؟؟؟ که برای بگو بخند با یه پسر خودشومفت بفروشه .... به همکلاسیم میپرسم ...که چی ... مگه واقعا میخوای باش عروسی کمی ... میگه نه بابا تو کجای کاری دارم خوش میگذرونم ..... خداوند در قران کریم میفرماییند حرف گوش کن چشاتو رو اون حرامه ببند چنان لذتی میچشونمت که .... این همه وعده وعید داه ... چرا انگشتامونو گذاشتیم تو گوش ..... دنبال هوسمون راه افتادیم .... متاسفانه یا خوشبختانه آمار فساد داره همیچنان میره بالا ... تااونجایی که من خوندم وپیگیر شدم 92% از مردا و 50% از خانومها..... آخه کیه که احساس نیاز نکنه ؟؟ کیه که د.ست نداشته باشه دست جنس مخالفشونگیره و قدم نزنه /؟؟؟ و..... نمیدونم چرا ما ادمها اینقدر جنگ داریم با روانشناسا .... داریم به این فکر میکنم که مثلا مگه اونها مرضن دارن بیان یه حرفی یه نظری ویاا..... که چی بشه مثلا /؟؟ هرچی باشه اونها بهتر از ما تجربه دارن وبیشتر ... نه فقط در حد خوندن ندتا کتاب ومقاله ... اونها دارن روزانا با چندین وچندتا ادم سرو کله میزنن .... تا حالا اینو که شنیدین /؟؟ شاید شما اولین نفری باشین که به چیزی گرفتار میشه ( حالا بیماری یا مشکل دیگه ...) ولی اخرین نفرین نیستین و ممکنه صدها ادم مثل شما..... وقتی این همه ادم میاد از عذاب وجدان خیانت به همسر تا عدم احساس رضایت تا جدایی سر چیزای الکی .... یعنی اینقدر زندگی الکیه /؟؟؟؟ اینقدر ساده واسون داریم میگذریم /؟؟؟ شما هارو نمیونم ... اما دوروورم اینقد ادم میشناسم که تازه ازدواج کردن ...یکی بعد 2 ماه یکی 12 و ی..... دارن جدا میشن ...تا حالا سعی کردین بدونین چی میشه که کار به اینجا میکشه ؟؟؟؟؟ تا حالا دنبالش رفتین /؟؟؟..... یکیش خیانته .... یکی دیگش هم مناسب نبودن هم برای زندگی ..... گذشت اون زمونه که دختر پسره به پای هم میسوختنو همو تحمل میکردن ... منظورم من از تحمل یه چیز دیکس .... تاحلا شنیده که خیلی ها میگن 20 ستله دارم این زندگی کوفتی رو تحمل میکنم ... و آه وناله وگریه /؟؟؟/ من نمیدونم میزان صمیمیتتون با آدما چقدره .... حداقل سعی کنین بدید تجربه سر دربیارین .... برای هم ساخته نشدن .... کسی نگفته برین 2 سال با یه نامحرم دهن به دهن بشید و ...تا ببینید بدرد هم میخورین یا نه ..... اما سعی کنین ... راحت هم تصمیم نگیرین .... باتمام وجودتون بخوایید که سر از شخصیت خودتون اول دربیارن بعد طرف مقابلتون .... آخه تو این دوره کی ندیده ونشناخته خوشبخت شده /؟/// غربی و.... این مزخرفات دیگه چین /؟؟؟/ اون زمان آدما اینقد آب زیر کاه نبودن .... که راحت با یه تحقیق و.... شماهارو نمیدونم .... اما من زیاد دیدم زیاد..... اصلا میدونیین تفاهم ندارن یعنی چی ؟؟؟ همو نمیتونن بپذیرن یعنی چی ؟؟ بر ای هم ساخته نشئن یعنی چی /؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا برای چی اینجوری میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ اصلا میدونین عدم شناخت یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه مثال ":: خودمو میگم یکی از بدترین ویژگی اخلاقی من حساس بودنمه ... ز.ودرنج .... خب بنظرتون خوبه یه بد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ هم خوبه هم بد ..... یه آقایی اومده بود گفته بود خانمم خیلی مرده ... اصلا نمیدونه نازو ادا چیه اصلا لطافت زنانه نداره ..... یکی هم اومده بود گفته بودش خانوم من خیلی حساسه دیگه حوصله امو سر برده ..... ادمها چقد متفاوتن .... یکی دوت داره خانوم احساساتی داشته باشه یکی نه ...( منظور ما از نوع نرمالشه ....) خب فک کنید ... ا اگه بدون شناخت اون آقاهه بیاد یه خانوم احساساتی رو انتخاب کنه چی میشه /؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ هم خودش هم خانومش ...... شناخت و شنخاتو ...شناخت ... اینقدر مهمه که نگو .....ترجیح میدم نه مثالی بزنم ... نه توضیحی ...خودتون برین دنبالش ... خودتون با چشمای خودتون اهمیتشو بفهمین .... توروخدا اینقدر سفت اندیشه هاتونو نچسبین ... حرفای آخر : با تمام وجودتون بخوایین کسی رو خوشبخت کنید .... تمام عشق و علاقه ومهرو .توجه و.... نگه دارین برای یه نفر باورکنید .... قلب ما آدما فقط مال یکیه .... اونوقت هروقت وقتش رسید این عشق این امانت ( هم جسمو هم روحتونو) تقدیم کنید به عزیزترین کستون همسرتون...... از الن سعی کنید اول خودتونو بشناسید ... ببینید دنبال چی هستین ؟ چ بهتون آرامش میده ؟ متاسفانه خیلی از ادمها ملاک انتخابشون شده مال و زیبایی ///// از کی تا حالا خوشبختی اورده /؟؟ کیا باداشتن یه همسر پولدار خوشبخت شئدن /؟/ کیا با داشتن یا خانوم ماه رو خوشبخت شدن /؟؟؟ چرا اونقد که روی سانت طرف مقابلمون حساسیم که کتر و بیشتر ما نباشه وبهم بیاییم ب روی شخصیت و یزگیش زوم نمیکنیم /؟؟؟ باور کنید فقط اخلاقه فقط شعور وفهم همسرمونه که استحکام زندگیمونو تضمیبن میکنه و نه چیز دیگه ایی.....پس کنید چشماتونو باز کنید ...عاقلانه انتخاب کنید ....
مدیر بازدید : 56 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

کسب آرامش حتی در شرایط نامطلوب


کسب آرامش ,داشتن آرامش,راههای کسب آرامش

 

در دنیای پرهیاهوی امروز تقریبا همه ما گاهی از یکدیگر می‌رنجیم، بی‌آنکه بخواهیم، یکدیگر را می‌آزاریم و در موقعیت‌ها و شرایطی قرار می‌گیریم که برایمان بسیار ناراحت‌کننده یا غیرقابل تحمل است. اما واقعا چرا اینگونه است؟

چرا اجازه می‌دهیم شرایط بیرون و اطرافیانمان اینگونه ما را آزرده‌خاطر و آسیب‌پذیر کند؟ در این میان چه‌کسی مقصر است؛ ما که شاید بیش از حد حساس شده‌ایم یا دیگران که به‌خود اجازه می‌دهند اینگونه با ما رفتار کنند؟ با اندکی تامل درمی‌یابیم که تقریبا غیرممکن است کاری کنیم که دیگران همیشه آنگونه که ما می‌خواهیم با ما رفتار کنند یا هرگز ناراحتمان نکنند. پس بهترین راه این است که نحوه پاسخ‌دهی خودمان را با شرایط بیرونی به‌درستی هدایت کنیم. اما توجه داشته باشیم که نباید به‌دنبال راه‌حل فوری بگردیم زیرا اگر می‌خواهیم نتیجه خوبی بگیریم، باید با صبر و حوصله زیاد تکنیک‌های مناسبی را به‌کار ببندیم.

در واکنش و برخورد با دیگران هنگامی که بعضی احساسات مانند خشم، اضطراب، خستگی یا احساس گناه بر ما غلبه می‌کنند، نمی‌توانیم واکنش مناسبی داشته باشیم. مثلا اگر در یک مصاحبه شغلی یا هنگام گفت‌وگو با شخصی مهم بیش از حد دچار ترس، اضطراب یا نگرانی شوید، نمی‌توانید به‌گونه‌ای مۆثر و موفقیت‌آمیز عمل کنید. بنابراین از موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اید می‌رنجید و آزرده‌خاطر می‌شوید.

هر روز هزاران عامل ناراحت‌کننده اطراف ما وجود دارد. اما اگر تصمیم داشته باشیم واکنش درستی در مقابل آنها داشته باشیم، نباید بگذاریم به راحتی ما را برنجانند. در واقع هیچ‌چیز نمی‌تواند ما را ناراحت کند، مگر اینکه خودمان اجازه دهیم این اتفاق بیفتد. بنابراین باید ببینیم در یک موقعیت ناراحت‌کننده چه عواملی باعث می‌شوند ما واکنش نامناسب یا تندی داشته باشیم. ابتدا به‌نظر می‌رسد وقتی در برابر موقعیت یا شخص خاصی قرار می‌گیریم احساس یا رفتار نامناسبی داریم که باعث رنجش یا اقدام نامناسبی از طرف ما می‌شود اما با بررسی بیشتر متوجه می‌شویم که این باورهای ما درباره رویدادها یا اشخاص مختلف است که نوع احساسات و رفتار ما را شکل می‌بخشد. باید ببینیم وقتی با موقعیتی دشوار یا شخصی سختگیر مواجه می‌شویم، قبل از اینکه به احساس یا رفتار خاصی برسیم چه کار می‌کنیم؟ برای توصیف کاری که در این بین انجام می‌دهیم واژه‌های زیادی وجود دارد؛ سریع واکنش نشان می‌دهیم، تصمیم می‌گیریم، تحلیل یا قضاوت می‌کنیم، موقعیت را می‌سنجیم و ارزیابی می‌کنیم و...

اما تمام این واژه‌ها تحت عنوان فکرکردن قلمداد می‌شوند و شیوه تفکر ما در پاسخ به شخص یا موقعیتی خاص، یعنی نحوه پاسخ‌دهی و رفتار ما را در مرحله بعد معین می‌کنند و نشان می‌دهند که آیا اجازه می‌دهیم شرایط بیرونی به راحتی ما را ناراحت کنند یا خیر؟ متأسفانه بسیاری از اشخاص، به‌ویژه در موقعیت‌های خاص و غیرمنتظره اصلا فکر نمی‌کنند و فقط واکنش نشان می‌دهند ولی در بسیاری موارد ما براساس باورهایی که نسبت به موقعیت‌های مختلف داریم احساس و رفتار می‌کنیم. اگر باور داشته باشید که شکست‌خوردن و موفق نشدن خیلی وحشتناک و ناراحت‌کننده است، از موقعیت‌هایی که ممکن است در آنها شکست بخورید فرار می‌کنید یا واقعا شکست می‌خورید. اگر نتوانید تحمل کنید دیگران راهتان را در بزرگراه ببندند، وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، بسیار عصبانی و ناراحت می‌شوید.

صرف‌نظر از میزان موجه‌بودن موقعیت، طرز تفکر ما درباره آن، معین خواهد کرد که تا چه حد ناراحت می‌شویم و به چه میزان به عوامل بیرونی اجازه می‌دهیم ما را برنجانند. در واقع چون شیوه تفکر ما درباره شخص یا موقعیت در این مرحله، طرز برخورد ما را تعیین می‌کند، ‌در این صورت این توانایی را داریم که پاسخ‌هایمان را کنترل کنیم و به اشخاص یا موقعیت‌ها اجازه ندهیم به راحتی ما را ناراحت کنند.

ما باید مسئولیت احساسات و رفتارمان را قبول کنیم و نباید دائم اشخاص و شرایط را مقصر بدانیم و رفتار خودمان را توجیه کنیم. پذیرش مسئولیت احساس‌ها و رفتارهایمان اهمیت زیادی دارد. مسئولیت به این معناست که شما در قبال احساس‌ها و رفتارهایتان پاسخگو هستید چون توانایی هدایت و کنترل آنها را دارید.

کسب آرامش ,داشتن آرامش,راههای کسب آرامش

باورهای غلط
بسیاری از باورهای غلط ما باعث می‌شوند که اجازه دهیم دیگران به‌راحتی ما را ناراحت کنند؛ مثلا نگرانی بیش از حد در مورد طرز فکر دیگران درباره ما. این نوع تفکر نگرانی بیش از حد و ترس شدید از خردشدن را به‌وجود می‌آورد اما می‌توانید به جای آن درباره ترجیح‌های واقع‌بینانه فکر کنید، می‌توانید نسبت به کارهایی که می‌کنید متعهد باشید و در کنار آن بخواهید دیگران هم شما را تأیید کنند. اما اگر اینگونه نباشد، باز هم می‌توانید تحمل کنید؛ یعنی باید بپذیرید که همیشه نمی‌توانید مورد تأیید دیگران قرار بگیرید.

مدیر بازدید : 34 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

سوتفاهم در روابط عاطفی


روابط عاطفی,نیازهای عاطفی,رها شدگی عاطفی

نمی دانم تا به حال این اصطلاح را شنیده اید که:"داغ زنده سخت تر از داغ مرده است"
این اصطلاح در روان شناسی امروز با عنوان رها شدگی عاطفی اطلاق می شود. رهاشدگی عاطفی یعنی ایجاد خلا  یا حتی گسست جدی در ارتباط عاطفی فرد با افراد مهم زندگی وی.

همانطور که انسانها در برابر داغدیدگی یا همان از دست دادن عزیزان خود واکنشهای عاطفی جدی از خود نشان داده و حتی تا مرز افسردگی هم پیش رفته و گاه تا مدتهای طولانی با آن درگیر می شوند، از دست دادن زندگان یعنی قطع ارتباط عاطفی با اطرافیان نزدیک نیز چیزی کم از داغدیدگی ندارد.

مثل والدینی که مورد بی توجهی فرزندان قرار می گیرند، کودکانی که در خانه دیده نمی شوند، نوجوانانی که محبت دریافت نمی کنند، زن یا مردی که با بی توجهی یا حتی خیانت همسرش مواجه می شود و ....

البته خیلی از مردم نمی دانند که آنها از نظر عاطفی دچار مشکل شده و در حال تجربه رهاشدگی عاطفی هستند. آنها ممکن است احساس ناشادی و حتی افسردگی کنند بدون آنکه بتوانند انگشت روی علت این احساس بگذارند. البته اکثر مردم رها شدگی عاطفی را مقوله ای ظاهری در نظر می گیرند و تصور می کنند که حتما باید یک دوستی کلا از بین برود، رابطه والدین و فرزندان کلا قطع شود و یا زن و شوهر از هم جدا شوند و یا اینکه مرگی اتفاق بیفتد تا رها شدگی عاطفی معنا یابد. شاید خیلی از افراد نتوانند تشخیص دهند که از دست دادن نزدیکی فیزیکی (جسمانی) به علت مرگ، طلاق و بیماری گاهی اوقات نوعی رها شدن یا ترک شدن احساسی تلقی می شود. اما در اصل ترک شدن احساسی هیچ ربطی به قرابت و نزدیکی ندارد. ممکن است این موضوع درست موقعی که کسی کنار شما و در حال زندگی با  شما است، اتفاق بیفتد (زمانی که نمی توانید ارتباط برقرار کنید و خواسته های احساسی شما در ارتباطات و رابطه شما برآورده نمی شود).
 
خواسته‌های احساسی (عاطفی)
اغلب، مردم از خواسته ها و نیازهای عاطفی (احساسی) خود آگاهی ندارند و تنها احساس می کنند که چیزی را گم کرده اند یا چیزی را از دست داده اند.

بقه طور طبیعی افراد در روابط نزدیک خود نیازهای عاطفی بسیاری دارند این نیازها عبارتند از: شنیده شدن و درک شدن، پرورش و تربیت شدن، قدر دانی شدن، باارزش بودن، پذیرفته شدن، نیاز به مهر و عاطفه و محبت، نیاز به عشق و دوست داشته شدن، نیاز یه همراهی و یاری و مصاحبت. لذا چنانچه کشمکش و تعارض شدید، سوء استفاده و یا خیانت زناشویی وجود داشته باشد این خواسته ها و نیازها برآورده نشده و نارضایتی ایجاد می شود. گاهی اوقات خیانت های زناشویی نشات گرفته  از رها شدن عاطفی در رابطه زوجین با یکدیگر است. به علاوه چنانچه یکی از زوجین معتاد، خسیس، وابسته به والدین، افراط گر در کار و ... باشد دیگری ممکن است احساس نادیده گرفته شدن بکند زیرا مواد مخدر، پول، والدین، کار و ... اولویت اول همسر می شود و توجه طرف مقابل را صرف خود کرده و از توجه و حضور او می کاهد.

دلایل یا عوامل رها شدن عاطفی
دوران کودکی اول: رهاشدگی عاطفی در دوران کودکی می تواند به این علت باشد که مادر نتوانسته است از لحاظ عاطفی خودش را به فرزندش نزدیک کند. این رفتار مادرها گاهی اوقات ناشی از استرس و گاهی نیز به دلیل این است که او در حال تکرار تجربیات کودکی خودش است. برای رشد عاطفی کودک مهم است که مادرش خودش را با خواسته ها و احساسات کودکش هماهنگ و منطبق کند و آنها را منعکس کند. ممکن است او (مادر) پرمشغله و سرد باشد و یا قادر به همراهی با موفقیت ها و نگرانی های عاطفی فرزندش نباشد. در این صورت کار او ختم به تنهایی، پس زدگی و در نهایت رهاشدگی عاطفی گردد. در نقطه مقابل آن، پدر و مادرانی هستند که توجه افراطی به یک کودک بکنند ولی به نیازها و خواسته های واقعی کودک توجه نکنند و خود را با آنها منطبق نسازند. در این صورت خواسته های کودک برآورده و ارضا نمی شوند که این خود شکلی از انواع رهاشدگی است.

دوران کودکی دوم: همچنین احساس رهاشدگی عاطفی، در سال های بعد نیز ممکن است اتفاق بیفتد؛ درست زمانی که کودک زیاد نکوهش می شود، دایما کنترل می شود، نامهربانانه با او رفتار می شود و یا مکررا این پیغام  به او داده می شود که او یا تجربیاتش قابل اهمیت نبوده و یا حتی غلط هستند، زمینه برای رشد رهاشدگی عاطفی مهیا می شود. بچه ها بسیارآسیب پذیرند و زیاد طول نمی کشد که یک کودک احساس صدمه و آزردگی و یا رها شدگی کند.

همچنین این احساس می تواند زمانی که یک پدر و مادر به فرزند شان اعتماد و اطمینان ندارند و یا زمانی که توقعات نامتناسب با سن کودک از او دارند اتفاق بیفتد. در اینگونه موارد کودک باید احساسات و خواسته های خودش را نادیده بگیرد تا خواسته های بزرگسالان را برآورده کند.

روابط عاطفی,نیازهای عاطفی,رها شدگی عاطفی

زندگی مشترک:

 

مدیر بازدید : 37 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

ورود ممنوع های دختر،پسری!!

 

ورود ممنوع های دختر،پسری

 

جوانی كه انتظار دارد كه زندگی او سرشار ازعشق و محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است كه مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش بگذارد...

 

آنچه در این مقاله می خوانید  آثار رابطه ی اشتباه با جنس مخالف است و شرایط برقراری ارتباط سالم.

 

آثار رابطه با جنس مخالف

 

ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد:

 

از بین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها


اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی كه بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود و در این صورت، چشم چرانی، علاقه ی شهوانی به همجنس، خودارضایی، اعتیاد به عكس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط دختران و پسران با یكدیگر پسندیده می نماید، حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!

 

با نگاهی به جوامع غربی پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه ی شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.

 

كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب

 

برخی صاحب نظران غربی آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند، ولی پس از اجرای فراگیر این راهكار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیماری های روانی، خودكشی و جنایت های ناشی از ناكامی های جنسی می باشند.

 

روشن است كه گسترش محرّك های جنسی انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می كشاند و هرگونه شكست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در نتیجه، با توجه به اینكه روح بشر فوق العاده تحریك پذیر است، اشتباه است كه گمان كنیم تحریك پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه كردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. البته همه این ها در صورتی است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.

 

كسی كه تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد خداوند او را برای نجات از گرداب های اخلاقی یاری می دهد.

 

یکی از استرس های همیشگی جوان ترس از افشای ارتباط های گذشته خواهد بود؛

 

جوانی كه انتظار دارد كه زندگی او سرشار ازعشق و محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است كه مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش گذارد و هر آن احتمال افشای آن سبب بروز مشكلاتی گردد، به ویژه در بافت اجتماعی جامعه اسلامی ما

 

پیدایش تنوّع خواهی و اثرگذاری آن بر انتخاب فرد در ازدواج

 

نوجوانان و جوانانی كه پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شك و تردید می نگرند«ویل دورانت» در این زمینه می گوید: «مرد، نگران و مضطرب است كه مباداكسی پیش از او زنش را تصرف كرده باشد، ولی این نگرانی و اضطراب در زن كمتر است»؛

 

حتی پس از ازدواج نیز روحیه ی هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد كشیده شوند و راه بی بندباری را در پیش گیرند.

 

«ویل دورانت» می نویسد: «فساد پس از ازدواج، بیش تر محصول عادات پیش از ازدواج است ... (كه) در زیر عوامل سطحی طلاق، نفرت از بچه داری و میل به تنوع طلبی نهان است. میل به تنوع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است ولی امروزه به سبب اصالت فرد در زندگی و تعدد محركات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذت جنسی، ده برار گشته است».


قرآن كریم و روایات معصومان(علیهم السلام)از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنین اعمالی داده است.

 

قرآن كریم می فرماید: (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی.... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ.... زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...) (1)

 

به مؤمنان بگو! چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند. این برای آنان پاكیزه تر است... و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را آشكار ننمایند جز بر شوهرانشان... .

 

مدیر بازدید : 32 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

بررسی دوستی های دختران و پسران (2)


دوستی های دختران و پسران ,عشق آتشین, پیوند عاشقانه

 

نوجوانی دوره شکل گیری هویت، خودمختاری و فاصله گرفتن از والدین، گرایش به دوستان و تعصب نسبت به آنها، بیداری میل جنسی و بروز مشکلات روانی و اجتماعی است. غریزه جنسی، این کشش مقدس و پرتوان در آغاز دوره شکوهمند و پرهیجان نوجوانی بیدار می شود. نوجوان به مسائل جنسی حساسیت نشان می دهد و در تماس با یک نفر از جنس مخالف و البته در محدوده سنی خود او، در هاله ای از شورمندی قرار می گیرد و ژاله های شوق و شهوت آزرم بر رخسار لطیفش می نشیند.

به تدریج، هم با میل شدید از درون و هم با فشار گروه همسالان از برون، به جنس مخالف نزدیک و با او صمیمی تر می شود و چه بسا با او قرار می گذارد و دور از چشم آمران و ناهیان، به گفته های عاشقانه می پردازد.

مدیر بازدید : 52 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

رازهای محبوب شدن و محبوب ماندن اینجاست

 اگر دلتان محبوبیت می‌خواهد، اصلا خجالت نكشید زیرا این نیاز طبیعی آدمیزاد است. ویلیام جیمز، روانشناس اهل ایالات‌‌متحده در جایی نوشته است كه یكی از عمیق‌ترین و‌ ریشه‌دارترین انگیزه‌های آدمیزاد این است كه محبوب شده و مردم قدر او را بدانند.

تاکنون دیده‌اید بعضی‌ها انگار مهره مار دارند و به راحتی هر کسی را جذب خود می‌کنند، کافی است اراده کنند تا بتوانند دیگران را شیفته خود کنند، همیشه این افرادتعجب ما را برمی‌انگیزند که چگونه می‌توانند اینقدر راحت دل همه را به دست بیاورند و محبوب بمانند. محبوبیت یك امر مادرزادی و ارثی نیست پس احتمالا آنها کارهای خاصی انجام می‌دهند که با دل افراد چنین می‌کنند. در این مطلب می‌خواهیم از برخی رازهای آنها پرده برداریم و به شما یاد دهیم كه چطور دل آنهایی را که دوست دارید، به دست آورید.

محبوب ماندن,رازهای محبوب شدن

 

حـس امنیت

همه آدم‌ها نیاز دارند که در زندگی‌ احساس امنیت کنند و جذب کسانی می‌شوند که چنین احساسی را به آنها بدهند. اگر شما هم مثل بیشتر مردم باشید، دوست دارید در لحظه‌ای که سکوت کرده‌اید و در لاک خودتان فرو رفته‌اید، ‌همسرتان کنارتان بنشیند و در مورد حسی که در این لحظه دارید با شما حرف بزند. حتی دوست دارید بپرسد که چرا در روزهای گذشته آرام بوده‌اید و چه چیزی شما را آزار می‌دهد. این جرقه کافی است تا از تمام احساساتی که در این ماه‌ها به شما هجوم آورده صحبت کرده و ذهن‌تان را آرام کنید. در واقع بیشتر افراد دوست دارند شرایطی امن داشته ‌باشند تا بتوانند واقعیت‌های درونی خود را بیرون بریزند، پس به طرف مقابل نشان دهید كه می‌توانید این فضای امن را برایش مهیا کنید.

 

حـس شباهت

خودتان بهتر می‌دانید كه افراد با خصوصیات متضاد در بلـنـدمـدت جـذب یـکدیـگر نـمی‌شوند. ما همواره در جست‌وجوی شباهت‌های میان خود و همسرتان هستیم. اغـلب ما ترجیح می‌دهیم با کسانی دوست نشویم که چندان شباهتی با ما ندارند یا اینکه اگر با آنها دوست هم شدیم خیلی معاشرت نکنیم، پس قاعدتا هیچگاه عاشق کسی که خیلی با ما متفاوت است، نخواهیم ماند. مهم این است که بتوانیم عاشق کسی بمانیم و گرنه عشق‌های یکی، دو روزه ارزش چندانی ندارند. جالب است بدانید تنـها شباهت‌های اخلاقی و شخصیتی ما نیست که حائز اهمیت است، هرگاه شما با فردی کـه از لـحاظ ظاهـر شبـیـه‌تان باشد آشنا شوید، احتمال آنکه وی شیفته و دلباخته شما شود، ۴ برابر بیشتر می‌شود.

 

حـس نزدیکی

 

مدیر بازدید : 45 شنبه 28 دی 1392 نظرات (0)

شخصیت‌شناسی فضول‌ها +تِست


شخصیت‌شناسی فضول‌ها +تِست

فضولی، کنجکاوی یا هر اسمی که رویش بگذارید، از آن حس هایی است که همه تجربه می کنند، بعضی بیشتر، بعضی کمتر! از آنجا که معمولا یاد می گیریم فضولی کار خوبی نست، خیلی با این حس خودمان مبارزه می کنیم، برای مثال توی دلمان به خودمان می گوییم: «آخه به تو چه؟» ولی فضولی همیشه هم بد نیست. بعضی وقت ها اصلا باید فضولی کرد. اگر مثل خیلی ها دائم با حس فضولی خودتان درگیرید.

نزدیک ظهر بود که بالاخره رسیدم به دفتر. از بس عجله کرده بودم فرصت نکرده بودم لباس مرتبی انتخاب کنم و به قیافه ام هم برسم. داشتم برگه های روی میز را ورق می زدم که باز سر و کله خانم فضول دفتر پیدا شد؛ «دیر رسیدی خانوم، کجا بودی؟» با لبخند زورکی جواب دادم: «کار اداری داشتم.» پرسید: «چرا اینقدر آشفته ای؟ نکنه خواب موندی؟ ندیدم بیای بری آشپزخونه، باز بی ناهار موندی؟» همکارم را دیدم که از پشت میزش می خواست به من بفهماند که جوابش را ندهم.

در دلم گفتم: «رییس که برگه مرخصی را امضا کرد اندازه این نپرسید کجا بودی!» خیلی جلوی خودم را گرفتم که جواب ندهم. از رو نرفت. بعد از چند دقیقه منتظر ماندن، بالاخره آسانسور رسید. خوشبختانه خلوت بود. طبقه بعدی نمی دانم چه خبر بود که همه به جز یک پیرمرد پیاده شدند. همین که در آسانسور بسته شد، احساس کردم پیرمرد در خودش مچاله می شود. البته سرپا ایستاده بود و چیزی نگفت. خواستم بپرسم حالتان خوبه؟ آن وقت چی فکر می کرد؟ که من از توی آینه زل زدم و رفتار او را چک می کنم. پیشانی اش را گذاشت روی دستش. خب شاید از چیزی ناراحت باشد و نخواهد درباره اش حرف بزند. به خودم گفتم به تو مربوط نیست، کمک لازم داشته باشد خودش می گوید. بعد یادم آمد افراد وقتی دچار حمله می شوند شاید خودشان هم متوجه نشوند. حس دودلی خیلی بدی بود. تا آمدم تصمیم بگیرم، آسانسور ایستاد. صبر کردم اول پیرمرد پیاده شود. پایش را که گذاشت بیرون از آسانسور، روی زمین ولو شد و چند نفر دویدند سمتش. چپ چپ به من نگاه می کردند. احساس کردم به نظرشان سردترین و بی تفاوت ترین آدم روی زمین می رسم. واقعا چرا زودتر کاری نکردم؟ اگر دیر شده باشد چه؟

فضولی,حس فضولی,فضولی یا کنجکاوی

فضولی ذاتی است یا یادگرفتنی؟
فضولی یا کنجکاوی، در واقع یک احساس ذاتی درونی است که آن را به وفور دریچه های کم سن و سال می بینید. همه دوست دارند از آنچه نمی دانند سر دربیاورند. بچه ها هر سوالی ممکن است بپرسند یا به هر چیزی سرک می کشند اما به مرور زمان، قوانین زندگی اجتماعی را یاد می گیریم، حریم خصوصی را درک می کنیم و زندگی خودمان هم جهت دارتر می شود؛ یعنی سعی می کنیم انرژی و وقت مان را صرف چیزهایی کنیم که به هدفمان بیشتر مربوط است. در نتیجه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر یاد می گیریم که بیش از اندازه ای که اجتماع و خانواده برایمان تعریف کرده اند، کنجکاوی نکنیم.

 

از همین تعریف معلوم است که بسته به سبک زندگی خانواده و فرهنگ جامعه، حد فضولی متفاوت است. برای مثال در بعضی فرهنگ ها، اینکه از کسی بپرسی چقدر درآمد دارد خیلی عادی است اما در بعضی فرهنگ ها فضولی و رفتاری زننده است.

مرز باریک خبر گرفتن از یکدیگر و فضولی
در عین اینکه هر روز با مدرنتر شدن زندگی، فضولی را ناپسندیده تر می دانیم، بیشتر و بیشتر هم درگیر شبکه های اجتماعی می شویم که حریم خصوصی خیلی در آنها معنایی ندارد. واقعا دو دلی سختی است که آدم دائم و هر روز دچارش می شود: اگر نپرسم، می گویند صمیمی نیست، برایش مهم نیست، توجه نمی کند و ... اگر بپرسم، فکر می کنند من آدم فضولی هستم، جواب سربالا می دهند، سرسنگین جواب می دهند و ...

در واقع فقط کسی که می خواهد بپرسد بلاتکلیف نیست، کسی که می خواهد جواب بدهد هم گاهی نمی داند به این سوال باید صمیمانه و راحت جواب بدهد یا طوری به طرفش بفهماند که وارد حریم خصوصی من نشو! همین بلاتکلیفی در به اشتراک گذاشتن اطلاعات در دنیای مجازی هم دیده می شود. در نهایت شاید کاربردی ترین جواب این باشد که قانون کلی وجود ندارد.
بسته به فرد، نوع رابطه و موقعیت، تعریف صمیمیت و فضولی می تواند مرتبط باشد. پس قبل از هر چیزی باید سطح دوستی و ارتباطت را معلوم کرد.

چرا سوالات بعضی ها انگار فضولی نیست؟

مدیر بازدید : 46 چهارشنبه 25 دی 1392 نظرات (1)

نحوه تشخیص سازگاری جنسی با همسر آینده


سازگاری جنسی,رابطه‌جنسی و صمیمیت,افزایش لذت جنسی

 

نحوه تشخیص سازگاری جنسی با همسر آینده
سازگاری جنسی فقط این نیست که کسی را پیدا کنید که ساختار ژنتیکی مناسب با شما داشته باشد. جذابیت جنسی مسئله بسیار پیچیده‌ای است. به هر دلیلی، بعضی افراد از نظر جنسی به نظرتان جذاب‌تر از بقیه می‌رسند. همه می‌گویند که باید با فردی ازدواج کنید که از نظر جنسی واقعاً برایتان جذاب باشد.


ما موافقیم که باید شور و جذبه زیادی در ازدواج وجود داشته باشد اما اعتقاد نداریم که باید دقیقاً «نوع» خودتان را انتخاب کنید تا بتوانید از نظر جنسی از ازدواجتان راضی باشید. یاد گرفتن اینکه چطور از نظر جنسی راضی شوید و همسرتان را ارضا کنید، هنری اکتسابی است. فیلم‌ها و کتاب‌ها این ایده را به شما منتقل می‌کنند که تمام کاری که باید بکنید این است که دو فرد که از نظر جنسی سازگار و هماهنگ هستند را کنار هم بگذارید و بعد ببینید که چه تجربه فوق‌العاده‌ای خواهند داشت. ساختن چنین سناریو ایده آلی در تخیل خیلی ساده است اما در زندگی واقعی مسائل مختلفی هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند.


وقتی وارد چارچوب امن ازدواج می‌شوید، درس‌ها و تکنیک‌های زیادی در صمیمیت جسمی هست که باید یاد بگیرید. این چیزی نیست که بتوانید خودتان را برای آن آماده کنید زیرا هر فرد خاص است و باید بتوانید فرمول خاص فرد مقابلتان را کشف کنید تا بتوانید به او لذت بدهید. برای اطمینان یافتن از سازگاری جنسی‌تان، باید با جنبه غیرمادی رابطه‌جنسی که صمیمیت روحی است آشنا شوید.


رابطه‌جنسی و صمیمیت روحی
میل ما به صمیمیت جنسی دو جنبه دارد. یکی جنبه جسمی که با میل به رهایی جسمی و تحریک عصب‌ها سوخت‌رسانی می‌شود. در این جنبه فیزیکی رابطه‌جنسی، امکان رسیدن به اوج لذت خارج از رابطه زناشویی وجود دارد و همه نوع روش غیراخلاقی برای یافتن لذت جنسی وجود دارد. اما خداوند رابطه‌جنسی را برای چیزی جز رهایی جسمی یا لذت عصب‌ها خلق کرده است.

 

رابطه‌جنسی یک جنبه غیرمادی نیز دارد -- دو روحی که با هم یکی می‌شوند. فرای جسم، ما به دنبال صمیمیت روحی و احساسی هم هستیم. صمیمت روحی زمانی اتفاق می‌افتد که دو طرف رضایت ناشی از شناخت کامل همدیگر --آرزوها، زخم‌ها، اشتیاق‌ها و ضعف‌های هم-- را کسب می‌کنند. اینها در تجربیات مشترک درد و لذت و میل به نشان دادن خود واقعی‌تان به دست می‌آید.


صمیمیت جسمی، تجلیل صمیمیت احساسی و روحی است که بین مرد و زن ایجاد می‌شود. وقتی رابطه‌جنسی به عملی خودخواهانه از حس‌های فیزیکی نزول می‌کند، نیروی تحلیل‌برنده‌ای خواهد شد که جلوی شما را برای رسیدن به صمیمیت روحی می‌گیرد. در مقابل، وقتی صمیمیت روحی ایجاد می‌شود، جنبه فیزیکی تنوع، هیجان و آسایش زیادی پیدا می‌کند.

 

مدیر بازدید : 74 چهارشنبه 25 دی 1392 نظرات (0)

مهارت های ضروری برای همسر داری

مهارت های ضروری برای همسر داری

وقتی زندگی مشترک شروع می‌ شود، زن و مرد هر یک به نوبه ‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می ‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. در زندگی مشترک، هر چند خیلی از عوامل بیرونی را نمی ‌توان کنترل‌ کرد و............

 

همسر داری, زندگی مشترک

 

رمز و راز همسرداری

وقتی زندگی مشترک شروع می‌ شود، زن و مرد هر یک به نوبه ‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می ‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند.

 

در زندگی مشترک، هر چند خیلی از عوامل بیرونی را نمی ‌توان کنترل‌ کرد و هم ‌چنین برای بسیاری از زوج‌ ها، انتخاب و برداشت‌ از رویدادهای پیرامون، ناآگاهانه و ناهوشیارانه است اما:

زوج‌ هایی که دارای آگاهی و مهارت‌ های لازم هستند و می ‌توانند بر ذهن خود مدیریت ‌کنند، باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی می ‌کنند و در بیش‌تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشیارانه برداشت مثبت می ‌نمایند و رابطه ‌ی زناشویی خود را رضایت ‌بخش‌ تر و جذاب ‌تر و بالنده ‌تر می ‌سازند.

زوج‌ های موفق معتقدند که باورها، اندیشه‌ ها، گفتار و رفتارشان را خود انتخاب می ‌کنند و همه ‌ی عملکردهای ‌شان، بازتاب انتخاب ‌های درست یا اشتباه و آگاه یا ناآگاه خودشان است. آنان عقیده دارند که کیفیت زندگی مشترک و زناشویی ‌شان، همان ‌چیزی‌ست که یا خواستار آن بوده و یا زیربار آن رفته‌اند و مسۆولیت آن را برعهده‌‌ گرفته و نتایج مربوطه را می‌ پذیرند و درصورت اشتباه، اقدام به جبران آن می ‌کنند. این زوج‌ ها به ‌راحتی احساس ‌های خود را بروز می ‌دهند و با مذاکره و احترام ‌گذاشتن به نظرات یکدیگر و درک همدیگر، زندگی مشترک ‌شان را در مسیری رضایت‌ بخش و جذاب قرارمی ‌دهند.

در هر پیش‌ آمدی اگر بدانیم که من، شما و هر زن و شوهری در برابر حوادث و گزینه ‌های زندگی خود مسۆولیم و حق انتخاب داریم و هر پیش ‌آمدی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قراردهیم، مغز بیش‌ تر فعالیت می‌ کند و هرچه مغز بیش‌ تر کار کند، مسائل ‌‌مان بهتر حل می ‌شود. بنابراین با ارتقای آگاهی، تمرین، تکرار و استفاده ‌ی بیش‌ تر از مغز، می ‌توان به ‌موقع و به ‌درستی اقدام ‌کرد و در هر شرایطی آگاهانه ‌تر، خلاقانه ‌تر، مهربانانه ‌تر، همدلانه ‌تر و جسورانه ‌تر تصمیم‌ ‌گرفت و کنش یا واکنش نشان ‌داد.

اگر در یک ارتباط زن شوهری مسیرهای انتخابی، مثبت، سازنده و درست باشد، به احساس‌ ها، گفته ‌ها و نیازهای هم توجه کنند، در هر شرایطی مسۆولیت‌ پذیر باشند، رفتار همدلانه و عاشقانه ‌ای با هم داشته باشند، با حفظ حرمت همدیگر و با انعطاف‌ پذیری و صداقت، درخواست ‌ها و پیشنهادها یی جهت بهتر ساختن زندگی مشترک ارائه دهند، در برابر موانع و مشکلات مسۆولانه و با جدیت اقدام نمایند و با صراحت و روراستی، اندیشه ‌ها و احساس‌ های خود را بیان و همدیگر را بهتر درک ‌کنند، می ‌توانند به تداوم زندگی مشترک رضایت‌ بخش، کمک شایانی نمایند.

 

در ادامه تعدادی از روشهای برخورد زوجین موفق به شما عزیزان هم پیشنهاد می گردد:

مدیر بازدید : 52 چهارشنبه 25 دی 1392 نظرات (0)

شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد - تست روانشناسی

 

تست روانشناسی,شخصیت شناسی

 

 روان شناسان شخصیتی اعتقاد دارند که شماره تولد، شما را از آن شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد - تست روانشناسی چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید:

فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29

شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 

تفسیر اعداد:

 

1- خالق و مبتکر:

 

'یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال 'یک' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

 

2- پیام آور صلح:

 

مدیر بازدید : 37 چهارشنبه 25 دی 1392 نظرات (0)

روانشناسی مدل ابروها!

 

روانشناسی,روانشناسی مدل ابروها

 

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

 

 

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

 

۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

 

۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

 

۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

 

مدیر بازدید : 46 چهارشنبه 25 دی 1392 نظرات (0)

شخصیت شناسی انگشتی!

شخصیت شناسی ,تست روانشناسی

 

 

 همین چند روز پیش بود که خانم کف بین با ظاهری آراسته جلویم را گرفت و گفت: «سلام خانم! من روانشناس هستم!» بعد هم کمی در مورد رازهای کف دست آدم‌ها صحبت کرد و کارت ویزیتش را هدیه داد. خانم کف بین که خودش را روانشناس تجربی می‌دانست، می‌گفت از روی خطوط دستم طالعم را حدس می‌زند و می‌گوید که خواستگارهایم چند مرد حلاج‌اند. اما برای منی که به کف بین‌ها اعتماد ندارم، خواندن نتیجه مطالعات پژوهشگران در روزنامه گاردین، قابل اعتمادتر از شنیدن حرف‌های یک روانشناس تجربی است. اگر شما هم به پژوهشگران اعتماد بیشتری دارید، در ادامه این مطلب با ما باشید. آنها ادعا می‌کنند با نگاه کردن به انگشتان خواستگارتان می‌توانید رازهای شخصیت و زندگی‌اش را حدس بزنید.

روی انگشتان پایش لک افتاده؟
وقتی آدم‌ها افسرده می‌شوند، وزن‌شان را هنگام راه رفتن بر جلوی پای‌شان می‌اندازند. در نتیجه، لکه‌های تیره پوستی، روی مفاصل انگشتان پای‌شان ظاهر می‌شود که نشان از خستگی روانی و افسردگی آنها دارد.

اگر فرد مقابل‌تان، چنین لکه‌هایی روی انگشتان پایش دارد، مراقب باشید. در صورتی که او برای درمان شدن تلاش نکند، این رابطه حاصلی جز خستگی برای‌تان به همراه نخواهد داشت. در ارتباط با شخص افسرده‌ای که اعتقادی به درمان‌های علمی ندارد، شما نقش درمانگر را بازی خواهید کرد و گرچه تمام توان‌تان را برای بهبود او به خرج می‌دهید اما نمی‌توانید کمکی به بهبود زندگی‌اش کنید و تنها هر روز کم‌انرژی‌تر از قبل می‌شوید.

انگشت حلقه‌اش بلند است؟
اگر خواستگارتان چنین ویژگی دارد، سرطان پروستات و افسردگی در کمینش است. درست است که انگشتان پا می‌توانند روحیات او را فاش کنند، اما اگر نگاهی به انگشت دستش بیندازید، وضعیت سلامت او برای‌تان روشن می‌شود. محققان می‌گویند طول انگشتان دست یک مرد می‌تواند میزان سلامت او را هم مشخص کند.

دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند مردانی که انگشت اشاره بلندتری نسبت به انگشت حلقه دارند ۳۳ درصد کمتر دچار سرطان پروستات می‌شوند. از طرف دیگر شانس ابتلا به سرطان پروستات در مردانی که طول این دو انگشت در آنها یک اندازه است، مانند مردانی است که انگشت اشاره کوتاه‌تری دارند و این احتمال حدود ۱۹ درصد است. از سوي دیگر محققان می‌گویند مردانی که انگشت اشاره‌شان از انگشت حلقه آنها بلندتر است، بیشتر افسرده می‌شوند چراکه طول انگشت اشاره و حلقه، با میزان تستوسترون قبل از تولد در ارتباط است و این هورمون، خطر ابتلا به افسردگی و سرطان پروستات را هم تعیین می‌کند.

مدیر بازدید : 37 شنبه 14 دی 1392 نظرات (0)

 سلام ... بنا به درخواست شما ... قرار براین شد که سوالاتتونو در قالب یه پست جواب بدیم ..... چون  سوالها تقریبا  شبیه هم هستن ...  بدون ذکر نام ... در قالب پست جواب میدیم تا بقیه هم اگه سوال مشابه داشته باشن به جواب برسن ... بزودی جواب اون عزیزان که ایمیل دادن قرار داده میشه با پاسخگویی آقای داوری ....

مدیر بازدید : 65 چهارشنبه 11 دی 1392 نظرات (0)

 

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج

 

 

 

 

 


 

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج

 

 

 

تا همین چند سال پیش، انتخاب همسر در خانواده‌های ایرانی غالباً به این صورت بود که پسر آماده ازدواج ، مشخصات و خصوصیاتی که برای همسر آینده‌اش در نظر داشت را با کلی خجالت و سرخ و سفید شدن به خانواده‌اش اعلام می‌کرد و بزرگ‌ترهای خانواده با توجه به آن مشخصات و خصوصیات، دختری را در نظر گرفته و خانم های خانواده به خواستگاری او می‌رفتند. اگر در این مراسم دو طرف همدیگر را می‌پسندیدند، خانواده پسر برای بار دوم و این بار به همراه داماد به خانه عروس می‌رفتند و معمولاً با پیشنهاد یکی از بزرگترها، دختر و پسر در اتاقی جدا از سایرین با هم حرف می‌زدند و نظرات و حساسیت‌ها و دیدگاه‌هایشان در مورد زندگی را بیان کرده و توقعاتی که از همسر آینده‌شان داشتند را مطرح می‌کردند. در این نوع انتخاب همسر که هنوز در بسیاری از خانواده‌ها مخصوصاً در روستا‌ها و شهرهای کوچک رواج دارد والدین نقش اساسی و مهمی در انتخاب همسر برای فرزندشان داشتند.

درباره شرایط امروزی جامعه نکته ای را باید مدنظر داشت. در روستاها و شهرستان‌ها از قدیم الایام مردم همدیگر را می‌شناختند و هنوز هم افراد بومی هر منطقه همدیگر را می‌شناسند و از خصوصیات خانوادگی، پایبندی به اصول مذهبی، تقیّد نسبت به حریم خانواده، خصلت‌های اخلاقی و تعصبات و حساسیت‌های همدیگر آگاهند. بنابراین هر کس می‌داند قرار است با چه خانواده‌ای وصلت کند. اما در کلان شهرها و شهرهای مهاجرپذیر، اقوام و گروه‌های مختلف با فرهنگ‌ها و اعتقادات و سلیقه‌ها و خلقیات گوناگون در همسایگی هم زندگی می‌کنند، از طرف دیگر ارتباط بین همسایه‌ها و هم‌محلی‌ها بسیار کاهش یافته. به همین دلیل آگاهی از پیشینه خانواده‌ای که قرار است با آنها وصلت صورت بگیرد و شناخت خصلت‌ها و خلقیات آن خانواده بسیار مشکل شده. بنابراین می‌توان گفت یکی از عوامل اصلی رشد آمار طلاق در شهرهای بزرگ نسبت به شهرستان‌ها و روستاها همین مسئله است.

شاید به همین دلیل است که امروزه، نحوه انتخاب همسر و ازدواج مثل بسیاری دیگر از فرایندهای اجتماعی در شهرها و کلان شهرها به تدریج در حال تغییر است. رواج شدید روحیه فردگرایی، افزایش دامنه آزادی‌های فردی بخصوص در مورد زنان و دختران، گسسته شدن و یا تزلزل روابط و پیوندهای خانوادگی و توسعه منفعت طلبی و خودمحوری، از دیگر مواردی است که در جوامع شهری رو به افزایش است. برخی معتقدند این تغییر و تحولات از پیامدهای محتوم دوران گذر از سنّت به مدرنتیه است. عده‌ای دیگر تأثیرات فرهنگ غرب در جامعه را عامل بروز این وضع می‌دانند. علت این تغییرات هر چه می‌خواهد باشد، آنچه مهم به نظر می‌رسد این است که جامعه به تدریج از باورها و سنت‌ها و فرهنگ اصیلش فاصله می‌گیرد.

یکی از تغییراتی که از لحاظ فرهنگی به خصوص در شهرها به وجود آمده، حضور پررنگ زنان و دختران در جامعه است. امروزه کمتر اداره و کارخانه و سازمان و شرکت و فروشگاهی پیدا می‌شود که بخشی از کارمندان آن را زنان و دختران جوان تشکیل ندهند. همچنین تعداد زیادی از دانشجویان و هنرجویان دانشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی را دختران تشکیل می‌دهند. چنانکه گاهی اوقات تعداد آنان بیشتر از تعداد پسران پذیرفته شده در این مراکز و موسسات است.

کاملاً طبیعی است نتیجه این حضور، برخورد و تعامل بیشتر بین دخترها و پسرهاست و در این برخورد‌ها و مواجهه‌ها، عوارض و پیامدهای خاص خودش را دارد. یکی از این پیامدها شکل‌گیری و دوستی‌هایی بین جنس‌های مخالف است، دوستی‌هایی که اصطلاً به آنها «دوستی‌های خیابانی» گفته می‌شود.

در سری مقالاتی که در مورد حجاب، تقدیم کاربران عزیز شد ، گفتیم زن و مرد بصورت غریزی نسبت به هم کشش و تمایل دارند. این کشش و تمایل، زمانی نمود و تظاهر خارجی و عملی پیدا می‌کند که دختران با سر و وضع و لباس و آرایشی در جامعه حاضر شوند که باعث تحریک و واکنش مردها و پسرها شوند. به همین دلیل است که اسلام برای پیش‌گیری از شکل‌گیری این ارتباطات و عوارض منفی و ناخوشایند آن، رعایت حجاب از سوی بانوان و نگاه‌های معنی‌دار از سوی هر دو طرف را الزامی کرده است.

اما سوالی که پیش می‌آید اینست که چرا چنین دوستی‌هایی قبیح و زشت دانسته می‌شود؟ آیا وقت آن نرسیده که در مورد حُسن و قبح این دوستی‌ها با توجه به شرایط جامعه و رشد فکر و تکنولوژی، بازنگری صورت گیرد؟ آیا حقیقتاً این دوستی‌ها و رابطه‌ها عوارض منفی دارند یا مخالفت با این رفاقت‌ها یک سنت اشتباه است که از قدیم برجای مانده؟ اگر هدف از برقراری این ارتباط‌ها و مراوده‌ها، صرفاً شناخت همدیگر برای ازدواج باشد چطور؟ اگر دختر و پسری که با هم دوست می‌شوند متعهد شوند که ارتباط جنسی برقرار نکنند و به تعهدشان پایبند باشند، آیا بازهم باید با چنین رفاقتی مقابله کرد؟

منبع : یک فراکاو

مدیر بازدید : 42 چهارشنبه 11 دی 1392 نظرات (0)

 لج می کنم تا مرا ببینی

 

 

لج بازی


یک سر خانه را خانم می گیرد  و یک سر را آقا. یکی اره می د​هد  و دیگری تیشه می فرستد . هر از چندی کار این زوج خوشبخت همین است.یکی می گوید  فلان کار تقصیر تو است و آن دیگری می گوید  تقصیر خودت است.

یک سر خانه را خانم می گیرد  و یک سر را آقا. یکی اره می د​هد  و دیگری تیشه می فرستد . هر از چندی کار این زوج خوشبخت همین است.یکی می گوید  فلان کار تقصیر تو است و آن دیگری می گوید  تقصیر خودت است.
نه این کوتاه می آید  و نه آن. چندی پیش خانم خانه احساس پیری کرده بود  و به همسرش گفته بود : آقای خانه جان! بیا از این به بعد لج و لجبازی را کنار بگذاریم و مثل آد م های بزرگ رفتار کنیم ، آخر زشت است توی این سن و سال اینقدر غیرمنطقی رفتار کنیم و با هم لج کنیم.
آقای خانه گفت: خوب است عزیزم.از این به بعد دیگر نه لج کن و نه غیرمنطقی رفتار کن.
خانم خانه گفت: ولی این من نیستم که لجبازی می کنم. تو هم همین طوری.
همسرش اصرار کرد: نخیر خودت این طوری و من کاملا طبیعی هستم.
و این بحث هنوز هم ادامه د ارد .
● چرا لجبازی
از نظر روان شناسان لجبازی یکی از رفتارهای ناسازگارانه است و وقتی صورت می گیرد  که ما با وجود  دانستن اشتباه خود  روی نظرات و عقید ه های خود  و مخالفت با نظرات و عقیده های د یگران پافشاری می کنیم.
لجبازی می تواند  از کودکی شروع شود  و تا بزرگسالی اد امه یابد .همیشه لجبازی فقط با اصرار بر یک حرف یا ایده پایان نمی پذیرد.  فرد  لجباز به ورطه پرخاشگری نیز فرومی افتد و رفتارهایی چون آسیب رساندن به دیگران، ناسزا گفتن، گریه کرد ن و فریاد  کشیدن، شکستن وسایل و…را از خود  نشان می د هد .
طاهره ـ الف بانویی ۳۷ ساله است. او می گوید : به محض این که خوشحال می شوم که زند گی آرامی د اریم و همه چیز مرتب است موضوعی پیش می آید  تا همسرم به چیزی حساس شود  و شروع به بهانه جویی و لج و لجبازی کند .
در این گونه مواقع واقعا مرا عصبانی می کند  و هیچ منطقی سرش نمی شود  و فقط باید  به او بگویی خیلی خب. یک وقت دیگر در مورد ش صحبت می کنیم. تازه او می گوید : صحبت ندارد.  همین است که من می گویم. متاسفانه لجبازی برای این افراد  راهی است که نشان بد هند  وجود  د ارند  و می توانند  توجه د یگران را جلب کنند .
● میراث یکدندگی
فارغ از این که رفتار والدین لجباز می تواند  در فرزند ان و نسل بعدی اثرگذار باشد یک عامل وراثتی نیز در این رفتار ناخوشایند  دخیل است. دانشمندان آلمانی یک جهش ژنتیکی را شناسایی کرده اند  که ارتباط مستقیمی با بروز رفتارهای لجبازی د ارد .
این جهش موجب کاهش تعداد  گیرنده های دوپامین نوع D۲ در مغز می شوند . به گفته محققان آلمانی، کاهش دوپامین نوعD۲ در مغز به این معنا است که برخی افراد  تصمیمات و عملکرد هایی که اشتباه تلقی می شوند  را نپذیرند  ​بنابراین اقد ام به تکرار این عملکرد های اشتباه کنند  که این رفتار به لجبازی تعبیر می شود .

 

● علت لجاجت
محبت های افراطی پدران و مادران اگر اصولی و منطقی نباشد  کودکان به روحیه لجبازی دچار می شوند و این عادت در آنها می ماند  زیرا می خواهند  به همان ساد گی دوران کود کی به هرچه می خواهند  برسند .
از سوی دیگر اگر نیاز های شخص بر آورد ه نشود  نیز بتد ریج عقده ای و لجباز بار می آید. این گونه افراد با روحیه لجبازی، عقده ها و ناراحتی های خود  را جبران می نمایند .
حضرت علی(ع) می فرماید : سرزنش زیادی آتش لجاجت را شعله ور می کند .
● تولد یک لجباز
لجبازی کودکان از ​یک​ سالگی شروع و بتدریج شدت می گیرد  و در «سه» سالگی به اوج خود  می رسد . معمولا لجبازی از یک سالگی شروع می شود .
در سنین دو تا سه سالگی انتظار لجبازی بیشتر می شود . در نوجوانی افراد برای به دست آوردن استقلال دست به تلاش می زنند و  اگر موفق نشوند  از لجبازی استقبال می کنند .
در دوران بزرگسالی افراد  برای جبهه گرفتن در برابر د یگران لجباز می شوند . در دوران سالمندی فرد برای کسب کنترل بر زندگی ممکن است بناچار لجباز شود ، اما به طور کلی برای لجبازی افراد  نمی توان سن خاصی ​تعیین کرد .
کنترل کردن لجبازی، چه تاثیری در آینده فرد دارد؟ وقتی فرد می آموزد​ انتظاراتش از روش های غیرمنطقی و نامطلوب برآورده نمی شود  سعی می کند  روش های منطقی و جامعه پسندتری​ برای ایجاد  ارتباط بر​گزیند  و این موضوع سبب می شود ​ لجبازی را کنار بگذارد ، اما تقویت این رفتار به عادتی ماندگار بدل می شود .
وقتی شما لجباز می شوید  نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می کنید  و هر چه این احساس شد ید تر باشد  عملکرد  شما نیز بدتر و شدیدتر می شود . لجبازی باعث می شود  شما حقایق را نادیده بگیرید  و اشتباه خود  را نپذیرید  و همین امر همسرتان را نیز آشفته می کند .
● دو پادشاه و یک اقلیم
از قدیم می گفتند  زن و شوهر باید  یکی من باشد  و یکی نیم من. اگر قرار باشد هر دو حرف حرف خودشان باشد  و روی خواسته ها و حرف هایشان همیشه پافشاری کنند و فکر کنند  این گونه برنده مسابقه برتری جویی خواهند  بود  اشتباه کرد ه اند .
در واقع هر د وی آنها به این ترتیب قافیه زند گی را باخته اند . لجبازی، مسابقه ای ا ست که هر دو طرف را به سوی نابودی می کشاند .
نسترن، ۲۳ ساله و متاهل است. او می گوید : یک سال از زند گی مشترکمان گذشته بود که ما صاحب فرزندی شدیم. د ر این روزها ناسازگاری و لجبازی همسرم به اوج خود  رسیده بود  تا جایی که حتی از بچه برای پیشبرد  اهداف غیر منطقی خود  استفاد ه می کرد .
بچه را بر می داشت و می گفت تا فلان کار را نکنی حق نداری او را شیر بدهی.
فکر کنید من در این وضعیت چه حال و هوایی پید ا می کردم. چند بار خواستم بچه را بردارم و برای همیشه از خانه اش بروم یا خودم را گم و گور کنم، اما هر بار به خاطر سرنوشت کود کم از این تصمیم پشیمان می شدم.
برای مد تی من هم د رگیر لجبازی با او شد ه بود م. به حرف هایش عمل نمی کردم یا با فاصله زمانی زیاد  این کار را می کرد م. هرچه می خواست برعکسش را انجام می دادم و بر حرف هایم درست یا نادرست پافشاری زیادی داشتم، اما با مشورت​ مشاور فهمیدم ​ این راه درست مقابله با یک لجباز نیست.
● آیا شما لجباز هستید
اگر می خواهید  بدانید​ شما هم یک لجباز هستید  یا نه کافی است ببینید  این خصوصیات را دارید  یا ندارید .
ـ لجبازها بر حرف های درست یا نادرست خود  پافشاری بی مورد دارند .
● با لجبازها چه کنیم
گفت وگو مناسب ترین عامل برای حل مسائل است و زن و مرد  باید  دیدگاه های یکد یگر را بشنوند و بعد تصمیم بگیرند ، اما متأسفانه در بیشتر مواقع زن و مرد حاضر به شنید ن نظرات همد یگر نیستند  و شاید یکی از وظایف مهم زن و مرد در زندگی زناشویی، پیشداوری و قضاوت عجولانه نکردن درباره موضوع های مختلف باشد .
وقتی آقایان لجبازی می کنند نباید در مقابل جواب مستقیم بدهید  یعنی هرگز نباید مثل خودشان لجبازی کنید  بلکه باید  مدتی صبر کنید  تا حالت لجبازی آقایان برطرف شود سپس حرف خود را پیش ببرید . گاهی حتی یک ساعت صبر کردن موجب تخفیف حالت وی می شود .
در این حالت اگر خانم ها مثل آقایان با عصبانیت و لجبازی رفتار کنند هرگز نمی توان مشکل را کم کرد و دیگر آرام کردن آنان مشکل تر خواهد  شد .

منبع : سایت آفتاب

مدیر بازدید : 46 چهارشنبه 11 دی 1392 نظرات (0)

آنهایی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواج‌های دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ ساده‌زیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاه‌های آزاد و دولتی رواج یافته است. اما آیا می‌توان گفت برگزاری این‌گونه جشن‌ها به ترغیب جوانان به امر ازدواج، علی‌رغم تمامی مشكلات موجود می‌انجامد؟ در این گزارش، در پی پاسخ به برخی سؤالات از نگاه دانشجویان بوده‌ایم.

محمود امیری، دانشجوی سال آخر دانشگاه تهران، هدف از برگزاری مراسم ازدواج دانشجویی را تبلیغ ساده‌زیستی می‌داند و می‌گوید: «دانشگاه زمینه مشاوره را برای دانشجویان ایجاد كرده و این مركز می‌تواند به دانشجویان در شناخت یكدیگر و ازدواج به آنها كمك كند. ما سعی كردیم كلاس‌های مشاوره‌ای برای آموزش پیش از ازدواج آنها در نظر بگیریم تا به دانشجویان كمك كند با مشكلات مواجهه بهتری داشته باشند.»
صرف خوش گذرانی در کنار یکدیگر خوشبختی آینده را تضمین نمی کند و باید به جای استفاده از چشم سر، چشم عقل را بیشتر به کار اندازیم.

از سوی دیگر، فاطمه گودرزی، از فعالان دفتر نهاد در دانشگاه‌ها و دانشجوی رشته روان‌شناسی، در خصوص سختگیری‌هایی كه در مورد روابط دختر و پسر در محیط دانشگاه صورت می‌گیرد و موجب می‌شود تا به ازدواج ختم نشود تصریح می‌كند: «سختگیری‌هایی كه در این زمینه می‌شود برای خود دانشجوست. چه بسا افراد سودجویی باشند كه بخواهند از فضا سوء استفاده كنند. این سختگیری‌ها موجب می‌شود كه آنها نتوانند از این موقعیت‌ها استفاده نامطلوب كنند. در عین حال، از طریق مركز مشاوره فضای سالمی وجود دارد تا دختر و پسر بتوانند همدیگر را بشناسند و از این طریق با خانواده‌های یكدیگر ارتباط برقرار كنند.»

ازدواج دانشجویی

از امیر صداقت كه از فعالان برگزاری جشن‌های ازدواج دانشجویی در دفتر نهاد است، در خصوص برگزاری جشن دیگری در خانواده زوجین می‌پرسیم. می‌گوید: «طبق بخشنامه، كسانی باید در این مراسم شركت كنند كه جشن ازدواج دیگری نگرفته باشند و با توجه به این موضوع، قاعدتاً نباید جشن دیگری بگیرند. به هر حال، ما از درون خانواده‌ها خبر نداریم.»

مینا رحیمی، 22 ساله و دانشجوی سال آخر رشته علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، هدف خود را از شركت در این جشن دریافت هدیه‌هایی كه برای زوج‌های دانشجویی در نظر گرفته شده است ذكر می‌كند و می‌گوید:« یك سكه را حتماً می‌دهند. در مورد هدایای دیگر هم صحبت‌هایی كرده‌اند،‌ اما هنوز قطعی اعلام نشده.» این دختر جوان در مورد برگزاری جشن دیگری در خانواده می‌گوید: «حتماً این كار را می‌كنم، ولی من دوست داشتم این نوع را هم تجربه كنم. اما اگر فردی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته باشد، می‌تواند با كمی اغماض به همین جشن اكتفا كند.»
ازدواج دانشجویی

موسوی اولین و مهم‌ترین مشكل جوانان دانشجویی را كه در آستانه ازدواجند، كار می‌داند و خاطرنشان می‌كند: «نداشتن امكانات زندگی نتیجه نداشتن كار و شغل است كه موجب مشكلات بسیاری در زندگی جوانان می‌شود.»سمیرا در مورد ازدواج‌های دانشجویی می‌گوید: «ازدواج‌های دانشجویی می‌توانند ازدواج‌های موفقی باشند، به شرطی كه منطق خاصی بر آن حاكم باشد، نه مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌های بیهوده. در بسیاری از موارد، طرفین با فرهنگ‌ها و باورهای خود جریانی را شروع می‌كنند و بعد از مدتی می‌فهمند اشتباه كرده‌اند و نه زن می‌تواند خودش را با همسرش انطباق دهد، نه مرد حاضر است برای بهبود اوضاع تلاش كند. بعضی‌ها فكر می‌كنند در دانشگاه حتماً باید نیمه دیگرشان را پیدا كنند و برای خوشبختی، اینكه از یك رشته یا یك دانشگاه باشند كافی است. آنها حتی حاضر نیستند وقتی به شهرهای خودشان برمی‌گردند، به فرد دیگری كه دانشجو یا هم‌دانشگاهی‌شان نیست فكر كنند.»
ازدواج دانشجویی

حمیدرضا سعیدنیا، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد، با اینكه این مراسم را نمادین می‌داند معتقد است هدف از برگزاری این‌گونه جشن‌ها برای تبریك به زوج‌های دانشجوست و در خصوص امتیاز ازدواج دانشجویی معتقد است: ‌«تجربه حضور در دانشگاه این را می‌گوید كه وقتی دو نفر در دانشگاه همدیگر را می‌بینند و با رفتارهای یكدیگر آشنا می‌شوند، بهتر مسائل را درك می‌كنند و شاید نسبت به انواع دیگر ازدواج‌ بهتر باشد.» اومی‌گوید: « ما تشكل‌های دانشجویی داریم و آنها می‌توانند در آنجا به ابراز عقیده در مورد مسائل گوناگون بپردازند، فعالیت‌های فوق برنامه انجام دهند و همدیگر را بشناسند.»

با این حال، هنوز پرسش‌های فراوان بی‌پاسخ و مبهمی درباره تأثیرات مثبت و منفی این‌گونه ازدواج‌ها و چگونگی برگزاری جشن‌های دانشجویی وجود دارد كه مسئولان و كارشناسان فرهنگی باید به آنها پاسخ بدهند؛ پرسش‌هایی كه همواره ساده و سطحی از آن عبور كرده‌ایم.
خطر

حالا برگزاری جشن های ازدواج داشجویی خوب باشد یا بد ، اما آیا آنچه در این میان اتفاق می افتد چقدر با ملاک های صحیح و آگاهانه همسر گزینی انجام می شود ؟ جوانانی که در محیط دانشگاه تنها از روی ظواهر و در نگاه اول شیفته هم می شوند و براین اساس ارتباط برقرار می کنند و پس از مدتی تنها به صرف جذابیتی که جنس مخالف برای آنها دارد و تنها بر پایه احساسات ، دلبسته یکدیگر می شوند، آیا می توانند شناختی منطقی داشته باشند و انتخابی آگاهانه و ماندگار نمایند؟

به جاست که در این زمینه دانا تر باشیم و با ارائه اطلاعات به جوانان در زمینه چگونه علاقمند شدن و چه زمانی عاشق شدن ، آنان را از غرق شدن در دام انتخاب های احساسی و اشتباه نجات دهیم و به آنان یاد دهیم که صرف خوش گذرانی در کنار یکدیگر خوشبختی آینده را تضمین نمی کند و باید به جای استفاده از چشم سر، چشم عقل را بیشتر به کار اندازیم و واقع بین باشیم.

سپیده دانایی

مدیر بازدید : 110 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

 

پرسشنامه مشاوره قبل از ازدواج

قبل از ازدواج,مشاوره قبل از ازدواج

 

پرسشنامه مشاوره قبل از ازدواج

این پرسشنامه با سۆالاتی آسان ام کلیدی و مهم طراحی شده است که زوجین با پاسخ دادن به آنهابه صورت فردی سپس بحث با یکدیگر در این باره می توانند به شناخت بهتری از یکدیگر در این 8 زمینه ی کلیدی دست یابند.

 

این پرسشنامه به زوجین کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف ارتباط خود را ارزیابی کنند. این پرسش ها به شکل تمرینی برای خود – ارزشیابی است که زوجین در مرحله ی آمادگی برای ازدواج می توانند آن را تکمیل کنند حتی زوجینی که ازدواج کرده اند نیز می توانند به آن پاسخ دهند.

 

هدف این پرسشنامه این است که بتواند تفکر را در زوج ها برانگیزاند و مباحثی را مطرح کند که تعهد آن ها را به عشق ورزیدن و گرامی داشتن یکدیگر در دوران های مختلف و فراز و نشیب های زندگی شان افزایش دهد.

 

زمینه های ازدواج موفق

تجارب نشان داده است که زمینه های زیر برای یک رابطه ی ازدواج موفقیت آمیز مهم و ضروری است:

 

1- ارتباط

رابطه کارآمد و مناسب یکی از بهترین عوامل ازدواج موفق است. اگر زوج ها بتوانند به گونه ای صادقانه احساسات خود را بیان کنند شانس شان برای یک ازدواج شاد و موفق افزایش می یابد.

 

سۆالاتی که زوجین در این زمینه می توانند پاسخ دهند شامل موارد زیراست:

 

- آیا هر دو نفر شما درباره اهمیت برقراری ارتباط خوب و مناسب توافق دارید؟

- آیا شما دو نفر از چگونگی برقراری ارتباط با یکد یگر راضی هستید؟

- آیا شما وقت و زمان کافی برای برقراری ارتباط داشته اید؟ (حداقل 6 ماه نامزدی)

- هر یک از شما شخصیت دیگری را چگونه توصیف می کنید؟

- آیا وقتی درباره چیزی که در ذهنتان می گذرد با شریک زندگیتان صحبت می کنید مطلب را می فهمد؟

- آیا شما درباره ی اینکه از او بپرسید خواسته هایش چیست احساس راحتی می کنید؟

- آیا شما دو نفر از سطح هوشی یکسان برخوردار هستید؟

- آیا علایق مشترک دارید؟

- آیا نظام ارزشی و اعتقادی شما مشترک است؟

- اگر شما ناامید یا افسرده باشید آیا شریک زندگی آینده شما حمایت و دلگرمی برای شما ایجاد می کند؟

- آیا از شیوه تصمیم گیری و ارتباطتان راضی هستید؟

- آیا با یکدیگر به تفریح و بازی می پردازید؟

- سرگرمیهای شما دو نفر چیست؟

- آیا به یکدیگر افتخار می کنید؟

- به نظر شما وظایف و مسئولیت های یک زن و یک شوهر چیست؟

- آیا شما روحیه ی مبارزه طلبی دارید یا اهل گذشت هستید؟

 

2- حل تعارض ها و کشمکش ها

مسائل زناشویی عموما وقتی پیچیده می شود که زوجین با به کارگیری روش های غلط و مخرب سعی در حل آنها داشته باشند مثلا فریاد بزنید، تهدید کنید، قهر کنید و .....

 

توانایی گفتگو و حل کشمکش ها از طریق مذاکره ی سازنده مشخصه احترام متقابل است هنری است که باید کسب شود.

 

- آیا شما عموما از نتیجه ی عدم توافق هایی که با یکدیگر دارید ناراضی هستید؟

- آیا شریک زندگی شما وقتی از دست شما عصبانی است آن را نشان می دهد؟

- وقتی شما از او عصبانی هستید به او می گویید؟

- آیا هردو شما دونفر می توانید عصبانیت خود را کنترل کنید؟

- آیا اشتباهات گذشته ی یکدیگر را دوباره مطرح می کنید؟

- آیا در حضور دیگران از یکدیگر انتقاد می کنید؟

- آیا در صورت وجود مسائلی که ازدواجتان را تهدید می کند به خدمات مشاوره ای روی خواهید آورد؟

 

3- مسائل مالی

در بسیاری از زوجین مسائل مالی آغازگر تعارضات زناشویی است. تعارضات می تواند از چگونگی کنترل در آمد زوج ها ناشی شود به منظور اجتناب از مسائل مالی جدی، زوجین تشویق می شوند که بودجه ای را بپذیرند که توافق دوطرفه آنها را در زمینه اولویت هایشان منعکس کند.

 

- موقعیت اقتصادی شما چگونه است؟

- آیا می دانید درآمد شریک زندگی تان چقدر است؟

- دیدگاه های شما درباره مسائل مالی چیست؟

- آیا به شریک زندگی تان در زمینه های مالی اعتماد دارید؟

- آیا هر دو نفر شاغل هستید؟ آیا در یان باره به توافق رسیده اید؟

- آیا حساب بانکی مشترک دارید؟

- درباره هزینه ها و درآمدهایتان با یکدیگر صحبت می کنید؟

 

4- روابط جنسی

عشق می تواند به گونه ای بسیار زیبا و رضایت بخش از طریق رابطه ی جنسی شما ابراز شود. در عین حال که زوجین می توانند حس عمیق صمیمیت را از تجلی جسمانی عشق شان تجربه کنند، گاه روابط جنسی می تواند منشأ ناکامی و اضطراب نیز باشد مبادله ی صادقانه ی احساسات فردی درباره روابط جنسی می تواند احساس و ادراک زوجین را از این خصوصی ترین و صمیمانه ترین فعالیت انسانی افزایش دهد.

 

- آیا روابط جنسی شما کنترل شده است؟

- آیا شما از شیوه و میزان ابراز عواطف شریک زندگی خود راضی هستید؟

- آیا شما درباره مسائل و روابط جنسی به راحتی می توانید با یکدیگر صحبت کنید؟

- آیا درباره توانایی شریک زندگیتان در مورد وفاداری به زندگی زناشویی اطمینان دارید؟

- آیا معتقدید که احساسات عاشقانه شما به یکدیگر از جذابیت جنسی شما به یکدیگر مهمتر است؟

- آیا از شیوه های برقراری ارتباط همسرتان با جنس مخالف – مثلا در یک مهمانی – راضی هستید؟

- آیا به رابطه جنسی به چشم چیزی لذت بخش می نگرید یا رابطه ای که باید آن را تحمل کرد؟

- آیا خواهان داشتن فرزند هستند؟ در این باره با یکدیگر حرف زده اید؟

 

5- کودکان

تعداد و زمان بچه دار شدن مسئله ای مهم درازدواج است زوجین لازم است درباره احساساتشان و عقایدشان در این باره صحبت کنند و درباره مسئولیت ها و برنامه های پس از بچه دار شدن به گفتگو بپردازند.

 

- آیا درباره تعداد فرزندان در آینده با یکدیگر صحبت کرده اید؟

- آیا درباره ی زمان بچه دار شدن به توافق رسیده اید؟

- چگونه فرزندان خود را تربیت خواهید کرد؟

- چه نظام ارزشی و اعتقادی را در تربیت بچه به کار خواهید برد؟

- برای ایجاد انضباط چه خواهید کرد؟ تنبیه و تشویق ها را برنامه ریزی کرده اید؟

- آیا درباره مباحث فرزند دار شدن دیدگاه های مشابهی دارید – مثلا سقط جنین، فرزند خواندگی، و....

 

6- مذهب

دیدگاه فردی و مشترک مذهبی می تواند تأثیر اساسی در ازدواج داشته باشد.مطالعات نشان داده است که انجام اعمال مذهبی مشترک در میزان رضایت مندی بیشتر از زندگی زناشویی و کاهش احتمال طلاق نقش مهمی دارد ایمان زوج ها نه تنها برزندگی آنها اثر می گذارد بلکه برزندگی فرزندان و اطرافیانشان نیز مۆثر است.

 

- آیا هر دو یک مذهب دارید؟

- آیا شما به یکدیگر در نزدیک شدن به خدا کمک می کنید؟ چگونه؟

- آیا برای انجام مراسم مذهبی با یکدیگر برنامه ریزی می کنید؟

- دیدگاه شما نسبت به ازدواج و طلاق چیست؟

- آیا می توانید سه هدف از ازدواج کردن را نام ببرید؟

- احساس شما نسبت به یک ازدواج موفق چیست؟

- آیا درباره تربیت مذهبی کودکانتان با یکدیگر توافق دارید؟

- آیا در نگرش شریک زندگی تان نسبت به باورها و مناسک مذهبی راضی هستید؟

- آیا شما یکدیگر را با یک عشق از منظر الهی دوست دارید؟

 

ما ضمن اینکه برعواطف مثبت در طی دوران نامزدی تأکید می کنیم در عین حال مسائل عاطفی می تواند یک منطقه حساس و مین گذاری شده باشد! این فرصت را به یکدیگر بدهیم تا به کمک هم از پیچیدگی عواطف زنانه و مردانه عبور کنید.

 

7- خانواده و دوستان

رابطه شما با خانواده و دوستان پس از ازدواج تا چه حدی تغییر می کند؟ باید دانست که در حالیکه زن و شوهر باید بهترین دوستان هم باشند در عین حال هر کدام به داشتن دوستان خوب و اعضای خانواده شان برای حمایت شدن در سراسر زندگی مشترک نیاز دارند.

 

- آیا خانواده های یکدیگر را تأیید می کنید؟ آیا آنها رابطه ی شما را تحکیم می کنند؟

- آیا می توانید خانواده های یکدیگر را بپذیرید و آنها را درک کنید؟

- چگونه باخانواده های یکدیگر رابطه برقرار خواهید کرد؟

- آیا از میزان ارتباط خانواده ی همسرتان در رابطه مشترکتان راضی هستید؟

- آیا دوستان مشترک دارید؟

- نحوه ی ارتباط با دوستانتان چگونه است؟ چقدر؟

- آیا شما روابط حل نشده و پیچیده ای در گذشته داشته اید؟

 

8- مسائل عاطفی

ما ضمن اینکه برعواطف مثبت در طی دوران نامزدی تأکید می کنیم در عین حال مسائل عاطفی می تواند یک منطقه حساس و مین گذاری شده باشد! این فرصت را به یکدیگر بدهیم تا به کمک هم از پیچیدگی عواطف زنانه و مردانه عبور کنید.

 

- خلق و خوی شما چگونه است و فکر می کنید چطور این خلق وخو روی ازدواجتان تأثیر خواهد گذاشت؟

- آیا شما حالیت های عاطفی و مسائلی دارید که لازم است همسرتان آنها را بداند؟ (مثلا از موردی خاص عصبی می شوید)

- چقدر در روابط منعطف هستید؟

- آیا به لحاظ عاطفی به یکدیگر کمک می کنید و از هم حمایت می کنید؟

- اگر روزی عاشق شوید چگونه متوجه خواهید شد که این احساس زودگذر نیست؟

- روابط شما با والدینتان چطور است؟

 

برای داشتن یک ازدواج موفق، هر چه شناخت بیشتر باشد می توان انتظار ازدواج پایدارتری داشت در این مقاله برخی از زمینه های ضروری شناخت بیان شد که لازم است زوجین پس از پاسخ دادن به آنها، با مراجعه به یک مشاور خبره در زمینه ی ازدواج به بحث و تبادل نظر بپردازند.

منبع:تبیان

مدیر بازدید : 50 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

از هفته هشتم، رابطه‌ها رو اعصاب میره!

ماه اول رابطه,بهترین دوستی, دوستی کوتاه مدت

ابتدای رابطه، وقتی نامزدتان جمله های شما را تمام می کرد لذت می بردید و برایتان بسیار هم جالب بود اما اکنون پس از گذشت هشت هفته، این کار او نه تنها دوست داشتنی نیست که موجب عصبانیت شما هم می شود. یا به طور مثال، در طول ماه اول رابطه میان دونفر با اینکه تلفن های طولانی مدت با هم داشته اید و بیشتر بعدازظهرها را با هم بیرون بوده اید اما متوجه می شوید که به علایق و گذشته یکدیگر هیچ حس کنجکاوی ندارید. این سماله چندان خوشایند نیست. با خود تصور می کنید، نکند برای او این چیزها اهمیتی ندارد و این رابطه فقط برایش نوعی سرگرمی است؟

باید با نگاه تیزبین و حواس جمع و البته صداقت و انسانیت بررسی کنید، ببینید آیا رابطه ای که فقط دو ماه است آغاز کرده اید ارزش ادامه دادن دارد یا خیر؟ برای این منظور مسایلی هست که باید به آنها توجه کنید:

هنگامی که عادت های عجیب و دوست داشتنی آزار دهنده می شوند ...
گاهی دو طرف رابطه سعی می کنند از مسایلی که تصور می کنند تاحدی آزار دهنده است چشم پوشی کنند زیرا مسایل دیگری میان آنها برقرار است که دوست دارند به رابطه شان ادامه دهند. برخی از مردم اعتقاد دارند اصولا مسایلی که از همان ابتدا کمی آزاردهنده هستند، خصلت های شخصیتی فرد است و گاهی باید آن را نادیده گرفت. اما گاهی پس از گذشت زمانی، آن حس جدید بودن از بین می رود و ایرادها یا نکات منفی افراد برای طرفین آزار دهنده می شود و برای چشم پوشی از ایرادهای یکدیگر هم دلیل خاصی هم پیدا نمی کنند.

مثلا اگر یکی از دو طرف همیشه دیر سرقرار حاضر شود شاید یکی دو ماه اول قابل تحمل باشد اما پس از دو ماه مسلما طرف صدایش در می آید و به این مساله اعتراض می کند.

تعیین نقطه پایان برای رابطه نوعی دوره آزمایشی کاری است
انسان ها با هم دوست می شوند یا ازدواج می کنند تا در کنار هم به کمال برسند. بهترین دوستی، رابطه ای است که موجب رشد روحی و فکری شما بشود. اگر دوست شما نتوانست در همان مدت کوتاهی که در کنار هم هستید آموزه ارزشمندی برای شما داشته باشد باید با احتیاط بیشتری این دوستی را ادامه دهید. سعی کنید به دوره ابتدایی آشنایی خود همچون دوره آزمایشی کاری نگاه کنید.

قرار گذاشتن و بیرون رفتن شما همچون ارسال رزومه برای شرکت مورد نظر است. در طول قرارها می توانید تا اندازه ای طرف مقابل را بشناسید. پس از گذشت دوماه افراد اطلاعات بیشتری از خود در اختیار طرف مقابل قرار می دهند. مثلا در مورد اعتقادات، عقاید، ارزش ها، ارتباط های قبلی، سرگرمی ها، علاقه مندی ها و اهداف او در زندگی اطلاعات کسب می کنید. در این زمان می توانید تصمیم بگیرید آیا رابطه را ادامه دهید یا باید در همین جا به آن پایان ببخشید.

 

 

مراقب نشانه های از بین رفتن علاقه باشید
گاهی یک بحث و ناراحتی یک طرفه باعث می شو تا رابطه خاتمه پیدا کند. گاهی هم هر دو طرف علاقه شان کم می شود و این دوران آزمایشی را پایان می بخشند و به آن به چشم تجربه ای در زندگی نگاه می کنند. مثلا مردی که به ادامه دوستی کوتاه مدت خود علاقه ای ندارد سعی می کند خود را درگیر کار نشان دهد تا کمتر با هم تلفنی صحبت کنند. یا شب ها با دوستانش برنامه ریزی می کند تا با طرف مقابل بیرون نرود. با ادامه این کارها مسلما طرف مقابل نیز دلزده و خسته می شود و این رابطه به تدریج از بین می رود.

تصور آینده رمانتیک در کنار یکدیگر
اگر احساس کردید به ادامه رابطه نوپای خود علاقه ای ندارید یا شاهد تفاوت های بسیاری میان خود و طرف مقابل هستید، سوال های زیر را از خود بپرسید و ببینید آیا این  رابطه ارزش ادامه دادن و سرمایه گذاری دارد:

1. صدای درونی شما در این رابطه چه می گوید؟
هنگامی که در رابطه ای دچار سردرگمی می شوید شاید ساده ترین کار مشورت با دوستان باشد. اما فقط خودتان هستید که می دانید بهترین چیز برای شما چیست. البته نباید صدای قلب خود را با صدای ترس هایتان اشتباه بگیرید (دیگر کسی با این مشخصات پیدا نمی کنی یا تو خیلی دیرپسند و ایرادگیر هستی). برای اینکه تصمیم درست اتخاذ کنید این سوال ها را از خود بپرسید: من از این رابطه چه می خواهم؟ آیا واقعا دوست دارم با این فرد ادامه دهم؟ آیا به او اعتماد دارم؟ آیا از اینکه زمانم را با او صرف کنم خوشحال هستم؟

2. فقط به رفتارهای طرف مقابل توجه کنید و ببینید ایا صادقانه و از ته دل است؟
چند دقیقه وقت بگذارید و به زمان هایی که با یکدیگر بوده اید، فکر کنید. مانند اینکه فیلمی بی کلام تماشا می کنید. آیا او با بزرگواری و صداقت با شما رفتار می کند؟ آیا مسایلی که با آنها موافقت کرده است را انجام می دهد؟ اگر فردی قابل اعتماد باشد باید حرف و عملش با هم یکی باشد.

3. در نخستین بحث و دعوای خود، هر دو طرف چگونه آن را مدیریت کرده اید؟
آیا مشکلات را به نحوی که برای هر دو طرف قابل قبول و احترام باشد برطرف کرده اید؟

4. آیا هر دو به دنبال مسایل مشترک در زندگی هستید؟
اگر دوطرف نگاه و انتظارات مشابه در زندگی نداشته باشند با مشکلات بسیاری در زندگی روبه رو خواهند شد.

5. می توانید تصور کنید یک ماه، یک سال یا ده سال آینده را در کنار این فرد سپری کنید؟
شاید اگر همین امروز به رابطه ای که دوست ندارید، خاتمه بدهید بسیار بهتر باشد. اما اگر هر دو طرف احساس می کنید این رابطه همان است که دوست دارید و موجب شادی و آرامش شما می شود، باید سعی کنید با هوشیاری و صداقت این رابطه را ادامه دهید.

منبع:برترین ها

 

مدیر بازدید : 40 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

6قدم تا حل اختلافات نامزدی

دوران نامزدی,اختلافات نامزدی

اختلاف نظر و جر و بحث در هر دوره ای از زندگی ممکن است اتفاق بیفتد اما شما به عنوان زوج های تازه کار و صفرکیلومتر باید روش درست حل اختلافاتتان را یاد بگیرید.

گفتگو
بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جرو بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید.

گفتگوی کامل داشته باشید
گفت‌وگویی که حاوی یک پیام کامل سه فاکتور اصلی دارد: بیان واقعیت، بیان احساسات و ارائه یک پیشنهاد برای حل مشکل. در هر گفتگویی وقتی این سه فاکتور وجود نداشته باشد، ارتباط ناقصی برقرار شده و احتمال جنگ و دعوا، دلخوری، نارضایتی و خشمگین شدن یا به بن بست رسیدن وجود دارد. اما چطور باید این فاکتورها را در رابطه لحاظ کرد:

با جملات مستقیم، واقعیت‌ها را بیان کنید
بسیاری از خانم‌ها از گفتن اصل مطلب طفره می‌روند و همین مساله است که کلام آنها را دوپهلو، نامشخص و مبهم جلوه می‌دهد. به نظر آنان، جملات مستقیم تند و خشن و بی‌ادبانه است، به همین دلیل”‹خانم‌ها به جای این‌که دقیقا بگویند چه اتفاقی افتاده است، حرف‌هایشان را در لفافه بیان می‌کنند. حال آن‌که مغز کلی‌نگر مردان جملات غیرمستقیم را بسختی درک می‌کند و حتی بعضی مواقع معنی جمله غیرمستقیم را نمی‌فهمد.

گاهی وضع از این هم بدتر می‌شود یعنی یکی از زوجین سکوت می‌کند و انتظار دارد طرف مقابل، از حالت چهره و تن صدا، ذهن‌خوانی کند! این جمله بسیاری از خانم‌هاست که هنگام گله و شکایت می‌گویند «خودش باید می‌فهمید!» پس در اولین مرحله باید تمرین کنید که جملات مستقیم بگویید و نگران تند و خشن بودن آن نباشید.

احساس‌تان را ابراز کنید
این‌که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود.


پیشنهاد دهید
یادتان باشد ابراز واقعیت و بیان احساسات، نمی‌تواند جلوی تکرار اتفاقات مشابه را بگیرد. نتیجه یک گفت‌وگوی کامل در پیشنهادی است که در انتها به یکدیگر می‌دهید. پس تصمیم‌گیری نهایی درباره موارد مشابه را به عهده طرف مقابل نگذارید بلکه درباره آن نیز صحبت کنید. می‌توانید پیشنهادتان را با این جمله آغاز کنید لطفا اگر دفعه بعد دوباره این اتفاق افتاد... وقتی درباره موارد مشابهی که ممکن است در آینده پیش بیاید حرف می‌زنید و پیشنهاد می‌دهید، علاوه بر متعهد کردن همسرتان، او را درباره مشکلات مشابه آگاه‌تر می‌کنید.

تحمیل‌گر نباشید
از اختلاف نترسید و آن را یك امر طبیعی به حساب آورید.بلكه از حل غیر عاقلانه آن بترسید.زیرا شما و او، دردو خانواده مختلف، و با دو فرهنگ مختلف متفاوت رشد كرده اید و طبیعی است كه در بسیاری مسائل با یكدیگر اختلاف داشته باشید. آنچه غیر طبیعی است، این است كه یكی از شما دو نفر، به هر دلیلی سعی كند دیدگاه‌های خود را بر دیگری تحمیل كرده و او را وادار به پذیرش نماید.مرد یا زن بودن، میزان تحصیلات، ثروت، موقعیت‌های اجتماعی برتر و مانند آن، دلیل صحیح بودن نظرات یك فرد نیست.

سکوت نابجا نکنید
برخی افراد به جای شرکت در بحث‌های سازنده به منظور ریشه‌یابی و فرونشانی اختلاف در محیطی آرام و محترمانه، ترجیح می‌‌دهند هیچ چیز نگویند و فقط سکوت اختیار کنند. این کار، طرف مقابل را به مرز انفجار می‌‌رساند و باعث می‌شود که کنترلش را بر روی حرف‌هایی که می‌زند از دست بدهد. هر چند کناره‌گیری از جر و بحث ممکن است مسیر کم استرس‌تری به نظر آید اما معمولاً به ایجاد استرس بیشتری برای هر دو طرف می‌انجامد و نهایتا باعث جر و بحث‌های به مراتب بیشتری می‌گردد.
منبع: جام جم، ویستا،تبیان

مدیر بازدید : 50 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

دو قدم مهم در ازدواج

 

ازدواج,زندگی مشترک,زناشویی

 

دو قدم مهم در ازدواج

ازدواج درست است که به یک هندوانه در بسته تشبیه می شود اما واقعیت این است که به جز برخی موارد خاص و محدود که زیر یک سقف مشخص می شوند، انتخاب شما تا حدود زیادی به دقت تان بستگی دارد. این که از پیوندتان یک هندوانه سرخ و شیرین نصیب ببرید یا یک هندوانه نارس و بدطعم، تنها به میزان شناخت و توجه و حساسیت های شما نسبت به زنگ خطرها مربوط می شود. 

در ازدواج شما دو گام را باید بردارید. اول طرف مقابل تان را غربال کنید تا علایم هشدار دهنده در او وجود نداشته باشد و در مرحله بعد، باید با او دنبال نقاط تفاهم و سازگاری بگردید. هر دو این گام ها برای داشتن یک زندگی مشترک موفق ضروری است.

 

مرحله اول: علایم خطر در ازدواج

1- زخم حل نشده از رابطه عاطفی قبلی

2- هرج و مرج در سبک زندگی: یعنی بی نظمی، بی هدفی، نوسان شدید در تصمیم گیری ها.

3-ناتوانی در بیان خود و احساسات خود

4-انواع اعتیاد: اعتیاد به مواد مخدر، الکل، اینترنت، سرگرمی های خاص، گیم، فیلم و...

5-رابطه مخدوش با خانواده: یعنی یا وابستگی زیادی که طرف فکر می کند ادب در برابر خانواده دارد در حالی که استقلال ندارد و یا بی اعتنایی به خانواده خود.

6-وضعیت اجتماعی نامعلوم: مثلا تکلیف سربازی و شغل و دورنمای آینده اش نامعلوم نباشد، هنوز نداند می خواهد ادامه تحصیل بدهد یا ندهد، نداند دقیقا شغلش چیست و قرار است در آینده چطور درآمد داشته باشد و...

7-هنوز نداند می خواهد کجای کره زمین زندگی اش را شروع کند.

8- اگر در خود یا طرف مقابلتان این ویژگی ها را می بینید، دست نگه دارید. این خصوصیات چیزی نیستند که با مدارا، تلاش و صبوری و مهارت های ارتباطی شما بتوان کنترل شان کرد: خودشیفتگی، خودکم بینی و تایید طلبی، کمال طلبی، پارانویا و شکاکیت، شخصیت وسواسی، اختلال دو قطبی، اعتیاد به هیجان، اعتیاد به نت، رابین هود بازی، توجه طلبی.

 

مرحله دوم، تفاهم ها

اگر از مرحله اول به سلامت گذشتید، در گام دوم انتخابتان به این مسائل توجه کنید:

1- تفاهم و صمیمیت نسبی: تفاهم باید در مرحله اول در مسائل اعتقادی و اهداف و چشم اندازهای زندگی باشد و بعد در سلایق و علاقه ها.

2-خوش آمدن فیزیکی: باید ظاهر یکدیگر را بپسندید. برای هم جذابیت داشته باشید و از آن مهم تر حس کنید از دیده شدن در جمع با این همسر معذب نخواهید بود.

3- به دل نشستن اخلاق و معاشرت طرف.

4- افقهای مشترک فلسفی و اهداف نزدیک به هم: اگر یکی از شما آرزوی ادامه تحصیل و مهاجرت و تجربه فرصت های جدید و ریسک کردن داشته باشد و دیگری در رویای ثبات شغلی و زندگی آرام و بی دغدغه ای باشد، به مشکل برمی خورید. اهداف شما باید در یک زمینه مشترک باشند و تا حد امکان نزدیک به همدیگر.

5- نقش های مشابه همسری در خانواده ها: در خانواده های پدرسالار، مادرسالار یا مشارکتی، نقش های همسری تعریف متفاوتی دارند. این تعریف ها باید در خانواده شما و طرف مقابلتان به هم نزدیک باشد. در غیر این صورت ممکن است در تقسیم وظایف و انتظارات زن و مرد از همدیگر مشکل و تنش ایجاد شود. نقش زن و مرد عوض شود و دو طرف احساس کنند وظایف زیادی به آنها تحمیل شده یا طرف مقابل به اندازه کافی به آنها میدان نمی دهد.

6-شباهت خانواده ها و امکان برقراری رابطه بین دو خانواده: این همان کفویت فرهنگی و اجتماعی است که باید بین خانواده شما و طرف مقابل تان وجود داشته باشد. خانواده های شما باید توان کنار آمدن با همدیگر و درک آداب، مقررات، نقطه نظرها و قوانین طرف مقابل را داشته باشند و در حداقل حالت، بتوانند به نقطه مشترکی در این زمینه برسند.

منبع:تبیان

مدیر بازدید : 44 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

جایگاه قسمت در ازدواج

 

قسمت در ازدواج,امر ازدواج

 

جایگاه قسمت در ازدواج

از مباحث مهمی که معمولاً در امر ازدواج از آن خیلی سخن به میان می آید، بحث قسمت است. می گویند: سخت گیری نکنید، اگر قسمت باشد می شود و قسمت نباشد نمی شود.

قسمت به معنای نقش و اراده نداشتن انسان در رخدادهای زندگی ـ از جمله ازدواج ـ درست نیست. زیرا انسان آزاد و صاحب اختیار آفریده شده است، البته این آزادی مطلق نیست، بلکه مستند به اراده و مشیت خداوند است.

برای تحقق یک رخداد (ازدواج) عوامل گوناگونی از جمله اراده انسان دخالت دارد كه البته این موضوع در طول اراده خداوند است. مثلاً برای اینکه لامپ منزل شما روشن شود، باید نیروگاه برقی وجود داشته باشد که نیروی برق را تولید کند و باید از نیروگاه تا منزل شما سیمکشی شده باشد، در سیم ها نیز نیروی الکتریسیته جریان داشته باشد و شما هم باید کلید برق را فشار دهید. اگر هریک از این عوامل وجود نداشته باشد، لامپ روشن نمی شود.

در رابطه با مسئله ازدواج هم همینطور است. برای ازدواج باید اراده و اقدام کنید و فرایند خواستگاری را بگذرانید، اما درنهایت اگر توکل بر خدا کنید، ممکن است خداوند به جهت مصالحی که نمی دانید، اراده خود را بر اراده شما حاکم کند و با وجود شرایط مناسب ظاهری، آن ازدواج به سامان نرسد.

بنابراین، آنچه در بین مردم معروف است كه در ازدواج قسمت و تقدیر دخالت دارد و قبلاً همه چیز معلوم و مشخص شده است و یا می گویند: فلان دختر قسمت فلان پسر است و یا بالعكس؛ این گونه سخنان صحیح نیست و هیچ ریشه دینی و عقلی ندارد. همان طور كه به روشنی، اختیار و انتخاب را در خرید و فروش، انتخاب شغل و تعیین رشته تحصیلی می بینیم، در ازدواج نیز كه موضوع مهم و سرنوشت سازی است، مشاهده می كنیم.

علاوه بر حكم عقل و منطق، روایاتی كه در آن معیارهای انتخاب همسر ذكر شده اند، دلیل محكمی بر دخالت انسان در سرنوشت خویش است. پیشوایان دین به ما توصیه كرده اند كه در انتخاب همسر نهایت دقت را مبذول دارید و چشم بسته ازدواج نكنید. چرا كه ازدواج یك موضوع حیاتی است و برای هركس به طور طبیعی در طول زندگی اش فقط یك بار اتفاق می افتد.

بر این اساس، پسر و دختر جوان، نباید منتظر بخت و شانس و قسمت بمانند، بلكه چه پسر و چه دختر باید برای این تصمیم سرنوشت ساز خود را آماده كرده و با كمال دقت و خردورزی و با كمك تجارب خانواده، راهنمایی مشاوران دلسوز و كاردان، فرد مورد نظر را انتخاب كنند. زیرا منشأ و سرچشمه بسیاری از گرفتاری ها و بدبختی های انسان، غفلت و بی تفاوتی است.

 

غفلت، در تمام امور، خسارت بار است و در مسئله انتخاب همسر، خسارت بارتر. ممكن است یك لحظه غفلت و یا انتخاب نادرست، یك عمر پشیمانی و حسرت را به دنبال داشته باشد. امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «خدای منزه را به تغییر اراده های آهنین شناختم.»

اگر شما برای ازدواج اقدام کردید و موفق نشدید (خود در محقق نشدن آن دخالت نداشتید) مطمئن باشید آن ازدواج به مصلحت شما نبوده است و دیگر جای رنجش و ناراحتی نیست، این را می توان قسمت الهی دانست. پس قسمت به این معنا درست و به معنای اراده نداشتن انسان نادرست است.

اعتقاد به شانس و ستاره بخت نیز یکی از آسیب های ازدواج و شبیه همان اعتقاد به قسمت (به معنای نادرست آن) است که شخص را از حرکت باز می دارد یا عاملی برای بی دقتی و سهل انگاری در ازدواج می شود. اشخاصی که به این خرافات اعتقاد دارند، یا به دلیل تنبلی و سستی برای اقدام است یا از دیدگاه روانشناسی می خواهند ضعف اعتماد به نفس (خودباوری) خویش را بازیابی کنند.

در روایات آمده است هرگاه در یک تحیر و سرگردانی گرفتار شدید، با یك نفر مۆمن مشورت کنید. ما به آن مۆمن خیر شما را الهام می کنیم و به زبان او هدایت شما را جاری می كنیم

 

جایگاه استخاره در ازدواج

از دیگر مباحث مربوط به تصمیم گیری، مسئله استخاره است. مقصود از استخاره «طلب خیر از خداوند» است.

وقتی می خواهیم کاری را انجام دهیم، باید از خداوند طلب خیر کنیم، یعنی دو رکعت نماز استخاره بخوانیم و بگوییم خداوندا آنچه خیر است، برای من رقم بزن. آن راهی که خیر است به دل من بینداز تا آن را برگزینم. خدایا اگر خیر من در این ازدواج است، مشکلات را آسان و اگر این ازدواج به صلاح من نیست، مشکل و موانعی برای آن ایجاد کن.

نحوه استخاره چنین است که دو رکعت نماز استخاره خوانده می شود، سپس به سجده رفته و صد مرتبه این ذکر گفته می شود: «استخیرالله برحمته»

مسئله ازدواج مورد مهمی است که بسیاری از خانواده‏ها برای انجام آن به استخاره روی می آورند. برخی می گویند ما با استخاره می خواهیم با خدا مشورت کنیم؛ استخاره مشورت با خدا نیست. در هیچ روایتی بیان نشده است كه برای مشورت با خدا استخاره کنید، اما مشورت با مۆمنین، مشورت با خدا دانسته شده و حتی خدا به پیامبر خود امر به مشاوره و مشورت كرده است.

در روایات آمده است هرگاه در یک تحیر و سرگردانی گرفتار شدید، با یك نفر مۆمن مشورت کنید. ما به آن مۆمن خیر شما را الهام می کنیم و به زبان او هدایت شما را جاری می كنیم.

نکته مهمی که گاهی از آن غفلت می شود این است كه باید قبل از استخاره، مواردی مثل بررسی و تحقیق، مطالعه و فکر، مشورت با اهل فن و افراد مجرب و... انجام شود. اگر این موارد رعایت شد و باز هم تردید وجود داشت، آنگاه نوبت به استخاره می رسد.

پس از عمل به موارد گفته شده، اگر شواهد و دلایل کافی برای صلاحیت فرد پیدا کردید و با فرزانگی و حکمت و به دور از هیجان و احساسات طرف را شایسته همسری دیدید، دیگر برای ازدواج با آن شخص به دنبال استخاره گرفتن نباشید. اما اگر پس از طی همه مقدمات و اصول لازم باز هم تردید داشتید، آنگاه نزد فرد شایسته‏ای رفته و اقدام به استخاره کنید. به یاد داشته باشید که هر کسی شایستگی استخاره گرفتن ندارد.

 

استخاره کردن درباره ازدواج

سوال مهم دیگر این است که برای چه کاری باید مشورت و تحقیق كرد و برای چه کاری باید استخاره گرفت. هیچ کدام به معنای آن نیست که عمل از هر جهت مناسب و بی کاستی است، بلکه بیانگر آن است که در مجموع، انجام آن کار یا ترک آن ترجیح دارد.

 

چگونه به خواستگار جواب بدهیم؟

لازم نیست دختر در همان جلسه اول لازم نیست جواب مثبت یا منفی بدهد، خانواده دختر باید یک یا دو هفته از خانواده داماد مهلت بخواهد تا بتوانند پاسخ خواستگاری آنها را بدهند و در این مدت نیز باید به کارهای تحقیق، مشاوره و در نهایت تصمیم گیری بپردازند. اگر خواستگار از هر جهت پسندیده شد و نسبت به آنها نظر مثبت داشتید، جلسات دیگری را ترتیب دهید تا همه نکات روشن شود و شبه های برای طرفین در هیچ زمین های باقی نماند. پس از توافق در این جلسات می توانید جواب مثبت خود را به آنها انتقال دهید و برای کارهای آینده برنامه ریزی کنید.

البته اگر پاسخ منفی بود، باید با کمال احترام، سنجیده و با دلایل محکم آن را به خانواده داماد منتقل کنید.

منبع:ساج

   

مدیر بازدید : 53 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

دلایل اصلی جدایی بین زوج ها چیست؟

 

دلایل طلاق,جدایی بین زوج ها, دلیل اصلی طلاق

 

دلایل اصلی جدایی بین زوج ها چیست؟

بسیاری از افرادی که از همسرانشان جدا شده اند می گویند هرگز به صحبتهای همسر خود در هنگام دعوا و مشاجره گوش نمی کردند و اهمیت نمی دادند.

دلایل بسیاری وجود دارد که باعث می شود زوجها تصمیم بگیرند از هم جدا شوند.

 

خیانت :

۱۷ درصد طلاقها بخاطر خیانت یکی از طرفین رخ می دهد اما بسیاری معتقدند که خیانت هرگز دلیل اصلی طلاق نیست بلکه نشان دهنده آن است که یک رابطه مدتهاست از هم پاشیده است و در واقع نتیجه ادامه دادن به یک رابطه مشکل دار و یا بدون عشق است. به هرحال خیانت همسران یکی از دلایل رایج زوجها برای طلاق است .

 

خشونت :

خشونت های خانگی چه از نوع فیزیکی و چه از نوع روحی روانی یکی دیگر از دلایل اصلی طلاق زوجها محسوب می شوند. معمولا" اثبات خشونتهای روحی بسیار سخت تر است و با نامهایی از قبیل تحقیر ، ناسازگاری توصیف می شود.

 

ناسازگاری و عدم تفاهم :

برخی از زوجها بخاطر فشارهای والدین و اطرافیان و یا فقط بخاطر احساس تنهایی در ازدواج عجله می کنند و بعد از مدتی متوجه می شوند که با همسر خود تفاهم ندارند و سازگار نیستند.علاوه براین اعتقادات و رفتار آدمها در طول زمان تغییر می کند و ممکن است زوجی که ۱۰ سال بیش باهم تفاهم و سازگاری داشتند در حال حاضر با هم سازگار نباشند.

 

فقدان ارتباط :

بسیاری از افرادی که از همسرانشان جدا شده اند می گویند هرگز به صحبتهای همسر خود در هنگام دعوا و مشاجره گوش نمی کردند و اهمیت نمی دادند. ارتباط ر ازدواج بسیار مهم است و اگر زوجی احساس کنند که نمی توانند با یکدیگر صحبت کنند مشکلاتشان حل نشده باقی می ماند.

 

فرزندان :

گاهی فرزندان باعث بروز اختلافات اساسی در میان والدینشان می شوند زیرا برخی از زوجها درباره تصمیماتی که برای فرزندانشان می گیرند و قوانینی که برای آنها وضع می کنند نمی توانند به توافق برسند ، در نتیجه یکی از آنها احساس می کند که دیگری قدرت او را تضعیف می کند و همین باعث بحث و اختلاف نظر آنها می شود.

 

برآورده نشدن توقعات :

یکی از زوجها و گاهی هردوی آنها ممکن است احساس کنند که ازدواجشان آن چیزی نیست که آنها می خواستند . بعضی ها دوست ندارند که ازدواجشان یک ازدواج معمولی باشد و احساس می کنند که همسرشان توقعات آنها را برآورده نمی کند مخصوصا" اگر آنها فرهنگها و اعتقاد مذهبی متفاوتی داشته باشند.

 

پول :

اگر نگرش زوجهای جوان به پول و مسائل مالی خیلی متفاوت باشد این موضوع باعث می شود درمورد مسائلی مالی خانه به توافق نرسند ودچار اختلاف شوند. مثلا" اگر یکی از زوجها خسیس باشد و دیگری ولخرج ، اختلافات و درگیریهای زیادی در بین آنها بوجود می آید که ممکن است حتی منجر به طلاق شود.

 

اعتیاد :

هر نوع اعتیاد باعث بوجود آمدن مشکلات و اختلافات شدید در ازدواج می شود . منظور از اعتیاد فقط اعتیاد به مواد مخدر ، سیگار و الکل نیست ، حتی اعتیاد به قمار ، خرید واینترنت هم می تواند باعث بروز مشکلات جدی در ازدواج شود.

منبع : aftabir.com

مدیر بازدید : 43 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

دلایل اشتباه برای شروع زندگی مشترک

زندگی مشترک, شروع زندگی مشترک, ازدواج موفق

 

حتی اگر همه جوانب كار را در نظر بگیرید، باز هم نمی‌توانید بگویید كه انتخاب شما، صددرصد به یك ازدواج موفق ختم می‌شود، حتی اگر در شرایط فعلی، همه‌چیز طبق مراد شما پیش برود، نمی‌توانید انكار كنید كه زندگی در آینده هزار چرخ می‌زند و چرخ‌هایش می‌تواند آدم‌ها را تغییر دهد.

 

دلایل اشتباه برای شروع زندگی مشترک

با وجود این، نشانه‌هایی وجود دارند كه می‌توانند شما را به یك زندگی شكست‌خورده نزدیك‌تر كنند و شانس موفقیت‌تان را بارها و بارها پایین بیاورند؛ نشانه‌هایی كه باخبر بودن از آنها، می‌تواند چند پله شما را به یك ازدواج موفق نزدیك‌تر كند.

 

درد مشترك کافی نیست

گاهی یك درد مشترك یا حتی هدف مشترك، اصلی‌ترین دلیل شما برای ازدواج با یك فرد تلقی می‌شود. چنین دلیلی همیشه برای شما دردسر درست نمی‌كند اما اگر با گذشت زمان، بهانه‌های منطقی‌تری جای آن را نگیرد، می‌تواند ازدواج شما را با شكست روبه‌رو كند. گرچه این مشتركات در ابتدا رابطه شما را مجذوب خود می‌كند اما باید بدانید كه برای خوشبخت شدن، به دلایل دیگری هم نیاز دارید.

اگر هر دوی شما عضو یك گروه ورزشی یا تحصیلی هستید و به همین دلیل وقت زیادی را با هم می‌گذرانید و دغدغه‌های‌تان در این حوزه مشترك است، گمان نكنید كه عاشق هم هستید. اگر این موضوع را كنار بگذارید، دیگر دلیل زیادی برای بودن باهم نمی‌توانید پیدا كنید. شما هیجان همراه‌بودن و حضور در كنار هم را با عشق اشتباه می‌گیرید و همین تصور به انتخابی نادرست منجر می‌شود.

اگر هم دلیل انتخاب‌تان مشكلی است كه در زندگی هر دوی شما وجود دارد و آزارتان می‌دهد، باز هم بهتر است كمی درنگ كنید. ممكن است روزی این مشكلات از میان برداشته شود و شما دیگر دلیلی برای همدردی با هم نداشته باشید. همراه شدن به‌دلیل نارضایتی از خانواده یا شكست‌های تحصیلی و اقتصادی، می‌تواند از نمونه‌های این انتخاب اشتباه باشد.

 

عکس قبلی را انتخاب نکنید

آدم‌هایی كه یك شكست عاطفی را تجربه كرده‌اند، بیشتر در معرض این خطا هستند. آنها چه یك نامزدی شكست‌خورده را در كارنامه داشته باشند و چه به‌دلیل طلاق از همسرشان دچار این بحران شده باشند، در معرض انتخاب نادرست قرار دارند. انگار عادت ما آدم‌هاست كه وقتی ارتباطمان را با فردی به هم می‌زنیم، خصوصیات منفی‌اش را درنظرمان فهرست می‌كنیم و بعد به‌ دنبال كسی می‌گردیم كه هر خصوصیتی در وجودش باشد، جز ویژگی‌های شریك قبلی زندگی‌مان.

اگر بی‌پول بوده به‌دنبال فردی می‌گردیم كه تمام زندگی‌اش را كار و فكر پول درگیر خود كرده باشد و اگر مهربان و گرم بوده، به‌دنبال فردی مغرور و سرد می‌گردیم. اگر كم سن و سال بوده، تلاش می‌كنیم دفعه بعد فردی را انتخاب كنیم كه اختلاف سنی‌اش با ما بالا باشد و اگر تحصیلكرده بوده، به ‌دنبال فردی می‌گردیم كه به این مسائل زیاد اهمیت ندهد.

گاهی فكر می‌كنید شرایط خانوادگی و محل زندگی عشق سابق شما باعث شكست شده است. در این شرایط ممكن است فاصله گرفتن از آن شرایط به هدف اصلی‌تان تبدیل شود. ازدواج تلگرافی با آدم‌هایی كه شناخت زیادی از آنها ندارید و انتخاب فردی از خانواده‌ای كه با خانواده عشق قبلی‌تان زمین تا آسمان فرق می‌كند، می‌تواند از نمونه‌های این اشتباه باشد.

تصمیم عجولانه و حساب‌نشده، می‌تواند فرصت‌های مناسب‌تر را از شما دور ساخته و مجبور‌تان كند با فردی كه هنوز به اندازه كافی با او آشنا نیستید و دل‌تان را به او نداده‌اید، زیر یك سقف زندگی كنید؛ انتخابی كه با دور شدن از این بحران‌ها و بیشتر فكر كردن به آن، ممكن است برایتان مسئله‌ساز شود

 

ترس از تنها ماندن

از یك سن كه بگذرد، بحران شروع می‌شود. مرد و زن هم ندارد. ترس از تنها ماندن و اینكه از بین میلیارد‌ها آدم روی زمین هیچ‌كس عاشق‌مان نباشد، رهایمان نمی‌كند. این ترس طبیعی، یكی از موضوعات دیگری است كه می‌تواند شما را به دامان یك انتخاب اشتباه بیندازد و برایتان پشیمانی به همراه بیاورد. در این مورد شما ممكن است نتوانید تصمیم درست را بگیرید و با یكی از این دو اشتباه رایج روبه‌رو شوید.

به‌دلیل ترس از تنهایی و نگاه سنگین اجتماع، نخستین گزینه‌ای كه پیش روی‌تان قرار می‌گیرد را قبول می‌كنید و تنها می‌خواهید از مجردی طولانی‌مدت راحت شوید و مسئولیت زندگی‌تان را خودتان بر عهده بگیرید. چشم‌هایتان در این زمان بسته می‌شود و فاصله‌ها و اختلافاتی كه وجود دارد را نمی‌بینید و با پیدا كردن كوچك‌ترین مشابهات، خودتان را قانع می‌كنید كه انتخاب‌تان درست است.

به یاد فرصت‌هایی كه پیش از این از دست داده‌اید می‌افتید و به‌خودتان می‌گویید «اینقدر صبر نكرده‌ام كه به اینجا برسم!» و با این شعار، از همیشه كمال‌گراتر می‌شوید و به فرصت‌های مناسبی كه پیش روی‌تان قرار دارد، حتی فكر هم نمی‌كنید. شما دنبال یك انتخاب آرمانی هستید و دلتان می‌خواهد با چنین انتخابی، مشتی به دهان همه كسانی بكوبید كه پیش از این شما را به‌دلیل تنهایی‌تان سرزنش می‌كردند.

 

راحت شدن از شر دیگران

نامزد سابق‌تان رهایتان نمی‌كند یا سیل خواستگاران نمی‌گذارد آرامش داشته باشید؟ احتمالا در این شرایط فكر می‌كنید چاره كار شما ازدواج كردن و متعهد شدن است و برای راحت شدن از شر دیگری، تلاش می‌كنید زود به جمع‌بندی برسید و به نزدیك‌ترین گزینه ممكن پاسخ مثبت دهید. برایتان مهم نیست كه از نظر روانی توانایی تشكیل زندگی را دارید یا نه؛ تنها چیزی كه به آن فكر می‌كنید خلاص شدن از این بحران است. 

یا احتمال دارد با این ازدواج، بخواهید خود را از فشار‌های خانواده رها كرده و آمدن خواستگار‌ها به خانه‌تان را متوقف كنید اما این تصمیم عجولانه و حساب‌نشده، می‌تواند فرصت‌های مناسب‌تر را از شما دور ساخته و مجبور‌تان كند با فردی كه هنوز به اندازه كافی با او آشنا نیستید و دل‌تان را به او نداده‌اید، زیر یك سقف زندگی كنید؛ انتخابی كه با دور شدن از این بحران‌ها و بیشتر فكر كردن به آن، ممكن است برایتان مسئله‌ساز شود.

یا شاید فكر كنید با چنین انتخابی، دل نامزد بی‌مهر سابق‌تان را می‌سوزانید و به او می‌گویید كه محتاجش نیستید و گزینه‌های دیگری برای انتخاب دارید. احتمالا در این شرایط می‌خواهید ثابت كنید كه همه‌چیز میان‌تان تمام شده و شما برنده این بازی هستید و زودتر برای ساختن زندگی‌تان به نتیجه رسیده‌اید اما فراموش نكنید كه روزهای لجبازی می‌گذرد و این شمایید كه باید عمر‌تان را با این انتخاب تازه بگذرانید.

 

لجبازی با خانواده

گاهی مشكلات خانوادگی، شما را به سمت عاشق شدن هل می‌دهد. پشت‌كردن به معیار‌ها و خواسته‌های خانواده یا پیدا كردن یك پایگاه عاطفی امن، می‌تواند حتی ناخودآگاه شما را به سمت عشق هدایت كند. در چنین مواردی شما معمولا برعكس آن فردی كه خانواده‌تان منتظر دیدنش هست را برای ازدواج انتخاب می‌كنید. چنین انتخابی بیشتر احتمال شكست دارد؛ پس خوب به این مثال‌ها توجه كنید.

دهان‌كجی به آرزوهای دیرینه خانواده، ممكن است حس انتقام‌جویی شما را ارضا كند؛ برای مثال اگر والدین‌تان همیشه آرزو داشته‌اند كه با یك فرد تحصیلكرده ازدواج كنید اما انتخاب شما، فردی پولدار با تحصیلات پایین است كه هیچ شباهتی به رۆیای آنها ندارد، تنها هدف شما - چه خودآگاه باشد و چه ناخودآگاه- انتخاب برخلاف جریان آب است و دیگر به چیزی فكر نمی‌كنید.

منبع: زندگی ایده آل

مدیر بازدید : 30 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

چرا دختران و پسران دوست می‌شوند؟

 

دوست دختر,دوست پسر,دختران و پسران

 

در جامعه امروز، تعامل زن و مرد اجتناب ناپذیر است. دختران در محیط های کاری و تحصیلی حضور پررنگ تری دارند و همین مساله می تواند زمینه ساز تعامل های نزدیک تر شود. اما به طور کلی باید دانست که هر ارتباطی، دوستی دختر و پسر نیست.

 

دوستی دختر و پسر یعنی «ارتباطی که بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط محبت، صمیمیت، عشق و علاقه قلبی ویژه وجود دارد.» در کل، می‌توان گفت که دوستی دختر و پسر آن رابطه‏ای است که صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی باشد و از طریق دیدارهای مخفیانه، ارتباط تلفنی و..‌. ایجاد ‏شود. در واقع وقتی احساس کردید در رابطه شما با جنس مخالف، چیزی وجود دارد که دوست دارید آن را از اطرافیان پنهان کنید، چه حس تان به طرف مقابل باشد، چه دیدارهایتان و چه جملاتی که بین شما رد و بدل می شود، بدانید که وارد یک رابطه دوستی شده اید.

 

مشکلات مالی و شرایط سخت ازدواج در جامعه ما، عوامل مهمی هستند که باعث فرار‌ پسران از ازدواج شده است. بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می‌دهند خوش باشند. ازاین‌رو، به ازدواج با نگاه منفی می‌نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احسا‌سی آنها در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان‌پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.

 

وعده ازدواج

یكی از بھانه ھای ارتباط بین پسران و دختران جوان، وعده ازدواج از طرف پسر است كه معمولا با این وعده ھا، پسران با دختران ارتباط برقرار می كنند. دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یكدیگر رفاقت كرده و سعی می كنند نیازھای عاطفی ھمدیگر را برآورده كنند. حقیقت امر این است كه این وعده ھا در حد خیال باقی مانده و جامه عمل نمی پوشند؛ زیرا خانواده چنین افرادی را در حد لازم پخته و شایسته برای ازدواج نمی یابند. طرح مسئله ازدواج اگر از سوی پسر ھم مطرح شود، با مخالفت خانواده اش روبه رو می شود و حتی اگر پسر به خواستگاری دختر نیز برود، خانواده دختر چنین ازدواجی را نمی پسندند.

 

بنابراین، وجود فكر ازدواج در بین دختران و پسران تنھا نوعی سازوكار دفاعی برای ایجاد رضایت خاطر و رھایی از اضطراب است.ا ضطرابی كه در اثر عمل خلاف قواعد و ھنجارھای خانواده و جامعه به وجود می آید. بھترین روش ایجاد ارتباط، عمل در پرتو اصول دینی است؛ كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاری كند و تحت نظارت والدین تحقیقات ادامه یابند و از خصوصیات ھمدیگر مطلع شوند.

 

انگیزه جنسی

از انگیزه ھای دیگر ارتباط دختر و پسر جوان بھره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه كه از لحاظ رشد فكری و فرھنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، ھمه ارزش ھای خانوادگی و فردی خود را قربانی می كنند و دست به رفتاری می زنند كه برای اغلب افراد جامعھ، بسیار پست تلقی می شود. چنانچه این ارتباط ھای ناپسند منجر به رابطه جنسی بین دختر و پسر شوند، مشكلات زیادی برای دختر كه قربانی اصلی این رابطه است به وجود می آید. درگیری ذھنی درباره اینكه مبادا این ارتباط در آینده برای او مشكل ساز باشد، تعادل روانی اش را به نحو چشم گیری برھم می زند و فشار روانی زیادی بر او تحمیل می كند. چنین دخترانی برای ازدواج با مشكل مواجه می شوند و حاضر به ازدواج نیستند و اگر زمانی با فشار خانواده تن به ازدواج دھند، ھمیشه نگران افشای رابطه گذشته خود ھستند و از اینكه ھمسرشان از رابطه مخفی آنھا در گذشته آگاه شود رنج می برند.

 

توھم قدرت و جاذبه

یكی دیگر از انگیزه ھای دوستی با جنس مخالف این است كه پسران داشتن دوست دختر را یك قدرت اجتماعی برای خود تصور می كنند و دختران نیز داشتن دوست پسر را یك جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند. اما طولی نمی كشد كه متوجه می شوند این قدرت نمایی و جاذبه ارائه شده، به قیمت ازدست دادن بسیاری از جاذبه ھا و قدرت ھای اجتماعی و شخصیتی دیگر تمام شده است. در نتیجھ، دوستی ھا به پایان می رسند و حسرت از بین رفتن شرافت و ارزشمندی خویش، دنیایی از تعارض را در درون دختر و پسر باقی می گذارد.

 

پناه جویی به یكدیگر

دختران و پسران جوانی كه در خانواده مورد بی محبتی قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی ھستند و خود را سرگردان و آشفته می یابند، از طریق برقراری روابط پنھانی با جنس مخالف، درصدد كسب اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتر و ھمچنین در جست و جوی پناه گاھی برای جبران كمبودھای محبتی خود ھستند. اما اطمینان خاطری كه دختران و پسران از طریق برقراری دوستی به دنبالش ھستند ھیچ گاه حاصل نمی شود؛ زیرا این روابط پنھانی و به دور از چشم خانواده صورت می گیرد. به ھمین دلیل، دختر و پسر باید وقت و توان زیادی صرف كنند تا بتوانند زمینه این رابطه را فراھم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمری كه دو طرف باید تحمل كنند تا این روابط از چشم آشنایان پنھان بماند، رضایتمندی و آرامشی را كه به دنبال آن ھستند، خنثی می كند.

 

در برخی از جوانان علاوه بر کمبود محبت، کمبود اقتصادی ھم وجود دارد. البته این مسئله بیشتر در افرادی که خانواده آنھا به لحاظ مالی در سطح پایینی بوده است و قصدشان برای برقراری ارتباط با جنس مخالف، تأمین مالی و عاطفی توسط طرف مقابل است. آنھا برای رسیدن به ھدفشان اغلب با افرادی دوست می شوند که از نظر مالی بالاتر از خودشان ھستند و این دوستی، علاقه و ازدواج را بھانه ای برای رابطه شان معرفی می کنند.

 

روابط آسیب زا

ارتباط و مواجھه پسران و دختران، امری اجتناب ناپذیر است. ھنگامی كه از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعی و آسیب زا یاد می شود، منظور روابط پنھانی، غیرعادی و ناپخته ای است كه به دور از ھرگونه شناخت كافی بوده و به صورت ھیجانی، تخیلات و رۆیاھای غیرواقعی صورت می گیرد. دختران و پسرانی كه به منظور جلب توجه جنس مخالف و با ھدف دوست یابی از بین آنان، افرادی مانند خود را می یابند و روابط نامتعادلی برقرار می كنند، معمولا با احساس سرخوردگی و بیھودگی و نیز احساس بیزاری از خود به خانه باز می گردند.

 

غریزه جنسی غریزه ای نیرومند است که ھرچه بیشتر اطاعت شود، سركش تر می شود؛ ھمچون آتشی كه ھرچه بیشتر به آن خوراك بدھند، شعله ورتر می شود.

 

نظر اسلام چیست؟

رابطه دوستى بین دختر و پسراین نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بین دختر و پسر و این‌گونه روابط را نهى کرده است، زیرا عفت عمومى جامعه با این نوع روابط آسیب جدى می‌بیند و پایه‌هاى ازدواج و خانواده سست می‌شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه به‌وجود می‌آید.

 

با توجه به شرایط خاص دوران جوانى و طولانى ‌بودن دوران تجرد برخی از افراد و خطرات جدى تمایلات آشکار و پنهان غرایز نفسانى، لازم است پسران و دختران، روابط خود را از نظر کمّى و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.

 

بنابراین، توصیه ما این است که به نکات زیر توجه کرده و حتماً به آنها عمل کنید:

 

1- اگر ضرورتى نیست، از ایجاد رابطه با نامحرم پرهیز شود و دختران در مقابل افراد نامحرم به‌جای رفتارى صمیمانه، رفتارى متکبرانه داشته باشند. در احکام شرعى آمده است که در غیر ضرورت، مکروه است که مرد با زن هم ‌صحبت شود، مخصوصاً زن و مرد جوان. علت این است که چه‌ بسا همین هم‌ صحبت ‌شدن‌ها غرایز جنسى افراد را تحریک و یک الفت و محبت شهوانى بین مرد و زن ایجاد کند و نقطه آغازى براى غوطه‌ورشدن در انحراف و فساد شود. به ‌هر حال، انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند تا بفهمد که صحبت‌ کردن با افراد نامحرم، چه ضرورتى براى او دارد.

 

2- در صورت ناچارى و ضرورت روابط با نامحرم، تا آنجا که به شکستن حریم احکام الهى منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفت‌وگو و نگاه‌هاى متعارف و بدون قصد لذت و ریبه اشکالى ندارد. اما لازم است که ارتباط در کلاس‌ها، به‌گونه‌اى باشد که کمترین اختلاط پدید آید و در معاشرت و گفت‌وگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:

 

از گفت‌وگوهاى تحریک‌کننده پرهیز شود؛

از نگاه‌هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود؛

حجاب شرعى رعایت شود؛

قصد تلذذ و ریبه در کار نباشد؛

دو نفر نامحرم در محیط بسته تنها نباشند.

منبع: ساج

مدیر بازدید : 35 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

شما هم عاشقید؟

عاشق شدن,عشق حقیقی,عشق‌های افسانه‌ای

وقتی بچه بودیم، عشق‌ها کمی افسانه‌ای‌تر بودند. یعنی یا کسی عاشق نمی‌شد یا اگر عاشق می‌شد، گویی در آسمان‌ها زندگی می‌کرد و خیلی زود زبانزد همگان می‌شد. عاشق شدن، موضوع پیش پا افتاده و عادی نبود و اگر عشقی بین دو نفر شکل می‌گرفت مقدس و رویایی بود. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که آن عشق‌های افسانه‌ای در زمانه ما رنگ باختند و شکل‌های دیگری به خود گرفتند، اما در روزگار ما، موضوع عاشق شدن، دیگر موضوع آسمانی و نادری تلقی نمی‌شود. نه از آن جهت که خود عشق، نادر و آسمانی نیست، بلکه از این نظر که عشق‌های کاذب و غیر اصیل، به سادگی با عشق حقیقی مشتبه گرفته می‌شوند.

در زمانه ما، تعداد نسبتا زیادی از دختر و پسرها خود را گول می‌زنند که عاشق‌اند یا طرف مقابل عاشق آنهاست و متاسفانه هر روز آمار طلاق و متارکه زوج‌ها بیشتر می‌شود. حتی روابط دوستانه و فامیلی، عمر طولانی ندارد و افراد به راحتی همدیگر را به امید یافتن افراد با محبت‌تر و موثرتر از زندگی خود حذف می‌کنند ! گویی اکثر افراد در جایگاه حقیقی که در دل دیگران باید داشته باشند، قرار ندارند. یا این که جایگاه آنها، سست است و خیلی زود با هر کس یا هر چیز دیگری معاوضه می‌شوند و البته طبیعی است که چنین وضعیتی، برای دختر و پسرهای امروز ناکام کننده باشد. شاید به همین دلیل است که عشق و محبت هم نیاز به محک خوردن دارند تا عیار آنها معلوم شود.

در واقع، ما دیگر نمی‌توانیم هر ابراز محبتی را بدون محک خوردن باور کنیم و بدون محک زدن عشق خود و عشق طرف مقابل وارد رابطه‌ای شویم که یک عمر دوام بیاورد. به عنوان یک مشاور و روانشناس، وقتی دختر و پسرهای جوان برای مشاوره ازدواج نزد من می‌آیند و ادعا می‌کنند که عاشق هم هستند ابزار محک عشق را به آنها می‌دهم و تاکید می‌کنم که بدون محک، ادعای عشق را نپذیرند. این محک هم کار سختی نیست. هر دو طرف، هم دختر و هم پسر، اگر واقعا ادعای عاشقی دارد، قبل از ازدواج باید برای طرف مقابل قربانی بدهد! یعنی باید اقلا یک مرتبه کاری را که انجامش برای آنها سخت است، به خاطر طرف مقابل انجام دهند. بدیهی است که این کار سخت برای همه یکسان نیست، چون افراد متفاوت‌اند. اما برای هر کسی بالاخره کاری سخت، وجود دارد. ممکن است ترک کردن سیگار برای کسی کار سخت محسوب شود. برای یک نفر کنار گذاشتن دوست نامناسبش سخت باشد، برای دیگری تغییر نوع لباس پوشیدن، ترک برخی عادات یا … کار سختی باشد و همین طور الی آخر. در هر حال هر یک از طرفین باید کاری سخت را که البته حق و حقوق شخص ثالثی در آن، از بین نرود، برای طرف مقابلش انجام بدهد و اگر نمی‌خواهد این کار را انجام دهد دیگر ادعای عاشق و شیفته و واله بودن معنا ندارد و حقیقی نیست.

نشانه‌های محبت حقیقی
علاوه بر محک محبت، نشانه‌هایی هم وجود دارد که نشان از عشق و محبت دارند. بد نیست به این نشانه‌ها هم توجه کنیم.

عشق، تواضع می‌آورد
وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند، نسبت به همدیگر تواضع و فروتنی دارند. اگر دو نفر یا یکی از آنها اغلب اوقات با غرور و خودخواهی و فخر فروشی با دیگری برخورد می‌کنند، بهتر است ادعای عشق و محبت آنها را نادیده بگیریم. عاشق در برابر محبوب خود با گذشت و بی‌غرور است.

عشق، احترام می‌آورد
ممکن است احساسات در طول یک رابطه، گاهی کم و زیاد شوند، اما احترام متقابل از بین نمی‌رود، مگر این که فرد خود را مهم‌تر از طرف مقابل بداند که در این صورت، ادعای عشق او نیز، فریبی بیش نیست. طبیعی است که عقاید، سلیقه‌ها و نظرات دو نفر متفاوت باشد، اما احترام بین آنها با این تفاوت عقیده یا سلیقه نباید از بین برود. اگر یکی از طرفین مدام به طرف مقابل توهین می‌کند یا نمی‌تواند برای او و تفاوت‌هایشان احترام قائل شود، بعید است عشقی در کار باشد.

سختگیری در عشق حقیقی راهی ندارد
بهتر است ادعای افرادی که به بهانه عشق و محبت می‌خواهند به همدیگر سخت بگیرند و طرف مقابل را تغییر بدهند یا تحقیر کنند، نپذیریم. چنین حالتی درخواست اسارت است نه بروز عشق.

 

عشق، محبت عملی یا کلامی به دنبال دارد
اگر کسی ادعای عاشق بودن می‌کند اما نمی‌تواند در کلام یا عمل ابراز محبت کند و محبتش را بالاخره به شکلی نشان دهد، ادعای عشق او را چندان جدی تلقی نکنید. وقتی عشق در میان هست طرفین برای خوشحال کردن همدیگر، تلاش می‌کنند. آنها همدیگر را تحسین می‌کنند و در جهت رشد و بهتر شدن، به همدیگر بازخورد می‌دهند.

عشق، با بد خلقی دائمی با معشوق، سازگار نیست
اگر کسی واقعا شما را دوست دارد نمی‌تواند مدام با شما بداخلاقی و بدرفتاری کند. ممکن است گاهی خسته یا کمی غمگین باشد اما نه همیشه. پس اگر کسی همیشه با شما بد رفتاری کرد، ادعای عشق او مقبول نیست.

عشق حقیقی در سکوت هم بارز است
عشق و محبت قلبی، را حتی در سکوت هم می‌توان حس کرد. اگر کسی هر روز قربان صدقه شما می‌رود اما نمی‌توانید عشق و احساس عاشقانه او را در نگاه و رفتارش حس کنید، لازم است بیشتر دقت کنید.

عشق با توقعات بیجا سازگار نیست
راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید، به هر حال هر انسانی نقص‌ها و کاستی‌های خود را دارد. اما وقتی محبت در میان است لازم است به جای کاستی‌ها بر ارزش‌ها و نقاط قوت همدیگر متمرکز شوید. حسن‌های همدیگر را بزرگ کنید و عیب‌ها را کوچک بشمرید.

عشق را با تملک اشتباه نگیرید!
اگر عاشقید حس تملک را از خود دور کنید. در حقیقت هیچ کس نمی‌تواند مال کسی شود و در زمره اموال شخص دیگری به حساب بیاید. شریک زندگی‌تان را با طناب نیاز به خود نبندید. توجه داشته باشید که حتی گیاهان نیز هنگامی رشد می‌کنند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کنند. در پایان باید بگویم، بسیاری از افرادی که فریب عشق‌های کاذب را می‌خورند اعتراف می‌کنند که از همان ابتدا، می‌دانسته‌اند که عشق و محبت طرف مقابل حقیقی نیست اما به دلایلی خود را فریب می‌دادند و به حقیقت توجه نمی‌کردند. گویی گاهی انسان‌ها دوست دارند به زور به خود بقبولانند که کسی هست که آنها را دوست دارد، حتی اگر چنین نباشد. با کمی دقت و محک زدن می‌توانید از تخریب زندگی و جریحه‌دار شدن احساسات خود پیشگیری کنید. خداوند برای هر یک از ما جفت آفریده و همیشه افرادی هستند که اگر با شما آشنا شوند، می‌توانند شما را دوست بدارند. پس هرگز خود را فریب ندهید.

عشق را به زنجیر بدل نکن!
شما همراه زاده‌اید و همراهید تا ابد.
همراهید تا آنگاه که بال‌های سپید مرگ
توالی روزها‌تان پریشان کند.
آری همراهید
حتی در سکوت و صلابت خیال خداوند،
اما در میانة این همراهی، جدایی باید
هان! به شمیم عطرآگین ملکوت اجازه دهید
تا در میان شما به رقص آید
و دوست بدارید!
اما عشق را به زنجیر بدل نکنید
جان‌های شما چون دو سرزمین باید و دریایش در میان
جام یکدیگر پر کنید اما از یک جام ننوشید.
از نان خود به هم بدهید اما هر دو از یک نان مخورید،
همگام با هم نغمه بسازید، پای بکوبید و شادمان باشید،
اما امان دهید تا هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها.
همانند تارهای چنگ که هر کدام تنهایند
اما به کار یک ترانة واحد در ارتعاش.
دل سپردن حکایتی است دلپذیر
اما دل را شاید به اسارت دادن
که تنها دست‌های زندگی خانة دل است و بس
در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک
که ستون‌های معبد به جدایی استوارند.
و بلوط و سرو در سایة هم سر به آسمان نکشند.
جبران خلیل جبران
منبع:زیبــاشــو دات کام

مدیر بازدید : 28 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

چطور خواستگارتان را به خانواده‌تان معرفی کنید؟


شب خواستگاری,شرایط خواستگاری,خواستگاری دختر

 

 

 

اصولا هرگونه اظهار تمایل دختران برای ازدواج به عنوان «چشم سفیدی» برداشت می شود. ولی خب همانطور که آن پسر بیچاره با هزار بدبختی موضوع را با خانواده اش در میان می گذارد، شمای دختر هم باید این کار را بکنید؛ چرا که چند وقت است فهمیده اید نگاه های یکی از همکلاسی/ همکارهایتان نسبت به شما عوض شده و طرف هزار بار سعی کرده تا با شما درباره آینده مشترک صحبت کند. در آخرین مرحله هم یکی از دوستان مشترکتان را خفت کرده که آدرس یا شماره تلفنتان را برایش بگیرد.

خواستگاری
شما هم (خودمانیم دیگر) اگر قصد ازدواج نداشتید، یک جوری می پیچاندید ولی جوری آدرس و شماره را دادید که طرف چشم بسته هم بتواند بیاید خواستگاری.

شما می دانید که ظرف یکی دو روز آینده، خانواده پسر با خانواده شما تماس می گیرند و خب دلتان نمی خواهد در همان بدو ارتباط، همه چیز از دست برود. تصمیم می گیرید خودتان اقدام به زمینه سازی کنید. برای این کار هم کسی مطمئن تر از مادر نیست. منتها بنابر همان سنت قدیمی که دختر نباید از شوهر حرف بزند. مانده اید چطور سر صحبت را باز کنید. شما هم می توانید از یک نفر سوم استفاده کنید اما این کار باعث خواهد شد تا حرف شما مثال سقز در دهان مردم بیفتد. چون یقینا آن نفر سوم هم از جماعت نسوان است و نخود در دهانش خیس نمی خورد پس واسطه را بی خیال شوید و بالینک مستقیم عمل کنید.

از آنجایی که دخترها استاد طاقچه بالا گذاشتن و ناز کردن هستند، دنبال راهی می گردید که هم با دست پس بزنید و هم با پا پیش بکشید. بنابراین می توانید با این جمله که «یه پسری هست ...» بحث را کلید بزنید. بعد که سوالات مادر شروع می شود، طبیعتا شما این جمله را می گویید که «اون خیلی اصرار داره که بیاد خواستگاری و...» یا اینکه «ولی من که فعلا نمی خوام ازدواج کنم ...» با گفتن این جمله، مادر به نیت شما پی می برد ولی برای آنکه ضایعتان نکند می گوید «خب پس هیچی دیگه. اگر زنگ زدند می گم نیایند» در این لحظه فشار شما افت شدیدی می کند و با عجله می گویید «نه. حالا بذار بیان. آخه خیلی اصرار کرده» و مادر لبخندی می زند و می گوید باید با پدرت صحبت کنم. در این لحظه شما به اتفاق خود پناه می برید و نفس نفس می زنید.

شب که ابوی محترم به خانه می آیند، جلسه تشکیل می شود. طی این نشست، رنگ صورت شما نوسان کنتراست بین سرخ و سفید را تجربه می کند و هر بار که می خواهید سوال پدرتان را جواب دهید، صدایتان خروسک می شود. اینجا هنوز این نکته که شما خیلی هم در فکر ازدواج نیستید به شدت توی ذوق می زند. بعد از چند سوال و پی بردن خانواده به اینکه شما هم مایل به آمدن خواستگار هستید، پدرتان با گفتن این جمله که «پس اگر زنگ زدند، بگو تشریف بیارن»، کمی از استرس شما می کاهد اما با خطور این فکر که «حالا اگر خواستگارها آمدند من چی بپوشم؟»، اتسترس بار دیگر به شما هجوم می آورد.


طبیعتا شما این جمله را می گویید که «اون خیلی اصرار داره که بیاد خواستگاری و...» یا اینکه «ولی من که فعلا نمی خوام ازدواج کنم ...» با گفتن این جمله، مادر به نیت شما پی می برد ولی برای آنکه ضایعتان نکند می گوید «خب پس هیچی دیگه. اگر زنگ زدند می گم نیایند»

خب، حالا مامان طرف، پشت خط است و دارد با مامان شما صحبت می کند. بعد از کلی تعارف و اینجور حرف ها، بالاخره قرار را برای فردا بعدازشهر می گذارند. شما هم که کنار مادرتان ایستاده اید یا از توی اتاف به حرف هایش گوش می دهید، قند در دلتان آب می شود و در دلتان جیغ می کشید. در این لحظات دیگر از سرخ و سفید شدن خبری نیست. چون از دیروز تا حالا 60 بار درباره «آقای» فلانی با مادرتان حرف زده اید و از کمالاتش گفته اید. فقط حواستان باشد که خیلی هم از «آقای» فلانی تعریف نکنید چون داماد تعریفی هم چندان آینده درخشانی ندارد!
منبع: همشهری جوان

 

مدیر بازدید : 36 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

آیا تو آن گمشده ام هستی؟


انتخاب همسر ,انتخاب همسر مناسب,عشق ورزیدن

 

 

نکته ی کلیدی در انتخاب همسر مناسب این است که بدنبال شخصی با «شخصیت» و «منش» خوب باشید نه فردی که تنها از محبوبیت برخوردار است. اکثر ما در ابتدا جذب کسانی می شویم که یک ویژگی شاخص شخصیتی دارند: توانائی آنها در خنداندن ما، نرمی و لطافت آنها، علاقه به دوچرخه سواری و… . در حالیکه هر یک از این ویژگی ها می توانند لذت بخش نیز باشند . اما در خوشبختی شما تعیین کننده نیستند.

این منش و رفتار یک شخص است که تعیین می کند آن فرد چگونه با خود، شما و در نهایت روزی با بچه های شما رفتار خواهد کرد.
منش و رفتار، زیر بنا و اساس هر رابطه ی سالم است. چنانچه رابطه را یک «کیک» فرض کنیم، ویژگی های شخصی مانند خامه و افزودنیهای روی کیک و «منش» و شخصیت فرد به مثابه خمیر مایه ی کیک می باشد.

در این مجموعه مقالات شش ویژگی بنیادی را که می بایست در شخصیت همسر خود بدنبالش باشید، به شما معرفی می کنیم. این ویژگی ها واحدهای ساختمانی یک شخصیت و منش خوب محسوب می شوند. به جای پرسیدن این سؤال که: «آیا همسرم مرا دوست دارد؟»می بایست از خودتان بپرسید که: «آمادگی و قابلیت او در عشق ورزیدن چه میزان است؟» همین و بس. نکته ی مهم: به خاطر داشته باشید که هر آنچه را که می خوانید در ارزیابی خود و خصوصیات شخصی خودتان نیز به کار بندید!

تعهد به رشد شخصی
چنانچه بتوانید کسی را بیابید که به رشد شخصیتی خود و دیگری متعهد و پایبند باشد، از همان ابتدا بسیاری از مشکلاتی را که عده ی کثیری از زوج ها با آن روبرو هستند ، نخواهید داشت.

تعهد به رشد شخصی به این معناست که: همسرتان متعهد می شود که تا سرحد امکان برای اینکه همسر بهتری باشد، بیاموزد. هنگامی کسی را دوست دارد که برای رشد، شکوفائی و تحول شخصی او ارزش و بهای زیادی قائل است. در نتیجه به سهولت و آسانی رابطه تان از همان ابتدا تضمین شده است.

صرف نظر از اینکه بگو مگوی کوچکی است یا یک بحران بزرگ، می بایست که همسرتان مایل باشد که با استفاده از تمامی منابع موجود به منظور این مهم که چگونه همسر مهربان تر و دلسوزتری باشد، بیاموزد و یاد بگیرد.

همسر متعهد به رشد شخصی مایل است که به اشکال مختلف از قبیل: کتاب، نوار، سخنرانی، سمینار و در صورت لزوم مشاوره و روانکاوری، کمک و راهنمایی دریافت کند. بسیاری از روابط هنگامی که یکی از طرفین نیاز به اصلاحات را تشخیص داده ولی دیگری از همکاری سرباز می زند، دچار بحران می شوند. این چیزی است که می بایست در ابتدای رابطه به آن توجه داشته باشید. زیرا روزی چشم باز کرده و می بینید در یک بحران خانوادگی همسرتان عقیده ای به مشاوره ندارد و یا لجبازتر از آن است که یک کتاب بدست بگیرد و راجع به اینکه چگونه می توان یک رابطه را نجات داد، چیزهائی بیاموزد.

این برنامه ریزی احساسی و یا کوله بار احساسات حل و فصل نشده ی ما نیست که باعث شکست روابط می شود، بلکه انکار و نادیده گرفتن آنهاست که منجر به تخریب روابط می شود. در اینجا منظوراین است که همسرتان می بایست این موضوع را که او نیز با معلولیت ها و نقائصی به رابطه آمده است، بپذیرد. خواهید دید که این خضوع رابطه ی شما را از اینکه به یک میدان نبرد تبدیل شود، بازخواهد داشت. مهم است، کسی را پیدا کنید که نه تنها به بزرگ شدن و رشد شخصی علاقمند است، بلکه در این راستا کاری نیز صورت می دهد.

سؤالاتی که می توانید در رابطه با «تعهد به رشد شخصی» از همسرتان بپرسید:
۱- ظرف ده سال گذشته در رابطه با عواطف و احساسات خود چه چیزی آموخته اید؟ این آموخته هایتان چه تغییراتی را در شما ایجاد کرده اند؟
۲- از روابط گذشته ی خود چه آموخته اید؟ در روابط فعلی خود تا چه حد متفاوت عمل می کنید؟
۳- بزرگترین نقاط ضعف شما کدامند و فکر می کنید منشاء و خاستگاه آنها چیست؟
۴- چنانچه از همسر قبلی شما پرسیده شود که بزرگترین شکایت های خود را از شما بیان کند، چه خواهد گفت؟ آیا با نظر او موافقید یا خیر؟
۵- هنگامی که در گذشته، شما و یا روابطتان دچار بحران می شدند، از چه منابعی کمک می گرفتید؟ (کتاب، مشاوره، روانکاوی و..) آیا مفید واقع می شدند؟
۶- ظرف پنج سال آینده، می خواهید چه تغییراتی کرده باشید؟ مایلید از چه بخشها و یا چه ویژگیهائی از خود رهائی یابید؟ خصوصیاتی که مایلید واجد آنها باشید کدامند؟

ابراز روحی و احساسی
داشتن یک رابطه ی صمیمی به معنای در یک خانه زندگی کردن، نیست، بلکه به معنای سهیم شدن احساسات با یکدیگر می باشد. از این روست که دومین ویژگی که می بایست در همسر آینده خود بدنبال آن باشید، باز بودن روحی و احساسی است. به این معنی که همسرشما: احساس دارد، می داند که چه احساسی دارد، مایل است که آن احساسات را با شما در میان بگذارد، می داند که «چگونه» آن احساسات را به شما بیان کند.
عذر و بهانه ی بیشماری از طرف مردان و زنانی شنیده ام که در روابطی ناشاد بوده اند و این شکایت را داشته اند که همسرشان نمی تواند احساسات خود را بیان کند. «پدرش هیچوقت به او نگفته است که دوستش دارد. بنابراین او هم نمی تواند به من بگوید که مرا دوست دارد». «شوهر قبلیش خیلی او را رنجاند. بنابراین او از اینکه بمن بگوید که دوستم دارد مشکل دارد. »

تمامی ارزیابی های فوق دقیق بودند، اما نشان می داد که از توجه به یک نکته غافل مانده اند: چنانچه همسرتان نتواند احساسات خود را به کلمه کشیده و آنها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یک رابطه ی صمیمی را ندارد.

رابطه با کسی که از لحاظ احساسی بسته می باشد، چه فایده ای دارد؟ ماندن در رابطه با کسی که نمی تواند احساسات خود را با شما سهیم شود، شکلی از «خود تنبیهی» است.

یک تعریف دیگر «باز بودن روحی و احساسی» ، «سخاوت» احساسی است. از کلمه ی سخاوت معمولاً این معنی استنباط می شود که به عنوان مثال، شخصی از لحاظ مالی سخاوتمند است و یا از وقتش براحتی برای دیگران مایه می گذارد و …… اما در اینجا منظورم این است که همسری را پیدا کنید که در رابطه با عشق خود با شما سخاوتمند باشد و این سخاوت احساسی بدین معناست که «آزادانه» و «به وفور» و بی هیچ «محدودیتی» از عشق خود، به شما ببخشد. به عبارت دیگر همسری که از لحاظ روحی سخاوتمند است کسی است، که به شما بگوید چقدر شما را دوست دارد و به شما نیز نشان دهد که تا چه میزان قدر و ارزش شما را می داند و در اینجا منظورم سالی یکبار، آنهم فقط در سالگرد ازدواجتان، یا فقط وقتی که شما او را تهدید می کنید که ترکش خواهید کرد، نیست. شما استحقاق آن را دارید که همسرتان، عشق و قدردانی خود را به شکلی ثابت و همیشگی به شما نشان دهد.

چنانچه همسرتان نتواند احساسات خود را به کلمه کشیده و آنها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یک رابطه ی صمیمی را ندارد.

نقطه مقابل سخاوت روحی، «خساست روحی» می باشد. بدین معنی که همسرتان عشق و احساسات خود را از شما دریغ کند. گوئی که «موجودی» او چنان محدود است که تنها مقادیر ناچیزی از آن را به شما ارائه می دهد. کسانی که از لحاظ احساسی خسیس هستند، عملاً شما را وادار می کنند که از آنها «گدائی عشق» کنید. بطوری که مجبور باشید احساسات آنها را بزور از آنها بیرون بکشید. در غیر اینصورت چیزی به شما نشان نمی دهند و متعاقب آن نیز از شما انتظار دارند که خرده نانی را که به شما داده اند، همه جا جار بزنید و آن را بزرگ جلوه دهید. چنین کسانی به احتمال زیاد هرگز نیاموخته اند که چگونه «دوست بدارند»، اما این مشکل خود آنان است، نه مشکل شما. چنانچه بدنبال یک شغل «تمام وقت» معلمی نیستید، از رابطه با کسانی که از لحاظ احساسی خسیس می باشند، برحذر باشید.

باز بودن احساسی همسرتان، به شما امکان می دهد که به درونیات او دسترسی داشته باشید.
باز بودن عاطفی یک شخص، کلید قلب او را به شما می دهد

تحقق قولی که در ابتدای ازدواجتان به یکدیگر دادید نیز چیزی جز این نیست. هرگز به چیزی کمتر از آن قناعت نکنید.

سؤالاتی که در رابطه با باز بودن احساسی همسرتان، می توانید از او بپرسید:
۱- آیا در هنگام بیان احساسات خود با کسانی که دوستشان دارید، احساس راحتی می کنید؟ در حال حاضر در زندگی خود به چه کسی می گوئی که: «دوستت دارم؟»
۲- صحبت راجع به چه احساساتی بیش از بقیه برایتان مشکل است؟ صحبت راجع به کدامین احساسات برایتان ساده است؟ آیا این موضوع با گذشت زمان تغییری نیز کرده است؟
۳- آیا بخش هائی از وجود شما هستند که صحبت راجع به آنها با دیگران برایتان راحت نیست؟ فکر می کنید که چرا اینطور است؟
۴- معمولاً چه وقت دلتان را می گشائید و از احساسات خود با دیگران صحبت می کنید؟ بعد از اینکه این کار را کردید، چه احساسی دارید؟
۵- آیا فکر می کنید که عدم توانائیتان در بیان احساسات، در روابط شما مشکلاتی سبب شده باشد؟
۶- چنانچه از نزدیکان شما بپرسم که آیا از لحاظ روحی و احساسی باز هستید یا خیر، چه خواهد گفت؟

عشق های آینه وار
زن شکایت می کرد که هیچگاه نمی تواند به شوهر خود اعتماد کند. هنگامی که از شوهر او پرسیدم که آیا این اتهام همسر خود را قبول دارد یا نه، در دفاع از خود گفت: «من فقط وقتی دروغ می گویم که راحت نتوانم راستش را بگویم.» قسمت وحشتناک داستان این است که مرد واقعاً باور داشت که بی صداقتی او اصلاً اشکالی ندارد.

صداقت، درستی و قابل اعتماد بودن از ضروری ترین اجزاء یک رابطه ی سالم می باشند. دانستن این موضوع که می توانید روی همسر خود حساب کنید، حس امنیت فوق العاده ای به شما خواهد داد، چرا که او در همه حال با شما صادق می باشد. از طرف دیگر چنانچه در ترس دائمی از اینکه همسرتان به دلائلی به شما دروغ بگوید، زندگی کنید، هرگز نخواهید توانست که در رابطه تان بیاسائید و همواره در تنش، تردید و انزجار بسر خواهید برد. اثرات دراز مدت عشق ورزیدن به کسی که به او اعتماد ندارید، برای اعتماد بنفس شما و نیز رابطه تان مخرب خواهد بود. یکی از مخرب ترین راه هائی که زوجین می توانند عشق، شور و حرارت رابطه ی خود را بکشند و صمیمیت را از بین ببرند، بازگو نکردن حقیقت است.

این امکان وجود دارد که کسانی که به کرات حقیقت را «دستکاری» می کنند، نسبت به دنیا این نگرش را داشته باشند که: «زندگی آنقدرها هم منصف نیست.» اینگونه افراد، به بی صداقتی خود تنها به عنوان یک استراتژی به منظور رسیدن به منافعشان می نگرند. به عبارت دیگر، یقیناً اشکالی در سیستم ارزشی آنان به طور ذاتی وجود دارد. وقتی شما با یک دروغگو زندگی می کنید، در نهایت خواهید دید که دروغ های او را می پوشانید و خود نیز به مانند او به یک دروغگو مبدل می شوید.

پیدا کردن همسری که درست و صادق باشد به معنای جستجوی:
کسی است که با خود صادق باشد: انسانهای زیادی وجود دارند که به شما دروغ نمی گویند، اما به خودشان دروغ می گویند. صداقت از خود شخص شروع می شود. بدین معنی که می بایست از کسانی که استاد خود فریبی هستند، برحذر باشید. ممکن است به خود بقبولانید که همسرتان انسان صادقی است، اما بیاد بیاورید که او از رویاروئی و پذیرفتن خیلی از مشکلات خود اجتناب می ورزد. در اینجا موضوع این نیست که او دروغگو است، می توان گفت که او چندان با خودش صادق نیست.

آیا همسرتان تحت عنوان معامله و تجارت به مشتریان و یا همکاران خود دروغ می گوید؟ آیا همسرتان حقیقت را راجع به زندگی خود از خانواده اش پنهان می کند؟ آیا همسرتان اغلب کارهائی را که شما فکر می کنید از روی بی صداقتی است، توجیه می کند؟ چنانچه در صداقت همسرتان مردد هستید، حس احترام خود را نسبت به او از دست خواهید داد و مشکل خواهید توانست که به رفتار او در قبال خود اعتماد کنید.

چه احساس فوق العاده ای است ، کسی را دوست داشته باشیم که بارها و بارها به من ثابت کرده است که می توانم همواره به صداقت و راستگوئی او اعتماد کنم.

یک همسر صادق:
۱- هیچ قسمتی از شخصیت خود را از شما پنهان نخواهد کرد.
۲- اینطور نیست که به خاطر دفاع از خود، فقط آنچه را که شما دوست دارید بشنوید، به شما بگوید.
۳- بدون اینکه مجبور باشید با سیاست و یا با زور حقیقت را از او بیرون بکشید، خودش تمامی حقیقت را با شما در میان خواهد گذاشت.
۴- به دنبال همسری باشید که در رابطه با احساسات خود رک و صادق باشد و اعمال و گفتارش با یکدیگر همخوانی داشته باشد.
هنگامی که همسرتان به طور دائم و همیشگی با شما صادق است، طبیعتاً به او اعتماد خواهید کرد.


سؤالاتی که در رابطه با صداقت می توانید از همسر خود بپرسید:
(پرواضح است که چنانچه همسرتان یک دروغگوی درمان ناپذیر باشد، به سؤالات زیر صادقانه پاسخ نخواهد داد. به احساسات خود اعتماد کنید و مراقب حرکات و رفتارهایش باشید تا که دریابید پاسخ هایش منعکس کننده ی صداقت او هستند، و اینکه آیا می توان به او اعتماد کرد یا خیر.)
۱- آیا فکر می کنید که زن و شوهر می بایست در رابطه با همه چیز با یکدیگر صادق باشند، یا اینکه می توانند، چیزهائی را برای خود خصوصی نگه دارند؟ به عنوان مثال…؟
۲- آیا در روابط خانوادگی کسی به شما دروغ گفته یا خیانت کرده ؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه احساسی در شما بوجود آمد؟
۳- آیا هرگز در روابط خانوادگی دروغ گفته یا خیانت کرده اید؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا دوباره این کار را انجام خواهید داد؟
۴- چنانچه بخواهید دروغ بگوئید، در مورد چه چیزهائی در رابطه تان دروغ خواهید گفت؟ وضعیت شغلی، روابط با دوستان یا… .
۵- اگر از اطرافیانتان بپرسیم که آیا صادق و قابل اعتماد بودید یا خیر، چه جواب خواهد داد؟ چرا؟
۶- فکر می کنید اساساً چه کارهائی «درست» و چه کارهائی «غلط» هستند و انجام دادن چه کارهائی برای شما مسئله ای نیست (تقلب در پرداخت مالیات بردرآمد، لوازم اداره یا محل کار را به خانه آوردن، ریختن زباله و آشغال در خیابان، برداشتن پولی که پیدا کرده اید و…)؟
۷- آیا همین حالا نیز با من صادق هستید؟ (مراقب عکس العمل چشمهای او باشید!)

دوست داشتنی اما بی تعهد
بسیاری از افراد آمادگی داشتن رابطه ای جدی را ندارند. ممکن است این افراد حتی بسیار نیز دوست داشتنی باشند، ممکن است حتی شما را نیز خیلی دوست داشته باشند؛ اما چنانچه به سطح مورد قبولی از پختگی و مسئولیت پذیری نرسیده باشند، احساس خواهید کرد که بیشتر یک بچه را به فرزند خواندگی گرفته اید تا اینکه «معشوقی» برای خود یافته باشید. می بایست آن دسته از ما که از «ناجی بودن» لذت می بریم، به هنگام انتخاب همسر مصرانه به ویژگی فوق تاکید داشته باشیم؛ وگرنه در نهایت خواهید گفت: «همسرم را بی نهایت دوست دارم، اما ای کاش کمی بزرگ می شد!»

در زیر برخی از نشانه هائی که دال بر پختگی همسرتان، در نتیجه آمادگی او برای داشتن یک رابطه می باشند، آورده شده است:
همسرتان می تواند، از خود خوب مراقبت کند. و قادر خواهد بود که:
برای تامین اقتصادی خود نتیجه تلاش کرده و نتیجه مناسب می گیرد.
مکان زندگی خود را تمیز نگه دارد.
خوب تغذیه کند.
ممکن است اینطور فکر کنید که شوخی می کنیم، اما بسیار جدی هستم! داستان های بیشماری از مردها و زنهائی شنیده ایم که عاشق کسانی بودند که نمی توانستند از خود مراقبت کنند ، بزرگسالانی بودند که همیشه یا بیکار بودند یا از خانواده و دوستان خود پول قرض می گرفتند و یا در سردرگمی زندگی می کردند.

دنیای خارجی ما انعکاسی از دنیای درونمان است
آیا همسرتان مسئولیت پذیر است؟ مسئولیت پذیری به این معنی است که به آنچه وعده داده ای، عمل کنی. به این معنی است که فراموش نمی کنید صورتحساب ها را پرداخت کنید، سر قول خود می ایستید، به موقع قرار ملاقاتهایتان می رسید و دیگران را به اصطلاح «نمی کارید». مسئولیت پذیری این نیست که «بگوئید» مسئولیت پذیرید. مسئولیت پذیری، «مسئولانه» عمل کردن است. مسئولیت پذیری یک «مفهوم نیست، یک «عمل» است.

بخشی از پختگی و مسئولیت پذیری این است که «مسئول» و یا «پاسخگو» باشیم. ما مسئولیت زیادی به بچه ها واگذار نمی کنیم، زیرا می دانیم که به قدر کافی پخته نیستند تا از عهده آن برآیند. وقتی همسری «غیرمسئول» پیدا می کنید، در واقع بچه ای را برای خود یافته اید که فقط بدن و اندامی بزرگسالانه دارد.

چنین همسری ممکن است دوست داشتنی باشد. حتی ممکن است شنونده و غمخوار خوبی نیز باشد، اما یقیناً آمادگی رابطه ای بزرگسالانه و تمام عیار را ندارد. چنانچه از اینکه همیشه مایوس و سرخورده تان بکنند، ناراحت نمی شوید، می توانید با چنین کسی ازدواج کنید.هر کس استحقاق آن را دارد که دوست داشته شود. اما هر کس آمادگی پذیرش مسئولیت یک رابطه ی «بالغانه» را ندارد. چنانچه اگر همسرتان «کودک» نباشد («بالغ» او شکل گرفته باشد)، می توانید با او رابطه ی موفقی داشته باشید.

مسئولیت پذیری، «مسئولانه» عمل کردن است. مسئولیت پذیری یک «مفهوم نیست، یک «عمل» است.

آیا همسرتان واجد حس احترام است؟ یکی از نشانه های پختگی بچه ها، حس احترام آنها نسبت به جهان پیرامون آنها و مردم می باشد. به عنوان مثال «کودکی» که حریم هیچ چیز را محترم نمی شمارد و اسباب بازی های برادر خود را بر می دارد، باید بیاموزد که به چیزی که مال او نیست، دست نزند، یا مثلاً بعد از خوردن کلوچه و شیر برای عصرانه، به جای رها کردنشان روی میز می آموزد که به وقت مادر خود احترام بگذارد و آنها را توی یخچال برگرداند یا به جای داد زدن و کوبیدن روی میز رستوران، می آموزد که به محیطی که در آن است، احترام گذاشته و رفتار خود را تعدیل کند.

چنین همسری ممکن است دوست داشتنی باشد. حتی ممکن است شنونده و غمخوار خوبی نیز باشد، اما یقیناً آمادگی رابطه ای بزرگسالانه و تمام عیار را ندارد.

به منظور درک اینکه آیا همسرتان مسئولیت پذیر است یا خیر، دقت کنید که برای موارد زیر چقدر احترام قائل است:
احساسات شما، حریم شما، وقت شما، متملکات شما، متملکات خودش، محیط زندگیمان، کارکنانش، رئیسش، همکارانش و احساسات دیگران.

سؤالاتی که می توانید در رابطه با پختگی و مسئولیت پذیری از همسر آینده خود بپرسید:
۱- آیا معمولاً به موقع به قرار ملاقاتهایتان می رسید؟ یا اینکه معمولاً با تأخیر می رسید؟
۲- در چه زمینه هائی بیش از بقیه «غیرمسئول» هستید (پول، سلامتی، برگرداندن تلفن ها و…)؟
۳- آیا تا به حال از شغلتان اخراج شده و یا استعفا داده اید؟ در صورتی که اخراج شده اید، دلائل آن چه بوده اند؟
۴- آیا در روابط خود بیشتر در نقش «حمایتگر» و یا حمایت شونده» ظاهر می شوید؟
۵- چنانچه از اطرافیانتانان، بپرسند که آیا مسئولیت پذیر بوده اید یا خیر، چه خواهند گفت؟ فکر می کنید که مبنای این قضاوت آنان بر چه اساسی است؟
۶- آیا فکر می کنید که برای احساسات دیگران، احترام لازم را قائل هستید؟
۷- آیا معمولاً وقتی که از دیگران چیزی قرض می گیرید، آن را پس می دهید؟ آیا این کار را به موقع انجام می دهید؟
۸- چه احساسی نسبت به زباله ریختن در خیابان دارید؟

توجه: گذشته از پرسیدن سؤالات فوق، به طرز زندگی او نیز دقت کنید، سبک زندگی عملی او هر آنچه را که می بایستی در رابطه با این ویژگی بدانید، به شما خواهد گفت.
منبع:زیبـــاشــو دات کام

مدیر بازدید : 40 دوشنبه 02 دی 1392 نظرات (0)

جنس مخالف را این جوری ببینید بهتر است


جنس مخالف,تفاوت های زن و مرد, شغل همسر

 

 

واقعیت این است که علی رغم آنکه بسیاری از ما فکر می کنیم جنس مخالف خود را می شناسیم، نوع رفتارها نشان می دهد که اینطور نیست. هر روز مردان زیادی با حرف ها و رفتارهایشان زنان را می رنجانند و زنان فراوانی با آنچه می گویند و انجام می دهند، مردان را عصبانی و خشمگین می کنند.

بخش عمده صدماتی که زنان به مردان و مردان به زنان وارد می کنند، ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت آنها از یکدیگر دارد. واقعیت این است که علی رغم آنکه بسیاری از ما فکر می کنیم جنس مخالف خود را می شناسیم، نوع رفتارها نشان می دهد که اینطور نیست. هر روز مردان زیادی با حرف ها و رفتارهایشان زنان را می رنجانند و زنان فراوانی با آنچه می گویند و انجام می دهند، مردان را عصبانی و خشمگین می کنند.

اینها حکایت از این دارد که این دو جنسیت، به ویژگی های و حساسیت های طرف مقابل اشراف ندارند. واقعیت این است که زنان و مردان، تفاوت های فراوانی با یکدیگر دارند. هر چه ما تفاوت های فردی زن و مرد را بیشتر بشناسیم، از با هم بودنمان بیشتر لذت می بریم و کمتر موجب رنجش و اذیت یکدیگر می شویم. در این شماره نیز به یکی دیگر از این تفاوت ها اشاره می کنیم:

یکی از تفاوت های جدی زن و مرد این است که اولویت اول مردان، شغل آنهاست و اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترکشان است. توجه به این تفاوت فردی و رعایت نکاتی در این باره، می تواند در بهبود همسران تاثیر فوق العاده ای داشته باشد؛ همانطور که عدم توجه به آن می تواند هزینه های سنگینی را بر خانواده تحمیل کند و سرمایه های عاطفی زندگی را به خطر بیندازد.

قابل توجه زنان:

اولویت اول مردان، شغلشان است
به طور کلی مردان بیش از هر چیزی برای شغلشان اهمیت قائلند و همواره آن را در اولویت قرار می دهند؛ هنگامی که مرد، علاوه بر اینکه ثبات شغلی دارد، روز به روز هم پیشرفت کاری بیشتری داشته باشد و موقعیت بهتری پیدا کند، احساس موفقیت و ارزشمندی خواهد کرد و ارتقای شغلی و مالی، به او احساس اقتدار و اعتماد به نفس بیشتری می دهد.

در نقطه مقابل، وقتی مرد از لحاظ شغلی شکست می خورد و یا علیرغم تلاش بی وقفه پیشرفت قابل توجهی نمی بیند، آنچنان به هم می ریزد که حتی ممکن است احساس درماندگی کند و اعتماد به نفس خود را به کلی از دست بدهد.

اینکه اولویت اول مردان شغلشان است، به هیچ وجه به این معنا نیست که به موضوعات دیگر زندگی، از جمله خانواده و همسر خود بی اعتنا هستند؛ بلکه معنایش این است که همه چیز، بعد از شغل برایشان اهمیت دارد. از نظر یک مرد، همسر خوب کسی است که بتواند آرامش و امنیت را در خانه به وجود بیاورد و حفظ کند تا اوبتواند در آوردگاه شغلی خود، تمرکز لازم را داشته باشد. وقتی زن، بنا را بر ناسازگاری، تنبلی و لجبازی می گذارد یا به واسطه عدم حضورش در خانه، امنیت خانه را زیر سوال می برد، مرد را دچار استرس می کند و این نگرانی و به هم ریختگی مرد، به شغلش منتقل می شود. در واقع او احساس می کند که با وجود چنین زنی، نمی تواند پله های موفقیت را طی کند.

 

آرامش و امنیت خانه را حفظ کنید
برای نفوذ به قلب یک مرد، شما باید بتوانید با حضور و رفتارتان در خانه آرامش و امنیت ایجاد کنید؛ حتی اگر شاغل هستید، باید تمام همت شما بر این باشد که اشتغال، به امنیت و آرامش خانه آسیبی نزند. وقتی حضور زن در خانه کمرنگ باشد یا فضای خانه، آشفته و به هم ریخته شود، وقتی غذا آماده نیست و بچه ها سر و سامان درستی ندارند، مرد تمرکزی را که لازمه موفقیت شغلی است، از دست می دهد.

شغل او را محترم بشمارید
به شغل همسرتان احترام بگذارید و آن را جدی تلقی کنید. هرگز سعی نکنید اثبات کنید که شغلش اهمیت چندانی ندارد و او کار مهمی نمی کند. دقت کنید که هر تقاضایی از مرد دارید، با در نظر گرفتن شغل و محدودیت های کاریش باشد؛ مثلا اگر می خواهید با همسرتان به خرید بروید یا برای ثبت نام مدرسه بچه ها اقدام کنید، از یک هفته قبل به او اعلام کنید و از او بخواهید که قرارها و برنامه های کاری اش را به گونه ای تنظیم کند که هفته بعد بتواند شما را همراهی کند. از درخواست های ناگهانی و یکباره اجتناب کنید؛ مثلا اینکه ناگهان با او تماس بگیرید و به او بگویید که امروز زودتر به خانه بیاید، او را ناراحت می کند. در واقع وقتی شما چنین درخواستی می کنید، او احساس می کند که برای شغل او ارزشی قائل نیستیدو شرایط کاری اش را درک نمی کنید. برای همین حتی اگر کاری هم نداشته باشد، ممکن است واکنش منفی نشان دهد و درخواست شما را اجابت نکند.

قابل توجه مردان:

اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترک است
برای یک زن، هیچ چیز مهمتر از رابطه عاشقانه و زندگی مشترک نیست. او دوس تدارد احساس کند که مردش به او توجه می کند و به زندگی و مسائل آن اهمیت می دهد. او می خواهد اولویت اول مردش نیز مانند خودش، عشق و زندگی اش باشد و وقتی می بیند که مرد، شرایط عاطفی و احساسی او را درک می کند، خستگی و احساس تنهایی او را می فهمد و به آن توجه و واکنش مثبت نشان می دهد، احساس خوشبختی می کند و البته در نقطه مقابل، وقتی احساس کند که مرد به او توجهی ندارد و خانه را تنها یک خوابگاه می بیند که شب ها به آنجا برمی گردد و غذایی می خورد و می خوابد، احساس ناامیدی می کند. او رویاهای خود را به نوعی بر بادرفته می بیند و همه آنچه را که در خلوت و خیال خود در دوران مجردی تصور کرده بود، نابود شده تلقی می کند.

توجه، محبت و عشق
اینکه شما یک مرد هستید و مشغله های فراوانی دارید و به آن دلبستگی نیز دارید، قابل درک است اما یادتان باشد موفقیت شغلی شما، تا حد زیادی به آرامش فکری شما وابسته است. این آرامش، ناشی از رابطه گرم و شیرینی است که در خانه تدارک می بینید و همسرتان می تواند به شما انتقال دهد. ضمن اینکه باید بپذیرید همسر و خانواده، یکی از اولویت های بسیار مهم زندگی شماست و اساسا بخش قابل توجهی از تلاش های شما برای این است که رفاه و آرامش بیشتری را برای خانواده تدارک ببینید.

تفاوت های فردی زن و مرد
حتی اگر بسیار پرمشغله هستید، حتما باید رسیدگی و توجه به همسر را یکی از این مشغولیت های مهم خود بدانید و اگر لازم بود، گاهی بخشی از مشغله های کاری خود را حذف کنید و یا به دیگران واگذار کنید. به هر حال شما چاره ای ندارید جز اینکه «نه گفتن» در محیط کار را یاد بگیرید. گاهی شما ناخواسته، برای اینکه به انتظارات دیگران در محیط کاری پاسخ مثبت بدهید، به همسرتان ظلم می کنید و از وقتی که باید برای او صرف کنید، کم می گذارید.

تلاش های کاری شما تا جایی خوب و ضروری است که به خانواده تان آسیب نزند. مطمئن باشید همسر و فرزندان شما بیش از اینکه به امکانات مالی و رفاهی ناشی از تلاش های شغلی تان نیاز داشته باشند، به حضور، توجه و محبت شما نیاز دارند. سعی کنید از محل کار، کمی زودتر به خانه برگردید ودر خانه، مشغول روزنامه، تلفن، تلویزیون، کامپیوتر و غیره نشوید و فقط برای خانواده تان وقت بگذارید.

درباره آنچه که در خانه گذشته است، از همسرتان سوال کنید، با فرزندان خود صحبت کنید، همبازی شوید وبه همسرتان ابراز محبت کنید و اجازه دهید که از دغدغه ها ونیازهایش با شما صحبت کند و شما نیز شنونده فعالی باشید؛ یعنی کنار او بنشینید، به او نگاه کنید، دستانش را بگیرید و نشان دهید که اکنون تمام وقت و توجه تان معطوف اوست.

شغلتان را به خانه نیاورید
متاسفانه برخی از مردان وقتی به خانه می آیند، گویی فقط دفتر کارشان را تغییر داده اند؛ آنها اگرچه به خانه آمده اند ولی از لحاظ ذهنی و جسمی، همچنان به رتق و فتق امور کاری مشغولند و اگرچه به ظاهر در خانه هستند، ولی عملا حضورندارند! آنها یا با تلفن همراه مشغول صحبت درباره کارهای امروز و فردا با همکاران خود هستند یا اینکه ذهنشان به کلی درگیر مشغله های کاری است.

شما باید به طور جدی خود را وادار کنید به محض اینکه پایتان به خانه رسید، همه دغدغه های کاری خود را رها کنید و آنها را پشت در بگذارید و سپس وارد حریم خانه شوید. اگر مکالمات تلفنی شغلی زیادی دارید و زیاد با شما تماس می گیرند، حتما لازم است که تلفن همراه خود را در خانه خاموش کنید؛ درست مانند وقتی که با کسی در محل کارتان جلسه ای مهم دارید؛ شما معمولا در اتاق را بسته نگه می دارید و پاسخ کسی را نمی دهید! به این شکل به همسرتان می گویید که برای او و زندگی با او، اهمیت و احترام ویژه ای قائل هستید و این به زن احساس دلگرمی و امنیت می دهد!

کلام آخر اینکه یادمان باشد دغدغه های هر کس، برای خودش ارزشمند و قابل احترام است. هم نگرانی های شغلی مرد باید درک شود و مورد توجه و تشکر قرار گیرد و هم توجهی که زن به بهبود روابط مشترک و زندگی عاشقانه دارد، حائز اهمیت و قابل تقدیر است. زوج های موفق کسانی هستند که نیاز طرف مقابل خود را درک می کنند و علاوه بر اینکه سعی می کنند تقاضاهای خود را از همسرشان تعدیل کنند، به نیازها و درخواست های طرف مقابل نیز اعتنا و توجه جدی دارند.
منبع:مجله راز

 

mohammadjavad بازدید : 54 یکشنبه 01 دی 1392 نظرات (2)

روانشناسی خنده چه می گوید ؟


روانشناسی خنده,تست روانشناسی خنده

 

 

روانشناسی خنده چه می گوید ؟

شاید بارها این جمله را شنیده‌ایم که خنده بر هر درد بی درمان دواست و بارها این تجربه را حس کردیم که بعد از یک خنده طولانی تا ساعت‌ها و حتی تا روزها حال خوبی داشته‌ایم. در حقیقت، خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق می‌کند از پدیده طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساس‌های دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و ... در ما کاهش یابند.

اما گاهی پیش می‌آید در موقعیتی قرار می‌گیریم که مجبوریم به اجبار لبخند بزنیم یا حتی بلند بخندیم و حتما برای برخی از ما پیش آمده است از فرط عصبانیت زیاد خنده‌مان گرفته که به آن خنده عصبی می‌گویند. انواع خندیدن داریم اما آیا وقتی به اصطلاح به زور و تصنعی می‌خندیم دیگران متوجه می‌شوند؟ آیا می‌توان با خنده دروغین دیگران را فریب داد و آیا خنده دروغین به همان اندازه بر روحیه انسان‌ها تاثیرگذار است؟ اینها سوالاتی است که ممکن است ذهن ما را مشغول کند،ما پاسخ این سوالات را گردآوری کردیم و با مشورت با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور به این نتایج جالب رسیدیم و گپ و گفتی داشتیم با امید زندگانی بازیگر سینما و تلویزیون در مورد همین موضوع که خواندنش خالی از لطف نیست.

امید زندگانی بر عکس ظاهر آرام و متینش اتفاقا کاملا خوش خنده بود و در صحبت‌های خود در مورد سوژه این شماره ما که انواع خندیدن بود گفت: اتفاقا تز من در دانشگاه در مورد نقش حرکت در شخصیت‌ها بود که از نقاشی روی غارها شروع می‌شد و تا همین موضاعات خنده ادامه داشت و صحبت در مورد اینکه آیا شناخت و تحلیل یک شخصیت کافی است یا باید روانشناسی حرکت‌های آن شخص را هم دانست.

خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست
خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست، هر حرکتی که در زندگی جزیی از رفتار و زبان ارتباطی آدم‌ها باشد جدی است، یعنی اگر نتوانیم از یکی از این ابزار استفاده کنیم نمی‌توانیم ارتباط کاملی برقرار کنیم و نمی‌توانیم اصل مطلب را انتقال داد، متاسفانه زندگی‌های امروزی زندگی کاملا فردی شده است و در دنیای مجازی قرار گرفته ست، حتی در این دنیا برای خنده‌ها هم آیکون‌هایی تعریف شده است به شکل یک صورت گرد که نه بینی دارد نه گوش، نه چاق است نه لاغرو نه یک صورت کامل که فقط با تغییر یک خط به عنوان لب احساس‌ها را انتقال می‌دهد و حتی افراد جدی هم در مقابل شنیدن یک جک ممکن است همین آیکون را بفرستند و یک فرد خوش خنده و شوخ طبع هم همان آیکون را می‌فرستد. خندیدن تصویری از احساس است.

یک لبخند یک عمر خاطره می‌سازد
خیلی وقت‌ها تظاهر به لبخند و خوشحالی را من هم انجام می‌دهم، ما بازیگر ها به نسبت کارمان گاهی محیط کار و لوکیشین‌مان می‌شود کل محیط زندگیمان و شهری که درآن زندگی می‌کنیم، و وقتی مردم را می‌بینی مجبوری به خاطر اینکه او می‌خواهد از تو احساس مثبت دریافت کند لبخند بزنی. حالا ممکن است تو در شرایط بدی مثل مشکلاتی در زندگی باشی یا حتی بیمار باشی یا حال خوبی نداشته باشی اما به هر حال باید لبخند بزنی زیرا آن شخص فقط دو یا سه دقیقه با تو در ارتباط خواهد بود و آن دو، سه دقیقه می‌تواند کل سرنوشت خاطره تو رادر ذهن آن شخص رقم بزند .

خوش به حال الکی خوش‌ها
افرادی هستند که بی‌دلیل و زیاد می‌خندند و ما آنها را به الکی خوش بودن متهم می‌کنیم، باید بگویم که خدا را باید شکر کرد که آنها خوش هستند. هر چند جا و شرایطی که در آن هستیم خیلی مهم است  و اینکه کجا بخندیم. به نظرمن از خنده یک انسان می‌شود به شخصیتش پی برد همانطور که می‌توان از طرز گریه کردن یک شخص پی به رفتارهای او برد. به عنوان مثال شخصی که با صدای خیلی بلند می‌خندد درست است که شادی خودش را انتقال می‌دهد اما در عین حال خودخواهی خود را نیز نشان می‌دهد. شاید در اتاقی دیگر مریضی وجود داشته باشد و شاید در آن جمع شخص یا اشخاص غمگینی وجود داشته باشد. بعضی اوقات در یک جمع ممکن است همه به یک موضوع خاطره‌انگیز و واقعا خنده‌دار بخندند اما یک نفر در آن جمع تنها به لبخندی اکتفا می‌کند، ما متوجه می‌شویم بار غم این شخص خیلی بیشتر از شدت آن هیجان و شادی است.

اخموها جذاب‌تر نیستند
من به شدت با مدهای رفتاری مخالفم، متاسفانه غیر از پوشاک به تازگی رفتارهایی هم مد شده است. یک زمانی در سینمای ما چهره ایرانی گم شد یعنی ما دیگر کمتر بازیگران چشم و ابرو مشکی دیدیم و چشم رنگی ها سینما را احاطه کردند و همین اتفاق در رفتار ها نیز افتاد و به مرور قیافه گرفتن مد شد . ما فکر می‌کنیم هر چه بیشتر قیافه بگیریم با شخصیت‌تر هستیم، در صورتی که خندیدن با اخم و قیافه لحظه‌ای است و اگر آن شخص یک صحبت کوچک بکند آن موقع است که باید تصمیم بگیریم که اصلا شخصیتی وجود دارد که در مورد آن صحبت کنیم . این ژست ها فقط به درد عکس گرفتن می‌خورد نه زندگی.

لبخند مودبانه  و لبخند حقیقی
لبخند مؤدبانه، به‌طور معمول، هنگام احوالپرسی سریع یا تصدیق مؤدبانه چیزی به‌کار می‌رود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمی‌شود و فقط گوشه‌های لب به سمت بالا حرکت می‌کنند؛ نوعی ادای احترام و نشان دادن محبت در دیدار اولیه با یک شخص که می‌خواهیم حسن نیت خودمان را به اثبات برسانیم .

لبخند حقیقی هنگامی دیده می‌شود که تغییرهایی در رفتار ایجاد شود که نشان‌دهنده خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده می‌شود؛ زیرا از شادی واقعی به‌وجود می‌آید. وقتی از موضوعی رضایتمان حاصل می‌شود و خشنود می‌شویم لبخند حقیقی می‌زنیم .

نشانه‌پیروزی
یکی دیگر از موقعیت‌هایی که آدم بی‌اختیار می‌خندد، موقعیت برتری و پیروزی است. برای مثال وقتی یک تیم ورزشی بازی را می‌برد، در چهره بازیکنان این خنده را می‌بینید. این خنده هم از آن خنده‌هایی است که لبخند را به لب بقیه هم می‌آورد، البته به این شرط که در تیم بازنده نباشند! در این نوع خنده معمولا افراد به بالا می‌پرند و دست‌های خود را بالا می‌برند یا می‌دوند و همچنان لبخند پیروزی می‌زنند.

برای مسخره کردن
متاسفانه مسخره کردن هم از دلایل خندیدن نوع بشر به شمار می‌رود. مسخره کردن ظاهرا برای تحقیر دیگری است اما در واقع در پاسخ به تمایلات سرکوب شده افراد اتفاق می‌افتد. برای همین هم خنده‌های ناشی از مسخره کردن عصبی و کشدار است و اصلا دلچسب نیست .از قدیم گفته‌اند «با هم بخندیم به هم نخندیم» اما معمولابرخی از افراد این حرکت ناپسند را خیلی دوست دارند و یکی از سرگرمی‌هایشان تمسخر کردن دیگران و خندیدن به آنهاست. این نوع خنده اصلا زیبا نیست .

لبخند هیجان‌زده و لبخند از سر تعجب و شگفتی
لبخند هیجان‌زده شامل دو حس است: هیجان و شادی. ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامت‌هایی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده می‌کنیم. وقتی از موضوعی هیجان زده و خوشحال می‌شویم معمولا می‌خندیم البته به همراه حرکات فیزیکی مانند پریدن، بالا بردن دست‌ها یا حتی تکان دادن سر .

شده کسی شما را سور‌پرایز کند و به خودتان بیایید، ببینید دارید می‌خندید؟! این خنده ناشی از تعجب است و از آن خنده‌هایی است که بقیه را هم به لبخند وا می‌دارد، البته وقتی واقعی باشد اصلاً از همان مواردی است که آدم را لو می‌دهد که برای مثال از هدیه خوشش آمده یا نه، چون نمی‌توان مصنوعی‌اش را در صورت ایجاد کرد.این حالت در لحظه به وجود می‌آید به همین دلیل نمی‌توان حالتی دروغین را برایش در نظر گرفت، ما در لحظه خوشحال یا غمگین می‌شویم. این لحظه آنقدر کوتاه است که نمی توان تصمیم گرفت که الان بخندم یا نه؟ تا قبل از تصمیم گرفتن ما مغز عکس‌العمل خود را نشان می‌دهد.

خنـده همراه با اخم
برخی از افراد وقتی می‌خندند اخم هم می‌کنند که معمولا دربعضی از افراد چهره جذاب تری به آنها می‌دهد، این نوع خنده بیشتر در میان سوپر استارها دیده می‌شود، آنها تلاش می‌کنند متفاوت باشند؛ حتی در نوع خندیدن.

خنده با دهان کج شده
وقتی دهان کسی موقع خندیدن کمی کج می‌شود، بیشتر نشان می‌دهد که شیطینتی در آن است. شاید مثلا قصد سربه‌سر گذاشتن دارد. در این حالت کمی گوشه لب روبه پایین است و چشمان فرد هم به شخص مورد نظر زل زده است. این حالت نشان دهنده شخصیت سرزنده و شیطنت وار کسی است که معمولا در این حالت خنده در حال فکر کردن است.

خنده با فک افتاده
این نوع خنده هم از نوع غیر واقعی خنده است. در واقع ما وقتی می‌خندیم. کمی فکمان پایین‌تر می‌آید اما اگر خنده مصنوعی باشد، فک کمتر پایین می‌آید و نشان می‌دهد که فرد احتمالا برای داشتن این لبخند تمرین کرده و الان خنده‌اش طبیعی و ناشی از احساسش نیست.

خنده زورکی
خنده زورکی عصبی است و بیشتر پیام استرس را منتقل می‌کند. گاهی هم برای عوض کردن حال و هوای حاکم و گاهی هم برای همراهی با جمع است؛ یعنی فرد دلش می‌خواهد با این گروه همراه باشد. در بعضی مواقع فرد شرایطی که در آن است را دوست ندارد اما بنا به دلایلی نمی تواندجمع را ترک کند و مجبور به تحمل شرایط است که در این‌صورت گاهی مجبور به لبخند‌های زورکی می‌شود .


منبع:مجله زندگی ایده آل/سلامت نیوز

mohammadjavad بازدید : 32 یکشنبه 01 دی 1392 نظرات (1)

نشانه‌های افسردگی در مردان

 

نشانه‌های افسردگی در مردان

 

نشانه‌های افسردگی در مردان

افسردگی در مردان و زنان می‌تواند به اندوهناکی و از دست رفتن علاقه به کارهای لذت بخش منجر شود اما در افراد متفاوت به‌صورتهای مختلفی بروز می‌کند.کارشناسان موردهایی به‌عنوان نشانه‌های افسردگی در مردان اشاره می‌کنند که عبارتند از:

بیش از 5 میلیون مرد آمریکایی هر ساله با افسردگی روبه‌رو می‌شوند. بیماری که از روی نشانه‌هایی می‌توان تشخیصش داد. افسردگی در مردان و زنان می‌تواند به اندوهناکی و از دست رفتن علاقه به کارهای لذت بخش منجر شود اما در افراد متفاوت به‌صورتهای مختلفی بروز می‌کند.کارشناسان موردهایی به‌عنوان نشانه‌های افسردگی در مردان اشاره می‌کنند که عبارتند از:

 

خستگی

در افراد افسرده برخی تغییرات جسمی و عاطفی ایجاد می‌شود. آنها احساس خستگی می‌کنند و از نظر حرکتی، تکلم و روند تفکر کند می‌شوند. به گفته کارشناسان مردان بیشتر از زنان از احساس خستگی و سایر نشانه‌های فیزیکی افسردگی به‌عنوان مهم‌ترین شکایتشان خبر می‌دهند.

 

کم خوابی یا خواب زیاد

اختلال در خواب مانند بی‌خوابی زود بیدار شدن در صبح یا خواب بیش از حد نشانه‌های رایج افسردگی هستند. برخی افراد 12 ساعت در روز می‌خوابند و باز هم احساس خستگی و خواب آلودگی دارند و هر دو ساعت یک بار هم بیدار می‌شوند. همانند خستگی مشکلات خواب نیز یکی از مهم‌ترین نشانه‌های افسردگی در مردان است که با پزشکان در میان می‌گذارند.

 

شکم درد یا کمر درد

مشکلات سلامت مانند یبوست یا اسهال به مانند دل درد و کمر درد در افراد افسرده رایج است. اما مردان اغلب متوجه نیستند که دردهای مزمن و اختلالات گوارشی کاملاً مرتبط با افسردگی هستند.

 

کج خلقی

مردان افسرده اغلب دچار کج خلقی و زودرنجی هستند. علاوه بر آن افکار منفی یکی از جوانب رایج افسردگی هستند. مردان از این لحاظ کج خلق به نظر می‌رسند که به‌طور مداوم افکار منفی در سر دارند.

 

اختلال در تمرکز

کندی روانی می‌تواند توانایی مردان در تحلیل اطلاعات را کاهش داده و در نتیجه تمرکز بر کار یا سایر کارها را مختلف کند. افسردگی فرد را پر از افکار منفی می‌کند و نیروی فکری فرد صرف فکر کردن به دنیای منفی شده و تمرکزش را بر کارها سخت می‌کند. افسردگی و تأثیر آن بر تمرکز مانند درست کار نکردن CPU کامپیوتر است.

 

عصبانیت و پرخاشگری

برخی مردان افسردگی را با پرخاشگری و عصبانیت و خصومت بروز می‌دهند. مردی که متوجه شود یک جای کار لنگ می‌زند ممکن است نیاز داشته باشد تا با اثبات اینکه او هنوز قوی و تواناست این نقص را جبران کند. عصبانیت و پرخاشگری متفاوت از کج خلقی است. عصبانیت یک احساس قوی است. برخی اوقات مردانی که در اثر افسردگی گوشه گیر شده‌اند زیر فشار دوستان و خانواده برای بازگشت به جامعه عصبانی و پرخاشگر می‌شوند.

 

استرس

مردان بیش از زنان هنگام افسردگی از داشتن استرس خبر می‌دهند نه به این دلیل که استرس آنها بیشتر است بلکه به خاطر اینکه اعلام این موضوع برای آنها از نظر اجتماعی پذیرفته شده‌تر است. استرس و افسردگی همچنین می‌توانند علت و معلول یکدیگر باشند. تحقیقات نشان می‌دهد استرس طولانی مدت می‌تواند به تغییراتی در بدن و مغز منجر شود که می‌تواند به افسردگی بینجامد.

 

تشویش و اضطراب

تحقیقات نشان دهنده ارتباط قوی میان تشویش و اضطراب و افسردگی هستند. تشویش و اضطراب ممکن است در زنان نمود بیشتری داشته باشد اما برای مردان صحبت کردن در مورد آن راحت‌تر از زنان است. مردان ممکن است در مورد نگرانیشان در مورد از دست دادن شغل و سخت شدن تأمین نیازهای خود و خانواده شان صحبت کنند.

 

سوء استفاده از مواد

سوء استفاده از مواد متناوب همراه با افسردگی است. تحقیقات نشان داده که افراد الکلی تقریباً دو برابر سایرین با افسردگی شدید روبه‌رو می‌شوند. این اتفاق برای مردان و زنان می‌افتد اما استفاده از مواد مخدر یا الکل برای پنهان کردن احساسات نامطلوب تاکتیکی است که بسیاری از مردان به جای دریافت مراقبتهای بهداشتی به آن روی می‌آورند.

 

تردید و دو دلی

برخی افراد به‌طور عادی در تصمیم‌گیری‌های مشکل داشته و دو دل هستند. اما اگر این حالتی تازه برای یک فرد باشد نگران کننده است. تصمیم‌گیری هم یک روند تحلیل اطلاعات است و افسردگی توانایی تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد.

منبع:روزنامه آرمان /برترین ها

mohammadjavad بازدید : 23 یکشنبه 01 دی 1392 نظرات (1)

فراتر از خود زندگی کنیم

 

خودخواهی, افراد خودخواه

 

بی شک خیلی ها به موضوع خودخواهی فکر می کنیم. شاید چون این موضوعی است که خیلی از ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. مطمئن هستیم که این سوال، سوال خیلی از ماست، «آیا خودخواه بودن تمایل ذاتی انسان است؟»

 

خودخواهی

ممکن است بگویید که سیستم اقتصادی ما به طمع و خودخواهی پاداش می‌دهد و اینکه باوجوداینکه اولویت دادن به دیگران احساس خوبی به آدم می بخشد، اکثر ما علایق و تمایلات شخصی‌مان را ترجیح می‌دهیم.

 

در سطحی ابتدایی‌تر، اینکه زندگی روزمره‌مان را می‌سازیم، میزان خودخواهی ما را تعیین می‌کند. آیا فقط به خودمان فکر می‌کنیم یا برای دیگران هم دغدغه‌هایی داریم؟ آیا شرایطی هست که نگران خودمان، سود و زیان شخصی خود و لذت‌ها و تمایلاتمان باشیم درست باشد؟ بهترین تعادل در این زمینه چیست؟

 

امروز تعداد افراد خودخواه نسبت به گذشته بیشتر شده است. احتمالاً افراد بیشتری را می‌بینید که موقع عوض شدن صف به شما اجازه جلو آمدن نمی‌دهند، برای میهمانی که دعوتشان کرده‌اید با تماس یا ایمیل تشکر نمی‌کنند یا اینکه می‌خواهند همیشه مرکز توجه باشند. به نظر می‌رسد که آدمها در پیله‌ای که به دور خود تنیده‌اند زندگی می‌کنند و نمی‌دانند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد.

 

خوشبختانه برای آندسته از افرادی که می خواهند با بهترین بودن، در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنند، با اولویت دادن به علایق دیگران، می‌توانند خودشان را از مردم دیگر متمایز کنند.

 

اگر بخواهیم لیستی از صفات افراد غیرخودخواه تهیه کنیم، این صفات می‌توانند به خوبی این افراد را توصیف کنند: دوست‌داشتنی، صمیمی، قابل‌اعتماد، مهربان، باملاحظه، محترم، بخشنده و پیشقدم.

 

به نظر می‌رسد که همه صفات عالی به این افراد برمی‌گردد. همه آدم‌ها به صورت ذاتی می‌دانند که خودخواه نبودن و دیگرخواه بودن خیلی مهم است اما برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید لیستی از آدم‌های دیگرخواهی که می‌شناسید تهیه کنید و ببینید آیا این صفات به آنها می‌خورد یا خیر.

 

با فرض اینکه دیگرخواه بودن تمایل ذاتی ماست، باید بیشتر به فکر اولویت دادن به دیگران باشیم. این هفته امتحان کرده و سعی کنید که علایق دیگران را قبل از خودتان قرار دهید. مطمئناً در روز صدها فرصت برای اینکار پیدا خواهید کرد.

 

برای کمک چند نمونه برایتان ذکر می‌کنیم

**وقتی آدامس یا شکلات نعنایتان را درمی‌آورید تا بخورید، اول به اطرافیانتان تعارف کنید.

 

**وقتی می‌خواهید از دربی عبور کنید، لبخند بزنید، درب را باز نگه دارید و بگذارید ابتدا آنها وارد شوند.

 

**وقتی راه می‌روید و کسی می‌خواهد از کنارتان راه رود، بایستید و بگذارید او ابتدا رد شود.

 

**اگر در خانه‌ای با چند نفر دیگر زندگی می‌کنید، وسایل خود را تمیز و مرتب نگه دارید تا آنها مجبور نشوند وسایل شما را تمیز یا مرتب کنند.

 

**اگر در اداره‌ای کار می‌کنید، محل‌کارتان را تمیز و مرتب نگه دارید و دقت کنید که محیط کارتان به طور کل طوری باشد که برای همه همکاران و مراجعانتان خوشایند باشد.

 

**موقع رانندگی، با راننده‌های دیگر با ادب و احترام برخورد کنید.

 

**وقتی می‌خواهید با دیگران حرف بزنید، سعی کنید بیشتر از اینکه حرف بزنید، گوش کنید و صبر کنید تا نوبت حرف زدنتان شود.

 

**اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان دچار مشکلی می‌شود، تلفن را برداشته، با آنها درد ودل کنید و بگویید که برای کمک حاضرید.

 

اگر کمی فکر کنید، خواهید دید که فرصت‌های زیادی برای دیگرخواه بودن در طول روز پیش رویتان است. این هفته سعی کنید این فرصت‌ها را پیدا کرده و از آنها برای اولویت دادن به دیگران استفاده کنید

 

و بعد می‌توانید دیگرخواهی خود را به سطح بالاتری ببرید. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به غذا، سرپناه، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و امنیت دربرابر آزار و سوءاستفاده نیاز دارند. نعمت‌هایی که خداوند به شما عطا کرده را شمرده و شکرگزار باشید.

 

مطمئن باشید این تلاش‌های شما دیده شده و از آنها قدردانی خواهد شد. با این روش دوستی‌های عمیق‌تری خواهید داشت، دیگران احترام بیشتری برایتان قائل شده، زندگی عشقی بهتری را تجربه خواهید کرد و احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

 

وقتی نیازها، امیال و علایق دیگران را بر خود مقدم بدانید، مطمئناً پاداش این دیگرخواهی خود را دریافت خواهید کرد.

 

«اگر به دیگران کمک کنید به چیزهایی که می‌خواهند برسند، به هر چه که در زندگیتان می‌خواهید، دست پیدا خواهید کرد.»

منبع: مهارت های اساسی زندگی سالم . نوشته دکتر خسرو امیر حسینی/تبیان

mohammadjavad بازدید : 53 یکشنبه 01 دی 1392 نظرات (0)

روانتان را با مطالعه آرام كنید

 

مطالعه یك كتاب, روان‌شناسی و مشاوره

 

صرف‌نظر از علاقه افراد، محتوای مطالب هر كتاب از عوامل موثر در ادامه دادن به مطالعه آن محسوب می‌شود. به بیان دیگر كتاب‌هایی كه دارای عنوان، محتوا و روند پر جاذبه‌ای است یا مطالب كاربردی و مفیدی برای بیشتر مردم دارد، یعنی موضوعات یا مسائلی را مورد بررسی قرار می‌دهد كه بسیاری از مردم با آن درگیر هستند، مخاطب خود را بهتر جذب می‌كند.

اگر بخواهیم نگاهی به كتاب‌های پر مخاطب بیندازیم قطعا كتاب‌های روان‌شناسی از آن دسته كتاب‌های بسیار پرطرفدار محسوب می‌شود، به‌گونه‌ای كه نوبت چاپ اغلب این كتاب‌ها به عددهایی مانند 20، 30 و حتی 60 می‌رسد، حتی كتابفروشان نیز همیشه بهترین و برجسته‌ترین مكان را در قفسه كتاب‌هایشان برای كتاب‌های روان‌شناسی با موضوعات متنوع در حوزه كودك، زناشویی، دوست‌یابی، موفقیت، كسب مهارت‌های زندگی و حل مشكلات عاطفی در نظر می‌گیرند.

اما نكته مهم در مورد كتاب‌های روان‌شناسی، اثر بخشی یا بی‌اثر بودن مباحث و آموزه‌های آنها بر خوانندگان‌شان است، به طوری كه در بسیاری موارد به نظر می‌رسد اشتیاق نسبت به مطالعه این دسته از كتاب‌ها در حد خرید آن یا خواندن یك یا دو فصل از یك كتاب چند فصلی خلاصه می‌شود. در چنین شرایطی نه‌تنها بهره‌گیری مفید و كاربردی از توصیه‌های روان‌شناسانه بعید به نظر می‌رسد، بلكه بتدریج و با تكرار این روند نوعی تردید نیز نسبت به موثر بودن مباحث روان‌شناسی در قالب كتب منتشر شده در این حوزه در كتابخوان‌های غیرحرفه‌ای ایجاد می‌شود.

 

وقت كافی برای مطالعه كتاب ندارم

شاید بسیاری تصور كنند برنامه‌ریزی برای مطالعه كتاب فقط معطوف به كتاب‌های درسی دوران دانش‌آموزی یا دانشجویی است، اما واقعیت آن است كه نداشتن برنامه‌ریزی برای مطالعه‌كردن جزو مشكلاتی است كه به رهاكردن كتاب‌ها می‌انجامد.

دكتر مهرنوش دارینی، روان‌شناس و مشاور خانواده در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: كم حوصله بودن افراد یكی از مواردی است كه تاثیر مستقیمی بر نیمه‌كاره ماندن كارهایشان دارد. به بیان دیگر برخی از افراد توانایی مطالعه‌كردن در زمان‌های طولانی را ندارند.

حتی برخی از افراد به خرید كتاب علاقه نشان می‌دهند، اما چون در قبال خواندن كتاب احساس مسئولیت نمی‌كنند، بنابراین فقط به خرید كتاب می‌پردازند و به این بخش از نیاز خود توجه می‌كنند. بنابراین تقویت حس مسئولیت در قبال خواندن كتاب می‌تواند نقش موثری در پایان رساندن آن داشته باشد.

وی ادامه می‌دهد: نداشتن حس مسئولیت در قبال خواندن كتاب‌های خریداری شده، كم‌حوصله بودن افراد، نداشتن انگیزه‌های درونی كافی و پایدار، نبود محتوای جذاب در كتاب و نداشتن برنامه‌ریزی برای مطالعه جزو عواملی است كه باعث به اتمام نرساندن مطالعه یك كتاب می‌شود.

 

گرایش به كتب روان‌شناسی

از آنجا كه خدمات روان‌شناسی و مشاوره به صورت فردی، زوج، خانواده و گروهی ارائه می‌شود، كتاب‌هایی كه در زمینه روان‌شناسی وجود دارد نیز می‌تواند به هركدام از این مباحث ارتباط پیدا كند؛ اما بنا بر بررسی روان‌شناسان برخی از موضوعات روان‌شناسی در قالب این كتاب‌ها بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرد.

دكتر دارینی با اشاره به این موضوع می‌گوید: مقابله با مسائل روحی و روانی مانند اضطراب، استرس، افسردگی، خشم و پرخاشگری، انتخاب رشته تحصیلی، حل مشكلات و استرس‌های شغلی، حل مشكلات ارتباطی، انتخاب همسر، درمان مشكلات زناشویی و شیوه‌های تربیت فرزندان از موضوعاتی است كه خوانندگان كتب روان‌شناسی به آن علاقه و توجه نشان می‌دهند.

 

كتاب‌درمانی؛ كمك به درمان‌های روان‌شناسی

روان‌شناسان تاكید می‌كنند كتاب خواندن می‌تواند بخشی از روند درمان و شفابخشی در زمینه جسمی و روانی باشد. به همین دلیل در خدمات روان‌شناسی و مشاوره نیز تكنیكی به نام كتاب‌درمانی وجود دارد. در واقع كتاب‌درمانی روشی است برای سرعت بخشیدن به بهبود روند درمان افرادی كه به مشاوران روان‌شناس مراجعه می‌كنند.

دكتر دارینی با تاكید بر این‌كه كتاب‌درمانی باعث می‌شود فرد به شناخت بهتری در زمینه مسأله‌ای كه با آن روبه‌رو شده دست یابد، می‌گوید: كتاب‌های روان‌شناسی به فرد كمك می‌كند تا او دریابد، تنها كسی نیست كه با مشكلی مواجه شده كه ریشه روحی و روانی دارد. همچنین می‌تواند آگاه شود كه دیگران برای حل مسائل خود از چه روش‌هایی استفاده كرده‌اند و به شناخت بیشتری نسبت به ویژگی‌های درونی خودش و راه‌حل‌های جایگزین برای حل مشكلاتش دست یابد؛ اما نكته مهم اینجاست كه از طریق مطالعه كتاب ممكن است بتوانیم از لایه‌های درونی ناخودآگاه‌مان آگاه شویم، ولی با كمك مشاور قادر به بروز آنها در بخش خودآگاه ذهن‌مان خواهیم بود.

به گفته دكتر دارینی، مشاور و روان‌شناس نقشی كلیدی در هدایت تكنیك كتاب‌درمانی دارد. به بیان دیگر یك مشاور روان‌شناس مسئول ایجاد انگیزه در مراجعانش و تامین فرصت لازم برای خواندن بخش‌ها یا كتاب‌های انتخاب شده و همچنین ادامه بحث و گفت‌وگو درباره موضوع مورد بحث است.

این روان‌شناس اضافه می‌كند: توجه داشته باشید كه كتاب‌درمانی به عنوان راهی برای بهبود روند درمان و همكاری میان درمانگر و شخص مراجعه‌كننده در نظر گرفته می‌شود و تنها راهكار برای درمان اختلال‌ها و مشكلاتی كه به خاطر آنها مراجعه كرده‌اید، نیست بلكه نقش مكمل دارد.

این روش درمانی در مورد كسانی موثر است كه به كتاب خواندن علاقه داشته باشند. فردی كه با كتاب و مطالعه انس ندارد، نه تنها قادر به استفاده از این ابزار برای حل مشكلات خود، بلكه شاید اجبار به خواندن عامل تشدید اضطراب او شود و حتی در پاره‌ای از موارد ممكن است به دلیل این‌كه در تكالیف او مطالعه كتاب خاصی در نظر گرفته شده بوده، دیگر برای ادامه درمان مراجعه نكند.

 

كتاب‌های روان‌شناسی برای چه كسانی مفید است؟

روان‌شناسان معتقدند كه برخی از مشكلات و مسائلی كه با آن روبه‌رو هستید در سطحی است كه می‌توانید از مطالعه كتاب‌ها بهره ببرید، اما لازم است بدانید بسیاری از مشكلات با ریشه‌های روان‌شناسانه نیاز به مداخلات حرفه‌ای زیر نظر روان‌شناسان و مشاوران دارد؛ بنابراین انتظار نداشته باشید كه با مطالعه می‌توانید به یك درمانگر تبدیل شوید. مطالعه كتب روان‌شناسی برای افزایش دانش و جهان بینی افراد مفید است، اما برای همه كاربرد ندارد.

به بیان دیگر برای یادگرفتن و كسب مهارت‌های مختلف علاوه بر كتاب نیاز است تا در كارگاه‌های آموزشی كه در آن زمینه خاص برگزار می‌شود، شركت كنید. در واقع در مورد برخی مشكلات روان‌شناختی و روحی نیز نمی‌توان گفت كه با مطالعه می‌توان مشكلات را درمان كرد.

 

چگونه از كتاب‌های روان‌شناسی بهره ببریم؟

اگر شما جزو كسانی هستید كه خواندن كتاب را نیمه‌كاره رها نمی‌كنید، اولین گام شناسایی كامل موضوعی است كه می‌خواهید در مورد آن اطلاعات بیشتری كسب كنید یا قصد بهبود بخشی و درمان آن را دارید.

دكتر دارینی به این دسته افراد توصیه می‌كند: باید هدفتان را از خرید كتاب مشخص كنید. مثلا در مشاوره زوج یابی شما با كتاب‌هایی در زمینه انتخاب همسر، حل مشكلات زناشویی و... برخورد می‌كنید كه برای انتخاب همسر یا حل مشكلاتتان از آن كتاب‌ها بهره ببرید. یكی از راه‌های معمول مطالعه فهرست مطالب موجود در كتاب است. برخی از كتاب‌های روان‌شناسی، بخشی را به ارائه راهكارهای عملی اختصاص داده‌اند كه اگر در فهرست مطالب با راهكارهای آموزشی‌ ـ ‌درمانی روبه‌رو شدید برایتان آموزنده خواهد بود.

این روان‌شناس ادامه می‌دهد: دومین مسأله به كارگیری راهكارهای ارائه شده در كتاب‌هاست. متاسفانه افراد فقط گرایش به خریدن كتاب دارند، ولی آن را بدرستی نمی‌خوانند و مدعی هستند كه كتاب را خوانده‌اند، اما اثربخش نبوده است. باید بدانید كسب مهارت‌های زندگی و حل‌كردن مشكلات مسأله‌ای است كه نیاز به تمرین و تكرار دارد؛ اما متاسفانه افراد در زمینه اكتساب مهارت‌ها از تلاش پایینی برخوردارند و به دلیل عجول بودن، انتظار معجزه سریع‌الوقوع را دارند و در نهایت عنوان می‌كنند كه كتاب كارآمد و موثر واقع نشده است.

پس فراموش نكنید كه نداشتن هدف صحیح در انتخاب كتاب، مرتبط نبودن هدف شما از خرید كتاب با محتوای آن، داشتن انتظار درمان از مطالعه صرف كتاب، داشتن انتظار نتیجه بخشی سریع، نداشتن پیگیری در انجام تكالیف بیان شده و تمركز نداشتن روی مطالبی كه عنوان شده به اثربخش نبودن یك كتاب روان‌شناسی منجر می‌شود.

 

بهره‌بردن از كتب روان‌شناسی

ـ در انتخاب كتاب‌های الهام‌بخش و روان‌شناسی از منابع معتبر اطلاعات كسب كنید.

ـ در یك دفترچه یادداشت نكات كلیدی و مهمی را كه از مطالعه كتاب به دست آورده‌اید، یادداشت كنید.

ـ یك ارزیابی درونی داشته باشید و صادقانه یادداشت كنید كه مطالب كتاب را چقدر در زندگی روزمره به كار برده‌اید.

ـ شیوه چیدمان كتابخانه یا محلی كه كتاب‌های روان‌شناسی خود را در آنجا قرار می‌دهید، تغییر دهید: سه بخش را در نظر بگیرید. كتاب‌های خوانده شده، كتاب‌های نیمه‌كاره، كتاب‌های خوانده نشده

ـ از خرید بیش از حد كتاب خودداری كنید.

ـ در مواقع لزوم به یاد داشته باشید كه مطالب كتاب نیاز به كمك و یاری مشاور یا روان‌شناس دارد.

منبع: سلامت نیوز (تندرستی)

تعداد صفحات : 2

درباره ما
Profile Pic
آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش . . . . برکه اي در همين نزديکي ست با نيلوفري در آن در انتظار ديدار ساحل آه چه انتظاري عبث هرگز نشود اين ديدار تا زماني که اشک برگهايش در برکه جاريست نرسد به ساحل
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان

    sajedeh)


    mohammadjavad)

    abolfazledavari)


    آمار سایت
  • کل مطالب : 62
  • کل نظرات : 31
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 3
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 15
  • بازدید ماه : 4
  • بازدید سال : 122
  • بازدید کلی : 4,857