loading...
افق (آينده ايران..)

شن

بيشه بازدید : 88 پنجشنبه 20 مهر 1391 نظرات (2)

 مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد.  او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.  مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن» مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت میکند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.

 بنابراین به او اجازه عبور میدهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...

 این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.

 یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟

 قاچاقچی میگوید : دوچرخه!

"بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند"

بيشه بازدید : 107 یکشنبه 16 مهر 1391 نظرات (0)

امام على علیه‏السلام :

فى وَصِیَّتِهِ لاِبْنِهِ الحَسَنِ علیه‏السلام اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ کَالاَْرضِ الخالیَةِ ما اُ لْقىَ فیها مِنْ شَىْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرتُکَ بِالاَْدَبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَیَشْتَغِلَ لُبُّکَ ؛(1)

امام على علیه‏السلام :

در وصیّت به فرزندش امام حسن علیه‏السلام : دل جوان ، مانند زمین کشت‏ناشده است . آنچه در آن افکنده شود، مى‏پذیرد . از این رو ، پیش از آن‏که دلت سخت گردد و خِرَدَت سرگرم شود ، به تربیت تو همت گماشتم

نهج البلاغة ، از نامه 31 .

بيشه بازدید : 57 دوشنبه 10 مهر 1391 نظرات (0)

(وَأَمّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ أَمْرِ الْوَقْفِ عَلى ناحِيَتِنا وَما يَجْعَلُ لَنا ثُمَّ يَحْتاجُ إِلَيْهِ صاحِبُهُ، فَكُلُّ ما لَمْ يُسَلَّمْ فَصاحِبُهُ فيهِ بِالْخِيارِ، وَكُلُّ ما سُلِّمَ فَلا خِيارَ فيهِ لِصاحِبِهِ، إِحْتاجَ إِلَيْهِ صاحِبُهُ أَوْ لَمْ يَحْتَجْ)


(
كمال الدين، ج2، ص520، ح49 ; بحارالأنوار، ج53، ص182، ح11 .)

از ما درباره ى اين كه فردى چيزى را براى ما وقف كرده، ولى خودش به آن محتاج شده است، پرسيده اى. حكم چنين فردى، اين است كه در آن چه براى ما وقف كرده، ولى تسليم ما نكرده، مختار است و مى تواند وقف را به هم بزند; ولى آن چه را، به خاطر تسليم، وقفش مسلّم شده است، ديگر نمى تواند برگرداند، خواه به آن احتياج داشته يا نداشته باشد.

بيشه بازدید : 65 دوشنبه 03 مهر 1391 نظرات (1)

امام صادق علیه السلام فرمودند :

دانش اندوز به شوق، اراده، فراغت، عبادت، ترس از خدا، مراقبت و آینده ‏نگرى نیاز دارد.

مصباح الشریعه، ص15

بيشه بازدید : 78 چهارشنبه 29 شهریور 1391 نظرات (0)

گسترش فرهنگ وقف، یكی از عمده ترین فاكتور، انهدام تراكم ثروت در جامعه و ایجاد بستر مناسب برای رشد ارزشهای معنوی و الهی، در شكل توزیع عادلانه ی ثروت، محسوب می شود و با درك از همین نكته، یعنی موثریت ژرف وقف در توسعه ی اقتصادی، فكری، فرهنگی ومعنوی است كه اسلام دین مقدس توحیدی، برگسترش فرهنگ وقف بیش از هر چیز دیگر تاكید نموده است. (جوادی- 1380) سنت حسنه ی وقف یكی دیگر از افتخارات مكتب اسلام و از اهرمهای موثر اعتقادی و فرهنگی برای جبران نیازهای مادی و معنوی جامعه است. از صدها سال پیش تاكنون واقفان خیراندیش با اختصاص بخشی از اموال خود برای خدمت مستمر به جامعه در قالب روش پسندیده ی (وقف) كه بارزترین و روشن ترین مصداق احسان، انفاق، صدقه ی جاریه، تعاون و باقیات الصالحات است منشاء خدمات فراوان علمی، فرهنگی، هنری، رفاهی، بهداشتی در جامعه بوده اند كه وجود صدها درمانگاه، بیمارستان، مدرسه، دارالایتام، كتابخانه و هزارها مسجد، قنات، پل، آب انبار وغیره كه باید بطور دایمی حفظ و مورد بهره برداری قرار گیرد درسراسر كشورهای جهان و به ویژه ایران بهترین گواه و شاهد آن است. (ویژه نامه میراث وقف-1386).
نمونه ی دیگری از مصارف كه در بین موقوفات سالهای اخیر مشاهده می شود برای مساجد، بیمارستانها، ایجاد حمام، تعمیر حمام، احسان، تهیه پوشاك،‌ ایجاد دارالایتام، كمك به ایتام، پرورشگاه، كمك به دانشجویان، اطفال بی بضاعت، معلمین و مستخدمین مدرسه، كمك نقدی به افراد، لوازم تحصیل دانش آموزان بی بضاعت،‌ اعطای جوایز و وام و كمك، ورزش در مدارس، هزینه ی نفت و تعمیر حمام، احداث ساختمان برای افراد بی بضاعت، جهیزیه ی عروس، ازدواج، بیماران سرطانی، احداث منازل خانواده ی شهدا، احداث نانوایی، مستمندان وجیهه جنگ، احداث كتابخانه، خرید كتاب، امور خانواده ی شهید و

بيشه بازدید : 64 شنبه 25 شهریور 1391 نظرات (0)

حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر عظیم الشان (ص)، با همه ی تلخی ،در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد . . . (مقام معظم رهبری)

بيشه بازدید : 91 پنجشنبه 23 شهریور 1391 نظرات (1)

یكى از بهترین و عارفانه‌ترین حالات بنده مخلص، حالت خدا ترسى و وحشت از روز قیامت است. این حالت مراتب و جلوه‌هاى گوناگونى دارد، اما در انبیاى الهى و معصومین (علیهم السلام) داراى بیشترین ‏جلوه است؛ چرا كه آنان در بالاترین مراتب خوف خدا قرار دارند دیگران نیز كه در مراتب پایین‌ترى هستند، به ‏گوشه‌اى از این كمالات دست یافته‌اند در این میان دانشمندان و علما بیشتر از دیگران روحیه خدا ترسى ‏داشته‌اند. قرآن كریم مى‌فرماید: انما یخشى الله من عباده العماء(17) از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او ‏مى‌ترسند. حال باید پرسید: چرا فقط دانشمندان از خدا مى‌ترسند؟ علت آن است كه هر چه معرفت و یقین انسان به خدا بیشتر شود، ترس او از پروردگار بیشتر خواهد شد. ترس از خدا اگر چه علل گوناگونى دارد، اما موثرترین آنها، به یاد آوردن عظمت پروردگار و وعده‌هاى تخلف ‏ناپذیر او و به خاطر آوردن عظمت روز قیامت است كه تمام این حالات، انسان را به ترس از خدا و روز قیامت ‏وا‌مى‌دارد. در دوران جوانى كه دورانى حساس و پرفراز و نشیب است و جوان قادر است همه چیز را در خود بیازماید، ‏این مساله كاملا آشكار است؛ چرا كه جوان ممكن است با آزاد گذاردن نفس اماره و طغیانگر و پیروى از ‏وسوسه‌هاى شیطان، خود را از قید همه چیز رها كرده، به حیوانى درنده و خون آشام تبدیل شود و ممكن ‏است با مهار كردن آن، خود را به بالاترین مراتب كمال انسانیت و عالى ترین مراحل معرفت برساند.‏

بيشه بازدید : 92 سه شنبه 21 شهریور 1391 نظرات (0)

از ديدگاه شهيد بهشتي، عواملي که جوانان را دچار آسيب هاي روحي و رواني کرده، آنها را در معرض ابتلاء به بيماري هاي گوناگون اخلاقي قرار مي دهد، که عبارتند از:
1-احساس يأس و دل سردي
هر جوان حق دارد از زندگي خود لذت ببرد.
برنامه ريزي و فرصت دادن به خود براي تفريح، بخش مهمي از مراقبت خويش است، و به زندگي تعادل مي بخشد.
شادي يک رکن طبيعي و نشان زنده بودن و ثمره ي افکار مثبتي است که بر شکل گيري سرنوشت جوان تاثير به سزايي دارد، در حالي که افکار يأس آلود جز ايجاد موانع و مشکلات بر سر راه جوان، کار ديگري صورت نخواهد داد.
هر اندازه روحيه جوان محکمتر باشد، در برابر رويدادهاي تلخ مقاومت فزونتري نشان خواهد داد، و کمتر در معرض تهاجم طوفان هاي خشم و نفرت و بخل و حسد و انتقام جويي قرار خواهد گرفت. شور و نشاط، موتور حرکت و عمل است. بدون آن هيچ طرحي به مرحله تحقق نمي رسد.
شور و نشاط است که انرژي ها را تجهيز مي کند، و به صورت يک کاسه در مي آورد تا بتواند جوان را از تمام موانع گذر دهد. اگر گفته اند که ايمان کوه ها را از جا مي کند، در مورد شور و شوق نيز مي توان گفت که آن نيز تمام موانع را از سر راه بر مي دارد. شهيد بهشتي اولين مطلبي را که به صورت مستقل بر اساس قرآن و سنت مورد تحقيق و مطالعه قرار داد، «موضوع تفريح و شادابي در زندگي » بوده است. وي در مورد انگيزه ي اين کار مي فرمايد:
«يادم مي آيد که حدود چهارده پانزده ساله و در آغاز بلوغ بودم و تحصيلات علوم اسلامي را هم تازه شروع کرده بودم به حکم آن نشاط و شادابي که انسان درآن سن دارد پيش يا بعد از مباحثه، و پيش يا بعد از درس، دوستاني مي گفتند و مي خنديدند و مي گفتيم و مي خنديديم. يکي از رفقا با من هم مباحثه بود، ولي سن او از من چند سال بيشتر بود، و شايد درآن موقع بيست و يکي دو سال داشت. او بازار را رها کرده، و به تحصيل علوم اسلامي رو آورده بود، و بزرگ شده در جلسات مذهبي معمولي، مثل هيات ها بود. وقتي ما مي خنديديم ايشان مي گفت: فلاني، حالا که آغاز دوران تحصيل علوم اسلامي است بهتر است که خودمان را عادت بدهيم که نخنديم، يا کمتر بخنديم گفتم: چرا؟ گفت: خوب آيه قرآن است: «وليضحکوا قليلا و ليبکوا کثيرا»«کم بخندند و زياد بگريند».
(سوره توبه، آيه 82)
در آن موقع که ايشان اين آيه و يکي دو حديث به اين مناسبت مي خواند من فکر نکردم که بروم مطالعه کنم... ولي بعدها قرآن را به صورت علمي مطالعه و بررسي کردم ديدم مطلب درست در نقطه مقابل آن است ... مطلب اين است که پيغمبر دستور صادر کرده بود که تمام نيروهاي قابل، براي شرکت در مبارزه عليه کفار و مشرکيني که بر سرزمين اسلامي هجوم آورده بودند. بسيج شوند... عده اي با بهانه هاي مختلف از شرکت در اين لشکرکشي خودداري و از فرمان بسيج خدا و پيغمبر تخلف کرده بودند... قرآن به عنوان يک نفرين مي فرمايد: از اين گروه نافرمان کم بخندد و زياد بگريد. اين را به عنوان يک کيفر و نفرين بر اين گروه نافرمان مي گويد.»
مجلس و محضر شهيد دکتر بهشتي، مجلس منفي بافي و اظهار يأس و دلسردي نبود، بلکه مجلس تجديد نشاط در کار و تقويت روحيه و اراده و خوشبيني بود.
او مي فرمود: «هيچ جوان نوخاسته را نگذاريد نسبت به نتيجه تعليم و تربيت خود، در هر راه که هست ذره اي نگراني و تشويش داشته باشد. اگر اين جوان در همه ي ساعات ايام کار خود، با ايمان و اطمينان به کار مشغول باشد، ممکن است به نتيجه نهايي برسد، و در هر حرفه که انتخاب کرده، با اطمينان کامل به صبح سعادت خود اميدوار باشد. »
از ديدگاه شهيد بهشتي مهمترين عواملي که باعث سلب روحيه نشاط و شادابي و ايجاد دل سردي در جوانان مي شود، چهار عامل است:

بيشه بازدید : 63 دوشنبه 20 شهریور 1391 نظرات (0)

سیاسی بودن دانشجو مقوله ای است که دارای مراتبی است. حد لازم سیاسی بودن به معنای حساسیت در برابر سرنوشت خود و جامعه خویش و تلاش فکری و عملی برای بهبود آن است. شرکت در صحنه های مختلف سیاسی مانند انتخابات و اهل تحقیق بودن دراین زمنیه ها حد ضرورت است. بنابراین نباید تصور کنیم دانشجویان از اندیشیدن ، سیاسی بودن ، سیاسی فکر کردن و تاثیرگذاری ، فاصله گرفته اند، بلکه تلاش های خود را براساس شرایط ونیازهای زمان و مکان جهت داده اند، البته به قول مقام معظم رهبری «نسل جوان دانشجو اجازه نخواهد داد که دانشگاه خانة امن دشمنان این ملت و فریب خوردگان بیگانه بشود.»

امروز حضور فعال علمی دانشجویان درکنار حضور سیاسی متعهدانه و هوشمندانه آنان، و به دور از جنجال ها و هیاهوهای حزبی و جناحی، خود بهترین دلیل برای حساسیت و احساس وظیفه آنان در برابر کشور، مردم و انقلاب است.

بيشه بازدید : 75 دوشنبه 20 شهریور 1391 نظرات (0)

دانشجوی سیاسی مطلوب در نظام اسلامی، به کسی گفته می شود که در دانشگاه، به درجه بالایی از بینش و درک سیاسی رسیده، در قبال سرنوشت خود، جامعه ومسائل سیاسی حساسیت لازم را نشان دهد. سیاسی بودن دانشجو بدین معناست که یک دانشجوی متعهد، تنها نباید در محور مسائل فردی وشخصی خود متمرکز باشد و از رویدادهای جامعه وجهان غافل گردیده، نسبت به آن بی تفاوت باشد، بلکه باید با اصول و مبانی منطقی و معقول، به تحلیل حوادث و رویدادهای جهانی و داخلی بپردازد و موضع مناسب و قاطع اتخاذ کرده و حساسیت لازم را دارا باشد. آن گونه که حضرت امام (ره)، همواره از دانشجویان و دانشگاهیان انتظار داشتند که همچون ناظری بصیر و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه، عملکردها و تصمیم گیری ها را مد نظر گیرند و با نقادی دلسوزانه، خطا و لغزش احتمالی را گوشزد کنند و همچون مشاوران و کارشناسانی امین، مساعدت خویش را از دست اندرکاران و مجریان امور دریغ نکنند.

همچنین در رخدادها و مراحل حساس و تعیین کننده ای چون انتخابات، همراه با دیگر بازوان فکری جامعه، با ارائه ملاک ها و معیارهای صحیح، مردم را برای مشارکت و حضور موءثر در سرنوشت خویش مدد رسانند و در جهت گیری ها و خلق بسترهای اجتماعی - فرهنگی، تسهیل کننده راه تحکیم مقاومت ملی و انقلابی در برابر جهان خواران، امت اسلام را حامی و هادی باشند و به مدد قدرت فنی و دانش خویش، در تشخیص و افشای ترفندهای دشمنان، لحظه ای درنگ به خود راه ندهند.مقام معظم رهبری نیز تصریح می کنندکه «مسئولیت بزرگ دانشجویان بسیجی، تحلیل درست، بررسی کارشناسانه و ریشه یابی مسائل اساسی کشور و جهان اسلام و حضور هوشیارانه، بانشاط و فعال در صحنه است».

سايت : حوزه

بيشه بازدید : 228 یکشنبه 19 شهریور 1391 نظرات (0)

امام على عليه‏السلام 

صدقه و وقف دو ذخيره‏اند ، آنها را براى روز خودشان (قيامت) وانهيد.

دعائم الإسلام ، ج2 ، ص340 .

بيشه بازدید : 59 شنبه 18 شهریور 1391 نظرات (0)

بخشي از وقف‌ها، وقف قرآن باشد. مقداري که براي امام حسين(ع) وقف شده، براي قرآن نشده! قرآن و امام حسين (ع) با هم هستند. قال رسولالله(ص): «اني تارک فيکم الثقلين ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»

بيشه بازدید : 212 شنبه 18 شهریور 1391 نظرات (0)

اگر ماهيت وقف مانند ملک باشد و موقوف داراي شخصيت حقوقي باشد از ايقاعات است و نيازي به قبول ندارد. بنابراين نظريه‏ي وقف ازاله‏ي مالکيت است و عدم قبول موقوفه عليه ضرري بر حق وقف نمي‏زند. بلکه آنان را از انتفاع محروم مي‏کند. مرحوم محقق حلي مي‏گويد: «وقف ايقاع است ولي صدقه عقد است» شهيد اول در لمعه مي‏گويد ظاهر اين است که در مطلق وقف قبول شرط نيست يعني وقف ايقاع است. شهيد ثاني در شرح لمعه مي‏گويد: در اين مورد دو قول است: قول اول قبول شرط مي‏داند و ديگر قول را شرط نمي‏داند و مي‏گويد طبق اصالت عدم اشتراک اگر شک کنيم که آيا قبول در وقف شرط است يا خير اصل عدم اشتراک است و هم چنين وقف قطع مالکيت است و نياز به قبول ندارد. لذا از ايقاعات است.

عده‏ي گفته‏اند اگر وقف طرف مشخص داشته باشد بايد قبول شرط را بدانيم. زيرا طبق قاعده اگر بخواهيم چيزي را ملک کسي قرار دهيم، بايد او راضي باشد. عده‏اي از فقها وقف خاص را عقد و وقف عام را ايقاع مي‏دانند. در قانون مدني به پيروي از آن دسته از فقها که وقف را چه خاص و چه عام باشد عقد مي‏دانند در مورد صحت عقد وقف نيز مستقيما ماده‏ي مخصوصي ندارد ولي آن چه مسلم است با توجه به اين شرايط اساسي عقد در ماده‏ي 190 ذکر شده است لذا وقف نيز تابع موقوف خواهد بود.

تلقي و فهم فقيهان از وقف به رغم اينکه هنوز متکي بر تعاريف فقهاي قديم است و هنوز دستاوردهاي علوم مختلف مديريت، جامعه شناسي و اقتصاد به عنوان کارشناسي و موضوع شناسي وارد در تعريف فقهي وقف نشده، اما اين تعاريف کارآمدي و کارآيي مطلوبي دارند و مي توانند سازمان وقف را به سوي اهداف مقبول هدايت نمايند. البته متصديان دانش فقه بايد در کنار اتکا بر بنيادها و بنيه هاي فقه سنتي، از تجارب جديد علوم هم بهره ببرند و تلقي هاي خود را تا حدي متحول نمايند.

منبع : http://www.khorasannews.com/

بيشه بازدید : 60 شنبه 18 شهریور 1391 نظرات (0)

وقف در اديان ابراهيمي
وقف در ميان زرتشتيان

www.irib.ir.
بنظر مي رسد گذشتگان در فرهنگ خود به نوعي از تصرفات مالي شبيه وقف، آشنايي داشته اند و در تخصيص بخشي از اموال خود براي خدايان ومعابد انفاق مي کردند.در کتاب مذهبي زرتشتيان اوستا مي خوانيم: خشتي مچا اهورايي آييم درگوبيوددت واستارم.
((اهورا مزدا از کسي خشنود است که بينوايان را دستگيري کند)) درطبيعت برابري نيست ما بايد آن را يجاد کنيم خداوند متعال تمام افراد را يکسان نيافريد از اين جهت هميشه افرادي که از ديگران ناتوان تر وضعيف ترند مي يابيم. پيامبران الهي کمک کردن و رسيدگي به محرومان ومستمندان را از وظايف پيروان خود قرار داده اند.
در مذهب زرتشتي هر کس وظيفه دارد يکدهم درامد خود را صرف داد ودهش وخيرات وکمک به مستمندان کنندهمچنين بسياري از افراد نيکوکار زرتشتي قبل از مرگ تمام يا قسمتي از دارايي خود را ازقبيل: زمين، با،آب وخانه وقف مراسم گهنبار وخيرات ودادو دهش وکمک به فقرا وهم کيشان خود مي کنند. از سنن ايرانيان باستان که براي دادو دهش وخيروخيرات برگزار مي شد، مجالس شش اهنبار
يا گهنبار بود که پيدايش آن به اوايل پيشداديان مي رسد.
تاريخ نگاران اولين بنيانگذار گهنبار را جمشيد، شاه پيشدادي مي دانند درزمان او يا پس از ظهور زرتشت تغييراتي در روش گهنبار داده شد در ابتدا موبدان بخش هايي از اوستا را مي خواندند آنگاه سفره حام مي گستراندند وفقير وغني برسر سفره ئ گهنبار مي نشستند واز آن استفاده مي کردند.اين روش تا زمان انوشيروان ساساني ادامه يافت درزمان او به علت فاصله زياد طبقاتي بين مردم دگرزگوني هايي در ايين گهنبار به وجود آمد. شش گاهنبار يا گهنبار يا گاهانبار، به طور کلي اشاره به شش گاه يا شش هنگام از اوقات مختلف دارد که موقع آفرينش عالم وعالميا ن مي باشد.
در ايين مزديستي(يکتاپرستي) زرتشت، اين شش گاه يا شش هنگام را به شکرانه نعمت هاي خداوند متعال جشن مي گيرند و زرتشت مانند ايرانيان قديم، در اين جشن ها بذل وبخشش، دادو دهش، خير وخيرات و انفاق مي نمايند واحسان مي کنند وسپاس اهورا مزدا را بجاي مي آورند.درآمد ومنافع حاصله از موقوفه هاي گهنبار نيز در اين ايام صرف نيات خيرخواهانه ونيکوکارانه واقف مي شود.
گذشته از اينکه اين شش هنگام موقع خلقت جهان وساير موجودات ومخلوقات مي باشد، انسان در اين روزها نيز از کاروکوشش خود نتيجه به دست مي آورد وفايده ميبرد، ازقبيل برداشت محصول وبدست آوردن ميوه ها وخوراکها وغيره.هرکدام از اين جشنها که درشش موقع انجام ميگيرد، به مدت پنج روز ادامه مي يابد ودوروز آخرآن از همه مهمتر وگرامي تر است ودر واقع چهارروز اول را به مقدمه جشن مي دانندوجشن مراسم حقيقي درروز پنجم برپاست.هنگام فتح شوش دربقعه ي دانيال پيامبر سندي به دست آمد که به موجب آن گنجي براي پرداخت وام هاي بدون ربح يافته بودوخليفه دستورداد که گنج به دست آمده به بيت المال منتقل شده، طبق اختصاص دستور مندرج در سند عمل شود.

وقف در ايران باستان

مصطفوي رجالي/1351/ص 17 به بعد.
درايران باستان وقف به معني امروز وجود نداشته بلکه امور خير به عنوان نياز و پاره اي ازآنها بدون توجه به اجر وپاداش دنيوي يااخروي انجام مي يافته است.واگر امروز ما موقوفاتي را به نام زرتشتيان درکنار وگوشه ايران مي بينيم به تقليد از اسلام بوده است. آنان درمواقعي خاص اموال خود راوقف مي کردند تا از غصب آن جلوگيري کنند و بعلاوه مال آنان بين خودشان باقي بماندو به تصرف مسلمين در نيايد. وقف در ايران باستان به سه دسته بوده است:
1- اشوداد: بخشيدن درراه دين يا بخشي درراه خدا 2- نياز: تهيه لوازم معبد وپرستشگاه ودراختيار معبد قرار دادن آن لوازم
3- گهنبار: زرتشتيان معتقدند که اهورا مزدا دنيا را در شش روز آفريد وآن روزها را جشن مي گرفتند که توضيح آن بيان شد.
نمونه هاي ديگري از وقف در ايران باستان مشاهده شده که عبارتند از:
1- بخشش براي نيازمندان ومستحقان 2-خيرات براي درگذشتگان 3-خيرات براي کفاره ي گناهان
پس به طورکلي زرتشتيان نيز به اين امر(وقف) واقف بوده وخود را ملزم به اين امر مي دانستند هر چند وقف درآن زمان تفاوت بسياري بازمانهاي بعد دارد.

وقف در ميان يهوديان

قوم يهود مردمي گمراه وخودخواه بوده اند گرچه آنان خود را(قوم برگزيده خدا)مي دانند.احکام جزايي وحقوقي آنان بدون شک متأثر ازفرهنگها، مذاهب واديان مجاور است،احکام وقوانين جامعه ي مصري،جامعه ي بابلي وجامعه ي ايراني درتورات راه يافته است. **زيرنويس=مبلغي آباداني/1376/ج2/ ص 631.@ قانون ارث در دين يهود بسيار محدود است ودر تورات کمتر سخن از ارث رفته است. **زيرنويس=توفيقي/1379/ص93.@.
بطورکلي عبادات يهود درقرباني خلاصه ميشود که عبارتند از:
1- قرباني بي کوريم: يعني نخستين فرزندذکور،اولين مولود ازاغنام واحشام،اولين محصول، اولين ميوه و... که بايد آنها را به عنوان قرباني بدهند به اين صورت که نخستين ها را از هرچيز بايد به روحاني بدهند واو آنهارا با تشريفات ويژه اي مي سوزاند ولي فرزند اول خود را از او مي خرند.
2- قرباني دائمي: که در اغلب اعياد مرسوم است وقرباني را مذبح مقدس (قدس الاقدس)براي رضايت يهوه قرباني ميکند.
3- قرباني کيپور: کفاره، هرگاه کسي گناهي مرتکب شود بايد قرباني بدهد
همچنين يهوديان اعياد مذهبي خاصي دارند که در اين ايام بايد هرفرزند ذکور درحظور يهوه هديه ي خود را باخوشحالي بگذارد و... درعيد فصح نيز اعمال خاصي را براي مراسم قرباني انجام مي دهند در عيد سبت که روزآزادي انسان است چون يهوديان به اين امر قائلند که يهوه در شش روز جهان را پديد آورده است و درروز سبت (شنبه) بايد استراحت کرد.
1- سبت غلام: هرغلام يا کنيز اسرائيلي که شش سال خدمت کرد در سال هفتم بي قيمت آزادش کن، زيرا سال آزادي بردگان است.
2- سبت دين: اگرتا شش سال رفيق تو که مديون تواست اداي قرض ننمود، با سال هفتم نبايد از او مطالبه کنيد که اوديگر بدهکار نيست
3- سبت سالها (يوئيل)که روز وسال استراحت عموم مردم است اراضي پس از گذشت 49 سال به قيد قرعه بين بني اسرائيل تقسيم ميشد چراکه آنان زمين را ملک يهوه وخود را ميهمان وغريب او ميدانند.
طبق تورات هرهفت سال يکبار بايد وام ها را بخشيد وکارهايي انساني ازقبيل آزادکردن بردگان اسرائيلي ومانند آن انجام داد نام عبري اين سال شميطا به معناي رهاکردن است که مي توان اين اعمال را نمونه اي از وقف يا بخشش يا نوعي انفاق تلقي نمود البته در دين يهود اخلاقياتي وجود دارد که برخي از آنها با موضوع ما بي ارتباط نيست ودر بردارنده نوعي انفاق وبخشش مي باشد مانند: **زيرنويس=مبلغي آباداني/1376/ج 2/ صص 632 و 633.@.
1- غريب نوازي، دستگيري از ناتوانان وايتام (غريب را ميازار؟ بياد آور که در سفر غريب بودي
2- بر کارگران که فقير ومسکين اند،خواه از برادرانت وخواه از غريبان، ظلم وستم روا مدار
3- برادر خود را براي سود قرض مده وبراي سود آذوقه مده وبراي سود کمک مده
4- اگر به فقيري نقدي قرض دادي، ربا وسود از او مگير
فرقه ي اينسيان نيز يک فرقه يهودي بوده اند که بسيار اهل عبادت ورياضت وانزوا بوده اند ودر زندگي اجتماعي به يک معاش جمعي قائل بوده واموال خودرا متعلق يه عموم مي دانستند وغسل تعميد نزد ايشان نشانه پاکي وتوبه از گناه شمرده مي شد. **زيرنويس=همان/ ص 672.@.
تمام اين مطالب بيانگر آن است که در دين يهود نيز اعمال عبادي که انجام ميشده اگرچه تحت عنوان وقف نبوده ولي نوعي انفاق وعطيه محسوب مي شده است.

وقف در ميان مسيحيان

 

بيشه بازدید : 71 پنجشنبه 16 شهریور 1391 نظرات (0)

گسترش علاقه به حضور در دانشگاه یک نکته است و رفتن به این محیط تنها و تنها برای کسب یک مدرک نیز نکته دیگری است. آن که دانشگاه را فضایی برای کسب علم و دانش و جایی برای یادگیری یک تخصص در نظر می گیرد، با شخصی که از این محیط یک تلقی ابزاری داشته فرق می کند. در نگاه ابزاری کسب مدرک به تنها علت حضور در محیط آموزشی تبدیل شده و نخبه پروری یا کسب مهارت به حاشیه رانده می شود. شاید از این روست که « محمد جهرمی » وزیر کار و امور اجتماعی نیز در این باره به گلایه می گوید:« باید به جای مدرک گرایی به مهارت گرایی توجه بیشتری کنیم و با کسب مهارت مشکلات موجود در مشاغل را رفع کنیم. یکی از مشکلات این است که اشتیاق بیش از اندازه به مدرک گرایی و گرفتن مدارک دانشگاهی بدون پشتوانه مدیریتی وجود دارد. هم اکنون در جامعه ما همه تلاش دانش آموزان این است که از سد محکم کنکور رد شوند و در هر رشته ای که توانستند پس از قبولی مدرک مربوطه را دریافت کنند که این کار بدون توجه به کاربرد رشته مربوطه و نیاز جامعه و بازار کار به آن رشته می شود.
وی در ادامه می افزاید: « به عنوان مثال مدتی پیش در آمار یکی از وزارتخانه های کشور نموداری مشاهده شد که نشان می داد در مدت دو سال بیش از دو برابر ظرفیت موجود ، دانشجو در یک رشته خاص آموزش داده بود. یعنی هرچند جامعه ما سالانه کمتر از ۴ هزار نفر برای آن رشته نیروی کار نیاز داشت اما ۱۳ هزار و ۸۰۰ نفر در این رشته آموزش دیده بودند. »
این بخشی از مشکلاتی است که در نتیجه گرایش صرف به مدرک گرایی در یک جامعه ایجاد می شود. بخشی دیگر از مشکلات نیز به تغییر خصلت های اجتماعی مربوط است که در نتیجه آن جامعه ناخود آگاه افراد صاحب مدرک و بدون مدرک را از هم متمایز کرده و شأن اجتماعی آنها را در یک رده قرار نمی دهد.
دکتر« صابر عزیزی » کارشناس مسائل اجتماعی درباره افزایش تب مدرک گرایی در جامعه و تأثیرات آن چنین می گوید: « وقتی کسب مدرک در یک جامعه به ارزش تبدیل می شود، عده ای از افراد نیز ناخود آگاه برای به دست آوردن امتیازات اجتماعی ناشی از داشتن مدرک به سمت آن رو می آورند. تأثیر این حضور همگانی را می توان از چند زاویه بررسی کرد؛ از یک سو حضور افراد منجر به اشباع بازار کار در برخی رشته ها شده، در نتیجه ما می بینیم که تعداد زیاد فارغ التحصیل در رشته های اشباع شده نتیجه ای جز بیکاری برای آنها به دنبال ندارد. از سوی دیگر به خاطر حضور بخش عمده ای از نیروی فعال جامعه یک سری از مشاغل خدماتی و مهارتی در جامعه تعطیل می شود چون تقاضای نیروی کار برای انجام آن مشاغل در حد پائینی است. به عنوان مثال یک کشاورز به این علت که فرزندانش به دانشگاه رفته و حاضر نیستند به شغل سنتی پدر خود باز گردند ، بساط شغل خود را جمع کرده و با ورود به سن و سال پیری عملاً کسی را در کنار خود نمی بینند. از آن طرف همین فرزندان دانشگاه رفته حاضرند بیکار باشند ولی کشاورزی نکنند. این در حالی است که در صورت برنامه ریزی درست همین عده می توانستند با مکانیزه کردن ادوات کشاورزی خود عملاً از امکانات شغلی مناسبی هم برخوردار باشند.» این استاد دانشگاه ادامه می دهد: « مدرک گرایی مهارت را در جامعه از بین برده و دانش و تخصص را به حاشیه می فرستد.الان در همین حوزه علوم انسانی ما شاهد این اتفاق ناگوار هستیم.افرادی هستند که مثلاً در رشته های فلسفه یا علوم اجتماعی مدرک گرفته اما دانش چندانی در این حوزه ها ندارند. این افراد در برخی موارد با تلاش موقتی حتی توانسته اند مدارک بالاتر را هم کسب کنند و در مواردی تنها به خاطر داشتن مدرک صاحب کرسی دانشگاهی هم بشوند. اما وقتی پای صحبت چنین افرادی بنشینید به راحتی می توانید متوجه ضعف علمی او شوید. این ضعف علمی از نظر من ضعف سیستمی را آشکار می کند که چنین افرادی نتیجه برنامه ریزی های آن به شمار می آیند.چنین سیستمی به جای آموزش مهارت، دانش و تخصص تنها به کسب مدرک تکیه کرده تا عملاً دانشگاه را به یک دبیرستان بزرگتر تبدیل کند.»

بيشه بازدید : 56 پنجشنبه 16 شهریور 1391 نظرات (0)

مدرک گرایی آفتی بزرگ و ضد رشد علمی حوزه است. از طرفی دیمی بودن و بی ضابطه و درجه بندی دقیق پایگاه های درسی طلاب نیز, کاری نامعقول و ارتجاعی است; بویژه در این روز و روزگار؟

بنابراین, باید راهکار یا ساز و کارهایی جست وجو کرد که درجه بندی و جایگاه درسی و علمی طلاب را مشخص سازد, و مدرک گرایی بی محتوا را میان طلاب رایج نکند, و درس خوانده ها و درس نخوانده های آنان را مشخص سازد.

در ضرورت مدرک که سخنی نیست, لیکن افزون بر آن باید معیارهایی در حوزه رسمیت یابد, و قانونی شود که طلاب افزون بر مدارج و مدارک صوری, خویش را به آن معیارها و مدارج واقعی برسانند, وگرنه فاقد اعتبار اصلی و عالی حوزوی گردند, و در عینیت و عمل هم بسیاری از امتیازها را از کف بدهند.

این معیارها, باید بررسی گردد که اینها عوامل و زمینه های تعالی و رشد علمی و علم گرایی را در حوزه پدید می آورد, یا نه؟

برابر این پیشنهاد, اگر معیارها و شرایط بدین گونه در حوزه محور طبقه بندی طلاب قرار گیرد, علم گرایی در عین مدرک گرایی رشد می کند.

این معیارها عبارت اند از:

1. تدریس خوب و فنی کتب حوزوی, در سطوح مختلف کتابهای درسی: یعنی اگر دو طلبه که هر دو مدرکی همپایه دارند, یکی رشته یا کتابی درسی را خوب تدریس می کند و دیگری نه, آن که می تواند خوب تدریس کند, امتیاز بیش تر داشته باشد, و کار او مورد ارزیابی و امتیازدهی بیش تر قرار گیرد. البته سطح تدریس نیز باید منظور باشد.

2. سخنرانی خوب و فنی و علمی, نه منبرهای حرفه ای و پرهیاهو و بی محتوا. اگر کسانی اضافه بر مدارک حوزوی, سخنرانی علمی و منطقی خوبی دارند, و در این رشته زحمت کشیده اند, امتیاز بگیرند.

3. دانستن زبان یا زبانهای خارجی. این نیز موجب امتیاز جدی باشد.

4. نوشتن مقاله یا مقالات و نشر در روزنامه ها و مجلات کشور.

اگر کسانی در کار نویسندگی تلاش کردند, و توانستند مقاله هایی کوتاه یا بلند, و با محتوا و غنی, و از نظر لفظ و معنی استوار, بنویسند, موجب امتیاز و ارزشیابی باشد و همپایگی مدرک را تحت الشعاع قرار دهد.

5 مشارکت در پروژه های تحقیقاتی. این نیز بسیار مهم است و باید مورد سنجش قرار گیرد.

6. نوشتن کتاب یا کتابهایی در زمینه های گوناگون اسلامی.

نوشتن کتاب و خلق آثار علمی, اجتماعی, تربیتی, آموزشی و… حتی داستانی و نمایشنامه و… باید ارزشیابی گردد و موجب امتیاز باشد. البته کتابهایی که از نظر نگارش و زنده و به روز بودن تایید شود, رونویسی و سرقت علمی, و بی اصول و بی محتوا نباشد. نیز کتابها, تکرار درسهای اصول و فقه و… نباشد.

این کتابها درجه بندی می شود و به نویسندگان مدارک و امتیازهایی متناسب با کارشان داده می شود; مثلاً:

1. پایه یکم نگارش

2. پایه دوم نگارش

و…

7. در رشته هایی افزون بر درسهای حوزوی, کار کرده و اطلاعاتی دقیق دست آورده باشد. مثلاً در رشته علوم تربیتی و اخلاق, یا فلسفه ای جدید, یا کلام روز, یا اقتصاد, یا جامعه شناسی یا علوم سیاسی, یا هنر, فیلم, سینما, یا تاریخ, یا مناظره و پاسخ به سؤالات, و… اگر طلبه ای در یکی از این رشته ها تخصص یافت, و مورد قبول اساتید این رشته ها بود, امتیازات و مدارکی افزون بر مدارک رسمی حوزه دریافت کند.

شناخت ادیان چون یهودیت, مسیحیت, بودائیسم, هندوئیزم و… نیز در این راستا قرار دارد. که مجموع این اطلاعات موجب امتیازهای اساسی و جایگاههای مناسب حوزوی و اجتماعی گردد.

بویژه مسائل و شبهات جدید و کلام جدید و پاسخ گویی به سؤالهای مورد نیاز نسل امروز, باید از پایگاه و جایگاه بالایی در حوزه برخوردار باشد. و مدیریتهای حوزوی بکوشند با دقت و بررسی, شرایط رشد این گونه طلاب را بیش تر فراهم سازند و ابزار کار لازم را در اختیارشان قرار دهند و این گونه نباشد که طلبه ای برای اطلاع بیش تر از این دست مسائل نیاز به کتاب یا سفری داشته باشد و نتواند و توان مالی او اجازه ندهد؟

باید دانست و نیک توجه داشت که بررسی صرف این امتیازها و یک کارت آفرین به آنها دادن, هیچ گونه ارزشی نمی تواند داشته باشد, بلکه حتی ریشخند نیز به شمار می رود, بلکه امتیازهای اضافی حوزوی و اجتماعی, باید بر محور امتیازهای اضافه و بیرون از برنامه های رسمی, استوار گردد.

برای نمونه: مسکن, سطح حقوق, معرفی نامه دادن به مراکز غیرحوزوی, و دیگر مسائلی که به گونه ای تسهیلات و امکانات است, بویژه تأمین بودجه و شرایط رشد هریک از این طلاب.

با این گونه ارزشیابیها و ارزشگراییها باید طلاب را به برنامه های جنبی و اضافی حوزه تشویق کرد, و آنان را به علم گرایی تشویق نمود, و از هدف شدن مدرک کاست.

منبع : حوزه

بيشه بازدید : 72 یکشنبه 12 شهریور 1391 نظرات (0)

يکي از مسائلي که در جامعه شناسي سياسي جديد مورد توجه و اهتمام نظريه پردازان و جامعه شناسان قرار گرفته است، تاکيد بر اين مفهوم است که بايد براي سياست نوعي بازتعريف يا تعريف مجدد ارائه داد  و آن را در سايه تحولات تجربي و نظري مدرن ارزيابي کرد.
به عبارت ديگر به اعتقاد جامعه شناسان سياسي جديد، تلاش هايي که در راستاي بازتعريف مفهوم سياست به ويژه از آغاز قرن بيستم به بعد به عمل آمده است حاصل مجموعه اي از تحولات به شمار مي رود; از جمله تحولات نظري در اين حوزه، تعريف سياست بر مبناي بازتعريف و مفهوم پردازي مجدد يکي از قديمي ترين و مهم ترين مقوله هاي موجود در گفتمان سياسي يعني قدرت صورت گرفته است. اين تحول نظري از سال هاي دهه 1950 و 60 ميلادي با تحقيقات و پژوهش هاي دقيق و چالش برانگيز فيلسوف و مورخ پساساختارگراي فرانسوي يعني ميشل فوکو به عمل آمده است.
وي در حوزه تعريف و نظريه پردازي درباره قدرت از جمله برجسته ترين نظريه پردازان محسوب مي شود. از ديدگاه فوکو، قدرت ماهيتي سياسي، فرارونده، غيرمتمرکز و نفوذپذير يا رسوب کننده دارد. قدرت همچون مايعات و سيالات در يک جا ماندني نيست; تمرکز و انباشت قدرت در يک جا موجب نابودي آن و ويراني عرصه تمرکز قدرت خواهد شد. به اين ترتيب از نظر فوکو قدرت را نبايد وابسته به نهاد يا در اختيار و تصرف يک گروه اجتماعي دانست، بلکه قدرت حاصل ذهنيت و هويت است و منظور از ذهنيت اشاره به روند يا فرآيند سوژه شدن و بسط و گسترش اذهان است.
با اين تعريف قدرت حاصل ذهنيت يا سوژه است و افراد زماني تن به پذيرش آن خواهند داد که به طور ذهني در خصوص حقانيت و مشروعيت  يا القاي  تلقين  يا از طريق قهر و اجبار ايجاد شده باشد و در نتيجه اشخاص به لحاظ ذهني آن را پذيرفته باشند.

بيشه بازدید : 54 یکشنبه 12 شهریور 1391 نظرات (0)

مدتي است به يک گرفتاري به نام سياست زدگي مبتلا هستيم; به اين معنا که ظاهرا همه چيز سياسي است، جز سياست. به نظر مي رسد توجهي به اين مساله نمي شود که هرکدام از خرده نظام هاي نظام اجتماعي ما به رغم ارتباطشان با يکديگر بايد کارويژه خود را داشته باشند.
سياست زدگي به يک تعبير، به معناي نگاه صفر و يک داشتن، نگاهي مبتني بر تاکيد و تکذيب مطلق يا نگاهي معطوف به "يا با ما يا عليه ما" داشتن است، آن هم از جنس سياسي اش و با تمام ملزومات و دلالت هاي ساختاري و ايدئولوژيک آن در کشور.
من منکر نگاه مجموعه اي نيستم، ولي منکر نگاه تقليل گرا هم هستم. به نظر مي رسد در اين تقليل گرايي، سياست  حرف اول را مي زند و قدرت دولتي نقش تعيين کننده دارد و به گونه اي به علاوه رابطه  قدرت - ثروت پيش از انقلاب که با اقتصاد نفتي در کنار تمرکزگرايي تشديد شد، امروز شاهد اضافه شدن رابطه قدرت - منزلت هم هستيم; يعني قدرت هم منشا» و مجراي رسيدن به ثروت و  هم بعضا به دليل بافت ايدئولوژيک و جمهوري اسلامي منشا» دستيابي به منزلت شده است که البته خيلي از اين ارتباطات، ارتباطات موجه و معقولي هم نيست و در عرصه  منزلت بايد بيشتر به عنوان توهم از آن ها ياد کرد.  مورد اخير، فقدان نظارت از سوي نهادهاي نظارتي غير رسمي ديني موجب لطمات جبران ناپذيري به دين و اخلاق نيز مي شود. سياست زدگي به گونه اي با بي عدالتي و از جا کنده شدن اشيا» و موضوعات از جايگاه واقعي خود نيز عجين است. در اين شرايط است که ما شاهد عزل و نصب هاي سياسي - جناحي و کنار گذاشتن اصل تخصص و ويژگي هاي متناسب و متناظر با مشاغل فرهنگي و حتي اقتصادي نيز خواهيم بود.  خيلي ها فکر مي کنند چون به قدرت دست پيدا مي کنند، خواه ناخواه واجد يک اعتبار و ژمنزلت خاص هم هستند; درحالي که اين توهمي است که بايد با آن مقابله کرد; چرا که مي بينيم بعضا ادعاهاي ديني مطرح مي شود که هيچ رد و اثبات منطقي و قابل قبولي ندارد. شاهديم بعضا افراد پيش از رسيدن به قدرت جايگاه ويژه فرهنگي ندارند ولي به محض اينکه به اين قدرت مي رسند، ظاهرا امر بر آنها مشتبه مي شود که واجد اين قدرت هم هستند. اين سياست زدگي بيش از آنکه در عرصه  عمومي ريشه داشته باشد، در عرصه رسمي و رابطه  قدرت - ثروت از يک سو و رابطه  قدرت - ثروت به علاوه  قدرت - منزلت در سال هاي اخير، از سوي ديگر ريشه دارد. فقدان نقد و بي توجهي به قدرت نقد در عرصه  مدني نيز موجب تشديد سياست زدگي شده است و اين، هم به نوع نگاهي که به انقلاب و جمهوري اسلامي شده و هم به سابقه ساختاري ايران برمي گردد; چنان که اين دو عامل دست به دست هم داده اند و سياست زدگي را پررنگ  کرده اند.
در اين شرايط راه چاره اين است که هم به قدرت مدني توجه و عنايت بيشتري کنيم و هم از رابطه قدرت - ثروت به لحاظ ساختاري فاصله بگيريم و از اتکا به درآمدهاي نفتي کم کنيم و کشور را به سمت يک آمايش سرزميني و مديريت غيرمتمرکز پيش ببريم، هم چنين تفسير صحيح تري از انقلاب به دست بدهيم; تفسيري که ارزش هاي اخلاقي و فرهنگي، ارزش هاي واقعي ما باشند و تقدم ارزشي خود را به دست بياورند; به طوري که سياست يک تقدم رتبي پيدا کند و نقش ابزاري اش را از دست ندهد.

منبع : http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=66436

بيشه بازدید : 67 شنبه 11 شهریور 1391 نظرات (0)

مي‌توان گفت خانواده كانون توجه حملات ابزارهاي مدرن تهاجم فرهنگي است و با تضعيف آن بسياري از اهداف تهاجم فرهنگي محقق مي‌شود. با نگاه به كاركردهاي خانواده بيش‌تر مي‌توان به اهميت آن توجه نمود. خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي پايه و اساسي در جامعه، معمولاً كاركردهاي گوناگوني را بر عهده دارد كه البته چگونگي اين كاركردها و شدت عملكرد آنها در فرهنگ‌هاي گوناگون متفاوت است.

برخي از اين كاركردها عبارتند از:

1- تنظيم رفتار جنسي و زادوولد

درفرهنگ‌هاي مختلف بشري، خانواده محلي امن براي برآوردن نيازهاي زندگي جمعي بشر است. يكي از نيازهاي بنيادين انسان ميل به رابطه جنسي و توليد مثل است. تاريخ بشر نشان مي‌دهد كه هيچ مكاني براي ارضاي نيازهاي غريزي بشر، امن‌تر و آرام‌بخش‌تر از خانواده نبوده است.

2- مراقبت و محافظت از كودكان، ناتوانان و سالخوردگان

از آنجا كه اين افراد، قادر به مراقبت از خود نيستند، بنابراين خانواده بهترين مكان براي حفظ و نگهداري از اين افراد است. به علاوه اين نهاد از جمله معدود نهادهاي اجتماعي است كه ابعاد معنوي و عاطفي بشر را رشد و تعالي مي‌بخشد.

3- اجتماعي كردن فرزندان

در تمام تاريخ بشر، خانواده به عنوان مهد گسترش و انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي نظام اجتماعي از نسلي به نسل ديگر بوده است. همواره رويكردها و آموخته‌هاي اوليه فرزندان، تاثير زيادي در آموخته‌هاي بعدي آنها دارد. بنابراين آنچه را كه افراد در سال‌هاي نخست زندگي از خانواده فرا مي‌گيرند، پايه‌هاي انديشه‌هاي بعدي خود مي‌سازند. در موارد بسيار زيادي الگوي زندگي و رفتارهاي اجتماعي فرزندان، والدين آنها هستند.

4- تامين اقتصادي

تقريباً در همه جوامع تاريخي، خانواده نقش اصلي تامين مايحتاج اقتصادي و ضروريات مادي افراد را بر عهده داشته است. بنابراين در دوره‌هاي مختلف زندگي به ويژه سال‌هاي نخست و پاياني زندگي كه فرد قادر به توليد اقتصادي نبوده است، تحت حمايت سازمان خانواده قرار مي‌گرفت. مسلماً جوامع مختلف تشكيل شده از واحدهاي كوچك‌تري چون خانواده هستند. به همين دليل مهم‌ترين هدف براي نابودسازي يك جامعه و فرهنگ آن، نابودسازي افراد از طريق برهم زدن آرامش رواني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آنهاست كه اين هدف جايي نيست مگر خانواده. چنانچه ديده مي‌شود سيستم برنامه‌ريزي‌هاي فرهنگي دشمن اغلب با اثرگذاري بر خانواده نظام عقيدتي، سياسي و فرهنگي فرد را دچار تزلزل مي‌سازد. اين نظام برنامه‌ريزي با انگشت گذاشتن بر ابعاد غريزي و لذت‌هاي آني، سعي دارد تا اقشار آسيب‌پذير جامعه نظير نوجوانان، جوانان، زنان و ساير گروه‌ها را مورد حمله قرار دهد.

منبع : http://www.ido.ir

بيشه بازدید : 56 چهارشنبه 08 شهریور 1391 نظرات (0)

تعداد صفحات : 5

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 96
  • کل نظرات : 19
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 4
  • باردید دیروز : 6
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 4
  • بازدید ماه : 51
  • بازدید سال : 811
  • بازدید کلی : 12,414
  • کدهای اختصاصی