loading...
فقط بالای 15 سال...!!!
الاعبد بازدید : 34 جمعه 30 خرداد 1393 نظرات (0)

چگونگى شهادت على اصغر ( ع )

در چگونگى شهادت على اصغر،دانستن چند نکته ضرورى است:

1 ـ آیا امام(علیه السلام)على اصغر را به میدان برد؟

بعضى مى نویسند: امام فرزند شیرخوار خود را در جلو خیمه به عنوان وداع مى بوسید که ناگه تیرى آمد و بر گلوى طفل نشست.(40)

سید بن طاووس در لهوف مى نویسد: پس از آن که نداى طلب یارى امام (علیه السلام) بلند شد، صداى شیون زنان خیام برخاست. امام (علیه السلام) کنار خیمه آمد و فرمود: خواهرم زینب!

«ناوِلینى وَلَدِىَ الصَّغیر حَتّى أُوَدِّعَهُ، فَأَخَذَهُ وأَوْمَأَ إِلَیْهِ لِیُقَبِّلَه، فَرَماهُ حَرْمَلةُ بْنُ کاهِل اَلأَسَدی(لع)(41)بِسَهْم فَوَقَعَ فی نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ فَقالَ لِزَیْنَبَ: خُذیهِ، ثُمَّ تَلْقَّى الْدَّمَ بِکَفَّیْهِ فَلَمّا امْتَلأتا; رَمى بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُمَّ قالَ: هَوْنٌ عَلَیَّ ما نَزَلَ بی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللهِ».

«فرزند خردسالم را بیاورید تا ـ به عنوان وداع ـ او را ببوسم، در این هنگام مردى به نام حرمله، فرزند کاهل اسدى، با تیر گلوى او را درید. امام (علیه السلام) خطاب به زینب فرمود: این کودک را از من بگیر و سپس مشت خود را از خون آن نازنین پر کرد و به آسمان پاشید و فرمود: تحمل آن بر من آسان است; زیرا در نظرگاه خدا هستیم.»

ابن اعثم کوفى نیز در «الفتوح» آورده است که امام (علیه السلام) در کنار خیمه، در حال وداع و بوسیدن کودک شیرخوار بود که تیرى آمد و بر سینه اش نشست و او جان داد و امام (علیه السلام) بدن او را دفن کرد.(42)

وى همچنین مى نویسد: امام (علیه السلام) على اصغر را به میدان آورد و فرمود: اى قوم، اگر من به زعم شم ـ گناهکارم، این طفل گناهى نکرده است، او را جرعه اى آب دهید. در این هنگام تیرى از سوى آن قوم آمد و بر گلوى طفل شیرخواره اصابت کرد و از آن سوى بر بازوى امام خورد. آن حضرت با دست خود تیر را از گلوى طفل بیرون آورد و او در دم جان داد. امام (علیه السلام) طفل رابه مادرش داد و فرمود: بگیر که از حوض کوثر سیراب گردید.

2 ـ آیا تقاضاى آب براى على اصغر، برخلاف روحیه والاى امام (علیه السلام) بود؟

در این باره اختلاف نظریه فراوان است; بعضى نوشته اند که امام(علیه السلام) خطاب به لشکر عمر سعد فرمودند:«اُسْقُوا هذا الرَّضِیعَ»;(43)«این کودک را سیراب کنید.»

استاد شهید مطهرى(رحمه الله)تقاضاى آب را برخلاف روحیه والاى امام (علیه السلام) مى دانند .(44)

ولى مرحوم آیتى] که شهید مطهرى در کتاب هایش به او عنایت ویژه اى دارد و از ایشان به عنوان فردى برجسته در تاریخ اسلام در روزگار ما یاد مى کند«مى نویسد: امام کودک تشنه کامى را به دست گرفت و گفت:«یا قَوم إِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذا الطِّفْلَ».(45)بعید نیست که امام (علیه السلام) على اصغر را به سوى سپاه عمربن سعد آورد به مردمان زمان خود و نسل هاى آینده بفهماند که حکومت طاغوتىِ اموى انسان ها را مسخ کرده و از هویت انسانى وانسانیت دور ساخته است، تا آنجاکه به جاى دادن آب به کودک تشنه لب، گلویش را با تیر دریدند.

علاّمه ملاّ احمد نراقى در طاقدیس، در باب حضور على اصغر (علیه السلام) در مقابل دشمن و چگونگى برخورد آنان با آن حضرت، چنین مى سراید:

هان! بیارید آن یکى فرزند من *** وان یکى نوباوه دلبند من

هین بیاریدش به قربانگه برم *** بهر مهمانى به سوى شه برم

مادرش را گر به پستان نیست شیر *** شیر جوشد از دم پیکان تیر

پس نهاد آن طفل بر قرپوس زین *** با نشاط آمد سوى میدان کین

پس به کف بگرفت آن دُردانه را *** سوخت هم دل خویش و هم بیگانه را

شربت آبى طلب کرد از عدو *** تامگر تر سازد آن کودک گلو

جانب صد تیر او را راست کرد *** عشق خونریزآنچه خود مى خواست کرد

شه گرفت آن طفل را بر روى دست *** گَرد خجلت بر رخ گردون نشست

چون پى قربانى اش بر کف نهاد *** شست دشمن از کمان تیرى گشاد

هین بگیر این جرعه آب زلال *** دیگر از بى شیرى اى کودک منال

آمد آن تیر و نشستن در گلو *** اى جهان دون، تفو بر تو، تفو

بر گرفت آن طفل خون آلود را *** آن ذبیح کعبه مقصود را

طفل خون آلوده در آغوش شاه *** شه عنان گرداند سوى خیمه گاه

کى پرستاران بگیرندش زمن *** دادم از پستان پیکانش لَبَن(46)

پرچم عشق حسینى بین که هفتاد و دو ملت *** در عجب از آن که هفتاد و دو تن جانباز دارد

اى بنازم آن سپاهى را که پیشاهنگ هنگش *** همچو اصغر، کودک شش ماهه اى سرباز دارد

3 ـ قبر على اصغر کجاست؟

نوشته اند که امام (علیه السلام) پیکر بى جان فرزند خردسالش را با خون گلوى او آغشت و با نوک شمشیر قبرى حفر کرد و او را در آن دفن نمود;(47)البته بر بدن او نماز نیز خواند .(48)

وى همچنین یادآور مى شود:«فَنَزَلَ الْحُسَین (علیه السلام) فَرَسه، وَ حَفرَ لَه بِطرف السیف، و رَماه بِدَمه، وَ صَلّى عَلَیهِ وَ دفنه».(49)

4 ـ چه مدت از عمر على اصغر مى گذشت؟

در ناسخ التواریخ آمده است، على اصغر شش ماهه بود و مادرش از شدّت عطش، شیرى در پستان نداشت تا به وى دهد.

و در مقتل منسوب به ابى مخنف مى خوانیم:«وَ لَهُ مِنَ الْعُمُرِ سِتَّة اَشْهُر»;«سن او شش ماه بود.»

 

--------------------

 

 

40 ـ تتمة المنتهى: شیخ عباس قمى، انتشارات داورى / قم

41 ـ تجارب الاُمم: أبوعلى مسکویه الرازى 421 ه .)، دارسروش / طهران

42 ـ تحفة الأحباب: ابن شعبة الحرّانى (قرن چهارم هجرى) مؤسسة النشر الاسلامى / قم.

43 ـ تذکرة الخواص: سبط ابن الجوزى (654 ه .) مکتبة نینوى ـ تهران

44 ـ تزکیة النفس: پرورش روح; سید محمد شفیعى

45 ـ تفسیر البرهان: سید هاشم بحرانى (1107 ه .)

46 ـ تفسیر الصافى: فیض کاشانى (1091 ه .) مؤسسة الاعلمى / بیروت

47 ـ تفسیر الکبیر: فخر رازى، محمد بن عمر بن الحسن (606 ه .)

48 ـ تمدّن اسلام: جرجى زیدان

49 ـ تنزیة الأنبیاء: سید مرتضى علم الهدى (436 ه .) منشورات الشریف الرضى / قم

 

 

عاشورا حماسه جاویدان سید محمد شفیعى مازندرانى

درباره ما
برای سلامتی امام زمان صلوات.....
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 1
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1
  • بازدید ماه : 1
  • بازدید سال : 1
  • بازدید کلی : 623